تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

 


 

عمق نگاه نافذشان شرمسارمان كرد كه چرا نباید یك بخاری استاندارد در كلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در كنار كتاب فارسی كلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنك كجایی، تصمیم كبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.

narges4.jpg

نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداكار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شكل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداكار، او را دوست می‌دارند.
دختركان و پسركانی با قاب‌های بزرگ در دست كه حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی كه رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حكایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروك چهره‌‌هایشان كه قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش كه آیا در میان سیل پزشكان این مرز و بوم كسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتكان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول كرده است.

narges1.jpg

نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندكی خود را تخلیه كند.

narges2.jpg


narges5.jpg

نرگس دفتر مشقش را باز می‌كند، به زحمت و با كمك دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای كاش كلاسمان آتش نمی‌گرفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 11:8  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar