تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

 

در حالیکه محمد همواره تلاش می کرده از خودش اسطوره نسازد و خودش را تا توانسته مرجع مشروعیت نکند و بین و حی و کلام خودش فرق بگذارد و در نهایت باب پیامبری را به اعلام آخرین فرستاده ببندد و بقیه تاریخ را به عهده عقل بشر بگذارد تا کاشف حقیقت باشد. این آقایان محمد را اسطوره می کنند چون هنوز خود را به او مومن می دانند.

2. مسئله تقدس زدایی از یک ایده مسئله ای نیست که بشود با تغییر نویسنده آن از خدا به شخص خاص براحتی حل کرد. تاریخ مالامال از شخصیت پرستی های غیر الهی هم هست. مثلا مارکس هرگز ادعای پیامبری نداشته و کتابش هم نوشته خودش است اما برخی پیروان ارتدوکسش کار را به انجا کشاندند که افکارش قابل زیر سوال بردن نبود وهنوز در چین و کره شمالی نیست. پس می توان شخصیتی را تا حد خدا بودن برد بالا و پرستید مگر نه؟ مگر همه دیکتاتورها ادعای وصل بودن به خدا داشته اند؟

 

سوم: زیر سوال بردن مشروعیت یا توانایی یک متن در بیان حقیقت بستگی به این ندارد که آن متن ادعا کند (یا ادعا شود) که از منبع الهی است یا نه؛ تشکیک در منبع یک متن الزاما موجب افزایش منتقدین آن و کاهش دلباختگان آن نمی شود چرا؟ چون آنها که دلباخته قداست متن هستند حال مال خدا باشد یا مال محمد باشد یا مال میلتن فریدمن پدر نولیبرالیسم باشد هرگز به خود اجازه زیر سوال بردن آن یا حد اقل زیر سوال بردن اصول آنرا نمی دهند.

 

آنها که عقل خویش را تعطیل نکرده اند گذشته از اینکه منبع متن چه کسی است سعی می کنند متن را بفهمند پیامش را بگیرند و جز به جز مورد موشکافی محققانه قرار بدهند. قرآن را باید از معدود کتبی دانست که ضمن مدعی شدن الهی بودن مکررا در سراسر متن از مخاطبینش می خواهد که اندیشه کنند و منفعلانه پیامش را بپذیرند. و در نهایت می گوید بیش از حد توان فکری کسی انتظار ندارد که ایده هایش را مورد عمل قرار دهند. لا اکراه فی الدین و اگر امروز دین را زوری کرده اند کاری ضد قرانی کرده اند .

 

چهارم - مشکل امثال گنجی این است که انتظار دارد قرآن فرازمانی فرامکانی حرف زده باشد تا بشود ادعا کرد منبع الهی داشته است. اینکه قران جاودانه است دلیل نمی شود که انتظار داشته باشیم حرفهای فرا زمانی فرا مکانی زده باشد. قران همانطور که مجبوره بوده بالاخره به یک زبانی حرف بزند مجبور بوده از امثال و قضایای روزگار تدوینش استفاده کند و نسبت و وقایع زمانه اش واکنش نشان دهد و سرگزشت های اشاره شده در کتب اسمانی دیگر را مرور و نقد و بررسی کند و البته قسمت قابل توجهی از ان هم در مورد اخرت و زندگی و اخلاقیات و غیر ه است. این مسئله جاودانگی انرا زیر سوال نمی برد. قران را می توان ادعا کرد جاودانه است تا انجا که منبع الهام و درس گرفتن در هر زمان باشد . همین و بس. قران برای اولین بار درجامعه عرب برای زن حق ارث گذاشت و مرتبه زن را از به ارث رسیدن به ارث برنده رساند و متناسب با اقتصاد آن زمان ارث را برای زن نصف قرار داد اگر از والدینش به او می رسد. حرکت قرآن به سمت تقویت زن در جامعه بود. حالا به عنوان منبع الهام وقتی جاودانه خواهد بو د که ما ببینیم چگونه می توان برای تقویت جایگاه زنان متناست با ساخت اقتصادی امروزی این ارث را تعیین کرد. قران گوشت خوک را به خاطر بهداشت حرام کرد حالا باید دید چه خوراکهایی سلامتی ما را به خطر می اندازد نظارت را قوی کرد. قران قمار و ربا را حرام کرد تا توزیع تصادفی سرمایه را منع کند حالا نظام سرمایه داری دچار بحران است به علت همین قماری کردن توزیع سرمایه در بازهای قماری بورس ا ست .حالا می بینی که همین ارباب رسانه غربی مانند بی بی سی و محققین اقتصادی به سراغ بانکداری اسلامی امده اند که چگونه شده تحت تاثیر بحران قرار نگرفته؟ آیا می شود مدلی برای آینده از دل آن بیرون آورد که دچار بحران نشود.

 

اصول اخلاقی را باید از این کتاب بیرون کشید و آنها را در معرض آزمایش و عمل قرار داد این جاودانگی است نه اینکه عین متن را اجرا کرد این جاودانگی نیست این برگردان امروز به دیروز است این ضد جاودانگی است.

آقای گنجی اگر نگران این است برود نشان دهد اصول بنیادین اخلاقی قران در پشت همه ظواهر کلامی اش تا چه حد می توانند مایه تغیر مثبت شوند و دست از این همه جنگ زرگری با این و آن بردارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:47  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar