تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سر دهیم/ بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم در پاسداشت 18 تیر

دوشنبه، 18 تیر 1386

 

 اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده اند

ادوارنیوز: شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت در صبحگاه 18 تیر ماه با صدور بیانیه ای اعلام کرد در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به وضعیت دانشگاههای کشور  بخصوص ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک از ساعت 6 صبح امروز و در برابر درب خیابان ولی عصر دانشگاه امیرکبیر تهران  دست به تحصن زده است:

به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر

 

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.


هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.


شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.


نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.


امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.



شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:13  توسط ضحی توحیدی   | 

نامه سرگشاده جمعی از اعضای سابق و فعلی دفتر تحکيم وحدت خطاب به عبدالکريم سروش

 

گويا نيوز

 

آيا همه آن ها که به گذشته شما نقبی می زنند و نقدی می کنند به قصد تکفير شما چنين می کنند؟ آيا همه را می توان کذابانی خام در سودای نام دانست آن ها که خود از نام آوران اين ديارند؟ شما زمانی خود هشدار داده بوديد که مبادا طعن طاعنان و منع مانعان ما را از گام زدن در مسير چشمه ساران حقيقت باز بدارد آيا تمام نقدهايی که بر شما ميرود طعن طاعنان است و هيچکدام حظی از حقيقت نبرده اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:48  توسط ضحی توحیدی   | 

 نامه سرگشاده دانشجويان اميرکبير به احمدی نژاد،

جناب آقای محمود احمدی نژاد

 با سلام

 حضور شما در پلیتکنيک روزی خاطرهانگيز برای جامعه پلیتکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيختهی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

 ۱ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلیتکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک میکرديد که آمدن به پلیتکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد میفهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمیتوانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمیکردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق میتوانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

 ۲ – ترکيب سخنرانان به گونهای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند و يا از تشکلهای کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانونها که می­بايست از مشکلات کانونها میگفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نمايندهای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب میآمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلیتکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده میخورد.

 ۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه میروند و باز میگويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کردهايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس­جمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبتنام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانهها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

 

۴ - "شنيدم که عدهای از دانشجويان میگويند، عدهای از دانشجويان سه ستاره شدهاند، آن­ها با اين ستارهها ستوان يک شدهاند" جناب رئيسجمهور نمیخواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. میدانيم درجهها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمیکنيم، اين درجهها را به نوچههای شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستارههای شما نداريم. بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست میشکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شدهاند. از شخصی در جايگاه رئيسجمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغههای دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

 ۵ - جناب آقای احمدینژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلیتکنيکیها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زدهايد که به خدا واگذارتان میکنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبهدارش را میآوريم!

 ۶ – گفته ايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمیشوند. فقط يک خفاش حرفهای میتواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب میکنيد. برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمیکنيد. دانشجويان ديدهاند! چگونه شعور دانشجو را آنقدر پايين تصور کردهايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمیآورديد.

 ۷ – دانشجو با توجه به مؤلفههای ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمیشود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد. نمیشود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمیشود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آيندهاش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اينها از هر دشمنی بینيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب میکنند، شوراهايش را محدود میکنند، نشرياتش را توقيف میکنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخیها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه میکنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:21  توسط ضحی توحیدی   | 

ابراز نگرانی دفتر تحکیم وحدت نسبت به وضعیت نامعلوم روزنامه نگار جوان الهام افروتن
جمعه، 28 بهمن 1384

ادوارنیوز: در پی پخش اخبار غیر رسمی و تایید نشده فراوان در مورد وضعیت نامعلوم و مبهم خانم الهام افروتن روزنامه نگار نشریه تمدن هرمزگان و احتمال خود کشی و یا هر گونه وضعیت غیر عادی دیگری برای ایشان روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در اطلاعیه ای خواستار روشن شدن وضعیت سلامتی وی شد

متن بیانیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در پی می آید :

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 9:57  توسط ضحی توحیدی   | 

سازمان عفو بين الملل خواستار آزادي کارگران زنداني شرکت واحد اتوبوسراني تهران شد - سازمان عفو بين الملل Amnesty International از دولت ايران خواست صد ها بازداشت شده اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسراني را آزاد کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 11:45  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar