تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

اوبامای ایران، خاتمی آمریکا - آیا ایران بحران زده نیز یک اوباما می خواهد یا آمریکای بحران زده یک خاتمی؟

 احمد آل حسین

شرایط سیاسی امروز آمریکا از برخی جهات مهم شباهت های زیادی با شرایط ایران 1997 دارد. 1997 زمانی بود که ایران پس از گذراندن 8 سال جنگ خانمان سوز و پر هزینه و پس از 8 سال اعمال سیاست های نابرابری زای تعدیل ساختاری و خصوصی سازی های مافیا پرور دولت به اصطلاح سازندگی، مواجه با رقابتی انتخاباتی شد که در آن فردی متفاوت با رقیبانش ، باهوش و جوان پسند با شعار اصلاح و تغییر در برابر کسانی قرار گرفته بود که خواستار ادامه همان سیاست گذاری های دولت قبل در راستای تمامیت خواهی بیشتر رانت خواران و نوکیسه گان بودند. مردم ایران به آن چهره اعتماد کرده و با مشارکت چشمگیری در انتخابات امکان تقلب را از تمامیت خواهان به اصطلاح اصول گرا گرفتند. آن روزها هیجان خاصی در بین مردم خصوصا جوانان موج می زد و حتی کسانی که امید به تحول هم نداشتند می گفتند بهتر است بین ” بد” و ” بد تر”، ” بد” را انتخاب کرد و شانس ولو اندک تحول را برای مردم فراهم آورد. شاید آن موقع بسیاری که هرگز در انتخابات شرکت نمی کردند از بی تفاوتی در برابر ناملایمات روز افزون خسته شده بودند. پیروزی آقای خاتمی امید به تحول را در میان مردم زنده نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 14:46  توسط ضحی توحیدی   | 

روز 18 تیـر ماه سال 1378 چه گذشت ؟


صبح روز سه شنبه 15 تیرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بیشتر از همیشه به پیشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشیدند، دیدند که یک روزنامه با تیتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن روز صبح، پیش رویشان است.
روزنامه سلام با این تیتر منتشر شده بود: "سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 21:47  توسط ضحی توحیدی   | 

فراتر از درگيري هاي حماس و الفتح

چگونه جهان، فلسطين را به خاک سپرده است؟

نوشته Alain GRESH

لموند ديپلماتيك

در پي خلع يد از حماس که در انتخابات ژانويه ٢٠٠٦ فلسطين برنده شده بود، آمريکا و اتحاديه اروپا کمک هاي خود را به تشکيلات خودگردان فلسطين از سر گرفتند. اما ، مسئله کليدي از زمان شکست «روند صلح اسلو» هيچ تغييري نيافته است. و آن این که آيا اسرائيل آماده است کليه سرزمين هاي اشغال شده در سال ١٩٦٧ را مسترد دارد و امکان ايجاد دولت مستقل فلسطين را فراهم آورد؟ همدستی «جامعه بين المللي» با دولت اسرائيل در طي چند ده سال گذشته، جاي اندکي براي خوش بيني باقي گذاشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 8:0  توسط ضحی توحیدی   | 

مسعود نقره کار

فتوا ی آیت الله خمینی و " گورستان های بی مرز".

منبع : پیک ایران

به احترام هبت معینی ( همایون)

 

به فتوای آیت الله خمینی , بنیانگذار حکومت اسلامی ایران , مرداد و شهریور ماه سال 1367هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی , پس از محاکماتی 2 تا 3 دقیقه ای , قتل عام شدند, زندانیانی که پس از سال ها تحمل شکنجه های جسمانی و روانی ی جانکاه , در بیدادگاه های اسلامی به زندان محکوم شده بودند و دوران محکومیت شان را می گذراندند. فتوای آیت الله خمینی , نماد و نمود ذهنیت و کرداری ست , که به ویژه پس از اشغال میهنمان توسط اعراب , بخش اعظم تاریخ میهنمان را " نیمه حیوانی" کرده است . شیخان , در لباس پیامبر اسلام , و شاهان ظل الله صفت , تاجدار و مکلا و کراواتی و پاپیونی, از جسم و جان دگراندیشان و مخالفان خود " گورستانی چندان بی مرز" شیار کردند" که " بازماندگان را هنوز , از چشم خونابه روان است".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:45  توسط ضحی توحیدی   | 

آیا ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد؟

رادیو آلمان

روزنامه‌ی سوئیسی "نویه تسورشر تسایتونگ" در مقاله‌‌ی جامعی به ضرورت ایجاد نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ایران تا سال ۲۰۱۲ به اورانیوم واراداتی وابسته خواهد شد.

هانس روهله (Hans Rühle) مقاله‌ی خود در روزنامه‌ی سوئیسی "نویه تسورشر تسایتونگ" (Neue Zürcher Zeitung) را با تاریخچه‌ی پیدایش ایده‌ی داشتن نیروگاه‌های هسته‌ای از جانب حاکمان ایران آغاز کرده است، زمانی که در دهه‌ی ۶۰ میلادی قرن گذشته، حکومت شاهنشاهی ایران به این فکر افتاد، در یکی از پرنفت‌ترین کشورهای جهان نیروگاه‌های هسته‌ای بسازد.

 

نخستین طرح را دولت وقت در دهه‌ی ۱۹۷۰ عرضه کرد که در آن صحبت از ایجاد ۲۲ رآکتور هسته‌ای بود. همزمان بحثی در مورد ضرورت چنین طرحی آغاز شد که هدف آن توجیه اقتصاد ی این برنامه‌ی عظیم بود.

روهله می نویسد: «سیاستمداران وقت ایران برای جلب اطمینان جهانیان و نشان دادن این که قصد دارند از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌‌آمیز استفاده کنند، "امنیت پایدار انرژی"، "استقلال در تأمین انرژی" ... را مطرح کردند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:46  توسط ضحی توحیدی   | 

کدام روندها و تحولات به چشم‌پوشی آلمان از انرژی اتمی انجامیدند؟

 

 

اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان سال 1975 در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید.

در گاهشمار زیر نگاهی داریم به سابقه و روندها و مباحثاتی که به صرفنظرکردن آلمان از انرژی اتمی منجر شد:

 

سال 1938 بشر برای اولین بار انرژی اتمی را کشف کرد و اولین تاسیسات هسته‌ای سال 1942 در شیکاگو ایجاد شد. در ابتدا انرژی هسته‌ای از جنبه نظامی مهم و باارزش تلقی می‌شد. اولین بمب‌های اتمی که در جنگ جهانی دوم از سوی آمریکا علیه ژاپن به کار گرفته شدند اوج این گونه توجه و گرایش بود. ایده استفاده از شکاف هسته‌ای به عنوان منبعی برای تولید انرژی تنها در سال‌های پس از جنگ بود که قوت و رواج بیشتری گرفت. اولین نیروگاه اتمی ذنیا سال 1954 در مسکو تاسیس شد. آلمان نیز سال 1957 اولین مرکز بزرگ تحقیقات هسته‌ای خود را به راه انداخت.  در سال 1960  قانونی در آلمان به تصویب رسید که بر اساس آن دولت موظف به حمایت از تولید و استفاده از انرژی اتمی گردید.

 

1961

اولین نیروگاه اتمی آلمان در شرق فرانکفورت ساخته شد. این نیروگاه سال  1986تعطیل شد.

 

1968

آلمان اولین کشتی تحقیقاتی خود که با انرژی اتمی کار می‌کرد را به آب انداخت.

 

دهه 80 میلادی قرن گذشته

بحران نفت و تحریم صدور آن از سوی برخی از کشورهای عضو اوپک، کشورهای غربی را از وابستگی به انرژی‌های فسیلی نگران کرد و در آلمان تمرکز و توجه به استفاده از انرژی اتمی را شدت بیشتری بخشید.

 

1975

 اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید. این نیروگاه هیچگاه به بهره‌برداری نرسید و محل آن اینک به یک منطقه سبز بدل شده است.

 

1979

با اختلال خطرناکی که روز 29 مارس در در نیروگاه هسته‌ای هاریسبورگ آمریکا روی داد، جنبش ضد استفاده از انرژی اتمی در آلمان توان و انگیزه بیشتری یافت.

 

سال‌های اولیه دهه هشتاد

طرح ایجاد تاسیسات بازفرآوری زباله‌های Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مخالفان انرژی هسته‌ای راه قطار حامل زباله‌های اتمی را مسدود کرده‌اند هسته‌ای نیروگاه‌ها در شهر "واکرزدورف"، در ایالت "باواریا" به بزرگترین تظاهرات ضدهسته‌ای در آلمان منجر شد. این طرح سال 1998 به بایگانی سپرده شد.

 

  1981

روز 28 فوریه آلمان شاهد بزرگترین تظاهرات ضد اتمی خود بود. انگیزه این تظاهرات اعتراض به طرح ایجاد یک نیروگاه اتمی در بروکدورف، منطقه‌ای در نزدیکی هامبورگ، بود. چند صد هزار نفر در این تظاهرات شرکت داشتند و 10 هزار پلیس نیز برای مقابله با شورش‌ها و تشنجات احتمالی بسیج شده بودند. این نیروگاه سرانجام سال 1986 به راه افتاد و قرار است سال 2018 خاموش شود.

 

1986

روز 26 آپریل انفجار فاجعه‌آمیز و بی‌سابقه‌ای در نیروگاه اتمی چرنوبیل روی داد. این حادثه به تحول منفی  بزرگی در افکار عمومی آلمان نسبت به انرژی اتمی منجر شد. ایجاد وزارت محیط زیست آلمان هم از پیامدهای این حادثه بود.

 

1998

برای اولین بار در تاریخ آلمان ائتلافی از سوسیال دمکرات‌ها و سبزها قدرت را به دست گرفت. یکی از پروژه‌های بزرگ این ائتلاف کنارگذاشتن انرژی اتمی به عنوان تامین‌کننده یک سوم انرژی کشور و استفاده هر چه وسیع‌تر از انرژی‌های تجدید‌پذیر بود.

 

2002

توافقی که سال 2000 میان دولت آلمان و شرکت‌های تولید انرژی اتمی این کشور برای صرفنظر‌کردن از تولید این انرژی حاصل شده بود . جنبه قانونی پیدا کرد و تغییراتی را ذر قانون اتمی این کشور به وجود آورد. این چرخش  و تغییر که به ابتکار و رای فراکسیون‌های ائتلاف سوسیال دمکرات‌ها- سبزها تحقق یافت با مخالفت نیروهای اپوزیسیون و صاحبان صنایع و نیروگاه‌های اتمی روبرو شد. بر اساس قانون اتمی جدید آلمان نیروگاه هسته‌ای جدیدی در این کشور ساخته نخواهد شد و نیروگاه‌‌های موجود نیز در صورتی که 32 سال از فعالیتشان گذشته باشد تعطیل خواهند شد. به این ترتیب آخرین نیروگاه اتمی آلمان سال 2021 خاموش می‌شود. تا کنون 2نیروگاه هسته‌ای آلمان بر اساس قانون یادشده تعطیل شده‌اند و 21 نیروگاه دیگرهم به تدریج  تا 14 سال دیگر خاموش خواهند شد.

 

2006

در پی شکست ائتلاف سوسیال‌دمکرات- سبزها در آلمان، بحث‌ها و زمزمه‌هایی برای رویکرد مجدد به انرژی اتمی به وجود آمد. اما هم اختلاف نظر در صفوف احزاب حاکم و هم تداوم ذهنیت منفی اکثر مردم نسبت به خطرات انرژی اتمی باعث شده که مصوبه قانونی سال 2002 کماکان معتبر شناخته ‌شود.

 

2007

تشدید نگرانی از استفاده احتمالی  روسیه از صادرات گاز خود به کشورهای همسایه به عنوان یک اهرم فشار سیاسی، دوباره بازگشت به انرژی اتمی را به بحث روز آلمان بدل کرد، اما هنوز هم اجماع گذشته در مورد کنارگذاشتن این نوع انرژی حامیان و مدافعان بیشتری دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:39  توسط ضحی توحیدی   | 

دلایل موافقان و مخالفان انرژی اتمی

رادیو آلمان

  اثرات مخرب زیست محیطی فاجعه چرنوبیل به مخالفت با انرژی اتمی قوت بخشید

 

مخالفان و موافقان استفاده از انرژی اتمی هر کدام استدلال‌ها و دلایل خاص خود دارند. در زیر نگاهی داریم به عمده‌ترین ِ این دلایل.

مسئله حفظ محیط زیست و سلامت انسان

مخالفان انرژی اتمی معتقدند که تولید این نوع انرژی و استفاده از آن با خطرات عمده‌ای برای سلامت انسان و طیعت توام است. صوانح اتمی که تا کنون روی داده‌اند از نظر مخالفان انرژی هسته‌ای دستیابی به سطحی مطمئن وقابل قبول از ایمنی برای نیروگاه‌ها و تاسیسات اتمی را به  را به یک ادعای توخالی بدل کرده‌اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:32  توسط ضحی توحیدی   | 

۲ اسفند سالروز خودسوزي هما دارابي در اعتراض به حجاب اجباري

دکتر پرويز داورپناه

 

دکتر هما دارابي روانپزشک ، استاد دانشگاه ، مبارزسياسي و فعال حقوق زنان و کودکان بود.

زنده ياد هما دارابي در بيست و شش دي ماه 1318 در تهران زاده شد. پس از ورود به دانشگاه به حزب ملت ايران پيوست و در نخستين يادواره روز دانشجوکه در برابر دانشکده هنرهاي زيبا بر پا گرديد ، در کنار پروانه فروهر در آن شرکت کرد و به سخنراني پر شوري پرداخت و ياد شهداي شانزده آذر 1332 را گرامي داشت و شير زن دانشگاه نام گرفت.

کوشش ها و مبارزات سياسي هما دارابي از سال 1338 در رژيم ستمشاهي آغاز گشت و پس از انقلاب با تاکيد بر دفاع از حقوق پايمال شده زنان در رژيم کنوني همچنان ادامه يافت.

او در سال 1338 با همرزم خود منوچهر کيهاني ازدواج کرد و صاحب دو دختر بنام هاي آناهيتا و سالومه گرديدند که هر دو در رشته پزشکي به تحصيل روي آوردند.

هما دارابي و پروانه فروهر نخستين زناني بودند که سازمان زنان جبهه ملي را تشکيل دادند و در کنگره اول جبهه ملي ايران در بهمن ماه 1341 در آن شرکت کردند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 14:40  توسط ضحی توحیدی   | 

هادی خرسندی :

الان وقتش است که از آيت الله کاظميني بروجردي حمايت کنيم

طرفداران آیت الله کاظمینی بروجردی در تهران با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی درگیرند.
آيت الله کاظميني بروجردي مخالف دخالت دين در دولت است و طرفدار دين غير سياسي است.
دمش گرم. مسلمانان ايران همين را ميخواهند. مردم از دخالت آخوندها در کار مملکت خسته شده اند. الان وقتش است که از آيت الله کاظميني بروجردي حمايت کنيم که حرف حساب ميزند. الآن وقتش است که غرب هم به کمکش بيايد و يک خميني تازه نفس، آماده براي کشتارهاي جديد، کشور را صاحب شود.

هموطن! فريب اين آخوند تازه را بخور. ثواب دارد. ميروي به بهشت!

تا بحال چنین پدیده ای نداشتیم.....

در رابطه با دستگيري حضرت آيت الله العظمي حسين کاظميني بروجردي

«علیرضا نوری زاده تحلیلگر سیاسی در مصاحبه با رادیو فردا میگوید: تا بحال چنین پدیده ای نداشتیم.....

که جمعیت انبوهی در یک منزل کوچک جمع شوند و دو ماه در آنجا بگذرانند و مراقب منزل ایشان باشند. و الا ایشان را دو ماه پیش برده بودند.

این پدیده قابل تامل است. آقای نوری زاده میگوید مخالفان رژیم عامل دین را دست کم گرفته اند و این نشان میدهد جلوه دیگری از دین برای مردم تجلی پیدا میکند.» - راديو فرداي ديشب.

-     ما تا به حال خيلي از اين پديده هاي تا به حالي، نداشته ايم. اما چه چيزي را ميخواهيم ثابت کنيم؟ ما تا به حال چنين پديده اي نداشتيم که يک رژيمي نويسنده را از توي خيابان بدزدد، طناب گردنش بيندازد و جسدش را توي خيابان بيندازد. تا به حال چنين پديده اي هم نداشتيم که يک عده روزنامه نويس و تحليلگر سياسي رئيس جمهوري را که اين اقدامات در حکومت او به انجام ميرسد، با مهاتما گاندي مقايسه کنند. تا به حال چنين پديده اي نداشتيم که رئيس کشوري از زندانبان و شکنجه گري مثل لاجوردي تجليل کند و روزنامه نگاران و تحليل گراني او را منادي گفتگوي تمدن ها بدانند. يا قطاع الطريقي را سردار سازندگي لقب بدهند، يا آخوند جنايتکاري را اينطوري توصيف کنند که «مقام معظم رهبري قبلاً چه پنجه اي در سه تار نوازي داشت»!

-          شکرخدا همه پديده هائي که ما تا به حال نداشتيم، «قابل تأمل» هستند.

-     اين پديده را هم تا به حال نداشتيم که يکنفر به عنوان تحليلگر سياسي حضور «جمعيت انبوهي در يک منزل کوچک» را به «تجلي جلوه ديگري از دين براي مردم» بداند!

-     از کي تا حالا دعواي آخوندهاي شارلاتان سر پول نفت «جلوه ديگري از دين!» تعبير شده؟ لابد از وقتي که راديو فردا و صداي آمريکا به جاي «نوام چامسکي» به عليرضا نوري زاده لقب تحليلگر سياسي داده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 22:56  توسط ضحی توحیدی   | 

ابوالحسن بنى صدر

اگر در خرداد 60 جنگ پایان می یافت یک میلیون کشته و 1000 میلیارد ویرانی نبودند و غرامت و رشد در ﺁزادی بودند

 

انقلاب اسلامی : با انتشار نامه خمینی به " مسئولان نظام " ، هاشمی رفسنجانی دست به " عمل استشهادی " زده است . چرا که نه تنها این نامه تکذیب دروغهای او و خامنه ای و محسن رضائی و... در طول 18 سال است ، بلکه هشداری است : هم اکنون مافیاهای نظامی - مالی دارند کار بحران اتمی را به جنگ می کشانند و وضعیت کشور بدتر از وضعیتی است که ایران بهنگام قبول ﺁتش بس در شکست داشت و خمینی را مجبور کرد در برابر امریکا زانوی تسلیم بر زمین زند و جام زهر را سرکشد . قسمت دوم بررسی جنگ از لحاظ وضعیت امروز ایران را به بررسی نامه خمینی اختصاص می دهیم .

و هاشمی رفسنجانی، بنا بر رویه، در مقام توجیه خیانت و جنایت و فسادی برﺁمده است که او و امثال او با کودتای خرداد 60 مرتکب شدند و عامل طولانی شدن جنگ بمدت 8 سال گشتند . او مصاحبه ای هم با همشهری بعمل ﺁورده است که در فرصتی دیگر به ﺁن خواهیم پرداخت . حقیقت اینست که او و دیگر عاملان طولانی شدن جنگ و در شکست پایان یافتن ﺁن ، همواره از دو پرسش اساسی می گریزند :

* دو پرسش اساسی که همچنان بدون پاسخ مانده اند:

◄ هاشمی رفسنجانی در عبور از بحران می نویسد : کشورهای غیر متعهد پیشنهادی داده اند و ﺁقای بنی صدر می خواهد ﺁن را قبول و جنگ را تمام کند . اینک پرسش اساسی که پیش روی او و دیگر عاملان کودتا و طولانی کردن جنگ است که به دو پرسش اساسی پاسخ گویند :

* با وجود موافقت شورایعالی دفاع و خمینی با پیشنهاد کشورهای عضو عدم تعهد و با وجود ﺁمادگی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برای پرداخت غرامت، چرا به هیأتی که قرار بود پاسخ موافق عراق را بیاورد، از دفتر رجائی تلفن شد فعلاً  نیایند و کودتا کردید تا جنگ را ادامه دهید و نسلی را قربانی کنید و به قول خود 1000 میلیارد دلار خسارت ببار ﺁورید؟

* ﺁلن کلارک، وزیر دفاع در حکومت تاچر، در دادگاه رسیدگی به فروش غیر قانون اسلحه به ایران و عراق گفت : جنگ عراق و ایران در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه ﺁن را فراهم ﺁوردیم . چرا وسیله ایجاد و ادامه جنگ شدید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 22:35  توسط ضحی توحیدی   | 

صادق صبا

تحليلگر مسائل ايران در بی بی سی

خوشحالی پوشيده ايران از آزمايش هسته ای کره شمالی

 

سخنگوی وزارت امور خارجه ايران در واکنش به آزمايش هسته ای کره شمالی گفته است که جمهوری اسلامی طرفدار يک جهان بدون سلاح های اتمی است اما راديو و تلويزيون دولتی ايران به طور غير مستقيم از اين اقدام کره شمالی حمايت کرده اند.

ايران يکی از معدود کشورهای جهان است که اقدام کره شمالی در آزمايش سلاح هسته ای را محکوم نکرد و اين درحالی است که جمهوری اسلامی در مقابله اش با جامعه جهانی بر سر برنامه های هسته ای کشور دائما تاکيد می کند که مخالف توليد چنين ابزارهای جنگی است.

راديو دولتی ايران حتی فراتر از اين رفت و اقدام کره شمالی را توجيه کرد و گفت سياست تحقير، تهديد و تحريم آمريکا باعث شد که کره شمالی اقدام به توليد بمب اتمی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 21:17  توسط ضحی توحیدی   | 

ابوالحسن بنی صدر

ﺁیا کودتا قابل پیشگیری بود؟

 

در این ایام، خاورمیانه ، نمایشگاه سبعیتی گشته است که از برخی جهات ، کم مانند است : امضای بمب هائی که اسرائیل بر سر مردم لبنان فرو می بارد ، توسط کودکان اسرائیلی ، بمب های خوشه ای و فسفری ﺁتش زا ، ویران کردن لبنان بر سر مردم ﺁن و... به بهانه به اسارت گرفته شدن دو سرباز اسرائیلی !

اما این نوع سباعت هایی که در این جا و آن جای دنیا روی می دهند ، چرا می نویسم «کم مانند» هستند ؟ زیرا ، هرگاه تربیت شدگان «دموکراسی» که غرب مدعی است در اسرائیل برقرار است، کودکانی بشوند که بمب خوشه ای به کودکان لبنانی اهداء می کنند، چگونه بتوان از خود نپرسید : چرا در غرب لیبرال، غولهایی زاده می شوند که چشم بر جنایت می پوشند؟ چرا لیبرالییسم باردار نازیسم و فاشیسم و استالینیسم می شود و سرمایه داری را پدید می ﺁورد که بخاطر بسط در زمان و مکان، محیط زیست را محیط مرگ می گرداند و عامل تدنی انسان می شود و او را تا ﺁنجا از کرامت و حقوق انسانی بیگانه می کند که موجودی سبع می شود، موجودی می شود که با هیچ جانور سبعی قابل مقایسه نیست ؟ قابل مقایسه نیست زیرا جانور سبع نمی اندیشد سبعانه و دنی ترین عمل کدام است ؟ اما این موجود، ﺁن را می اندیشد . عقل خویش را به بندگی قدرت در می ﺁورد و دست بکار جنایت می شود .

این سبعیت کم مانند را رژیم ملاتاریا و مافیاها بر ایرانیان روا می دارند . مسابقه در سبعیت ، چه بسا این پرسش را به ذهن هموطنان اندیشه ورز ﺁورده است که ﺁیا « کودتای خرداد 60 قابل پیشگیری بود ؟ »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 15:53  توسط ضحی توحیدی   | 

ما بشر نیستیم؟!

بابک مهديزاده-

تعجب کردم از دو خبري که کنار هم نقش بسته بود بر پيشاني رسانه هاي خبري کشور. يکيش شکايت از رژيم اسرائيل به شوراي حقوق بشر بود توسط اصلاح طلبان و ديگري خبر درگذشت اکبر محمدي. وجه تشابه هر دو نقض حقوق بشر بود؛ يکي در لبنان و ديگري در ايران. دلم گرفت از اين تشابه و واکنش متفاوت اصلاح طلبان.


آن روز همه دور هم جمع شده بودند در حسينيه ارشاد. از عبدالله نوري تا عزت الله سحابي، از محمد علي ابطحي تا ابراهيم يزدي، از عمادالدين باقي تا علي حکمت و از الهه کولايي تا حبيب الله پيمان و ديگران. از هردسته و گروه اصلاح طلبي با گرايشات مختلف فکري. همان گروه هايي که هيچ واقعه و حادثه تلخي در داخل کشور نتوانست آنها را تکان دهد و کنار هم گرد آورد بلکه بيانديشند به جمع، و براي رهايي از فلاکتي که گيرش افتاده بودند. نه تعطيلي مطبوعات آنها را که هرکدامشان زندانيان مطبوعاتي بسيار داشتند همدل کرد و نه فاجعه کوي دانشگاه که اصلي ترين حاميانشان به باتوم و چماق نواخته شده بودند. اگر ايران را هم آب ببرد به نظر نمي رسد که آنها هواي باهم بودن دوباره به سرشان بزند و دريغ از يک بيانيه مشترک درخصوص يک موضوع واحد. اختلافات آن قدر زياد بود که يکي دلخورانه حزبي جديد تاسيس کرد و هرجا نشست بد دوستان سابق گفت و ديگري شعارهاي زيبا داد و کلاه بر سر اپوزيسيون گذاشت.
اما اگر هيچ حادثه اي اينان را کنار هم قرار نداد، فاجعه قانا و کشتار لبناني ها توسط اسرائيلي ها آنها را براي اولين بار در 8 سال گذشته کنار هم نشاند؛ جالب آنکه آنهايي که خود در زندان ها بودند و طعم تلخ اسارت را چشيده بودند، و يا دوستان و همفکرانشان را اکنون نيز در بند مي بينند، آمده بودند تا در کنار هم، نه از حقوق بشر ايرانيان، که از حقوق بشر برادران لبناني دفاع کنند! آنهايي که نامه نگاري به سازمان هاي جهاني را، براي استيفاي حقوق بشر در داخل مذموم مي شمردند و هيچ گاه اين نکردند تا صدايشان به دنيا برسد، آن روز آمده بودند تا دست به دامن سازمان ملل بشوند و شکايت برند از اسرائيل که اين چه نسل کشي است و تضييع حقوق بشر. آن هم در روزي که حقوق بشر ديگري در ايران ضايع شد بغل گوششان و احدي در آن مراسم، حاضر به اشاره به آن نشد جز عمادالدين باقي که آن هم گذري بود و خبر از سکته اکبر محمدي داشت. همين.


بله، اين جنگ لبنان، آدمي را به جنون مي کشاند. کودکان و زناني بيگناه کشته مي شوند و روستايي با سکنه اش در چشم برهم زدني ويران مي شود و دل ها ريش ريش مي گردد از اين همه جنايت و ناجوانمردي. اسرائيل و آمريکا محکوم هستند و در اين شکي نيست که جنايتکارند و خونخوار. اما اگر آتش جنگ در لبنان شعله ور شده است و به هر سو مي رود که زبانه کشد در داخل هم زندانيان سياسي دوباره به زندان بازمي گردند و خبري تلخ تر نيز تيتر روزنامه ها مي شود: اکبر محمدي درگذشت. کاري به کار عقايد آن مرحوم ندارم، فقط دلم گرفته است از مرگ عجيب يک جوان که سزايش مرگ نبود.


در اين ميان روي سخنم با اصلاح طلباني است که صدايشان بسته است از نقض حقوق بشر در داخل ايران و هيچگاه اين امر موجب نشده تا کنار هم، حتي براي يک بار هم که شده، گرد آيند اما برادران لبناني اين انگيزه را در آنها ايجاد کردند که گلويشان را حداقل براي آنها هم که شده چاک دهند. اصلاح طلباني که به درست درصدد استيفاي حقوق برادران ما در لبنان برآمده ايد و يکصدا از اسرائيل به سازمان ملل شکايت برده ايد؛ کمي هم به فکر داخل باشيد. چرا چشم بر تشابهات تان بسته ايد و دل چرکينتان را صاف نمي کنيد؟ حادثه اي که براي اکبر محمدي اتفاق افتاد، ممکن بود براي هرکدامتان يا دوستاني که در زندان داريد پيش آيد. آيا بازهم به همدلي نياز نداريد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 7:46  توسط ضحی توحیدی   | 

تراژدي فلسطين و مصيبت ما 

(احمد زيدآبادي)

 گاهي آرزو مي‌كنم كه اي كاش چيزي در باره بحران خاورميانه نمي‌دانستم، چون در آن صورت مي‌توانستم در جامعه خود همرنگ جماعت باشم و با تكرار عبارات نخ نماي ديگران در باره فلسطين و اسراييل با وجداني آسوده، سر به بالين بگذارم.

اما متاسفانه، من در باره تراژدي فلسطين چيزهايي مي‌دانم و بدتر از آن در اين باره شب و روز فكر مي‌كنم.

چه كسي گفته است كه انديشه و آگاهي مايه رستگاري است؟ چنين كسي حتما در كشور ما زندگي نكرده است.

عجيب است. بسيار عجيب است! سال‌هاست مي‌خواهم به خيال خودم اين واقعيت روشن و بديهي را به هموطنانم بقبولانم كه ادامه جنگ و خونريزي در فلسطين كمكي به آزادي مردم آن نمي‌كند. فلسطيني براي پيروزي نيازي به اسلحه و عمليات انتحاري ندارد. فلسطيني مي‌تواند با جنبش عدم خشونت خود، همه جهان را به نفع خود بسيج كند، اما گويي اين جملات ساده و روشن آنقدر ثقيل است كه يا شنيده نمي‌شود و يا بد فهميده مي‌شود.

در واقع، هيچ موضوعي در ايران يافت نمي‌شود كه اظهار نظر در باره آن به اندازه مساله فلسطين، نسبت به آن اختناق اعمال شود. آري اختناق! خفقان!

آيا بايد تسليم اين خفقان شوم و گرد اين مساله نگردم؟ يا بايد به بهاي همه بد فهمي‌ها و مشكلات ناشي از آن ادامه دهم؟

نمي‌دانم. فقط مي‌دانم كه ادامه خونريزي در فلسطين، براي برخي از دولت‌ها و گرايش‌هاي سياسي كارويژه‌اي دارد كه هرگز نبايد متوقف شود. از نظر آنان مهم نيست كه بر سر فلسطيني‌ها چه مي‌آيد، مهم نيست كه كارگران فلسطيني از سر فقر و بدبختي براي شهرك ‌‌نشينان يهودي در كرانه باختري - يعني سرسخت‌ترين دشمنانشان - فعلگي كنند. مهم نيست كه كودكان فلسطيني دچار سوء تغذيه شوند. مهم نيست كه فلسطين در اشغال بماند، مهم نيست كه ديوار حائل مزارع آنان را تقسيم و زندگي را بر آنان جهنم كند، مهم آن است كه جنگ و خونريزي در فلسطين ادامه داشته باشد تا بتوان هر شب و روز صحنه‌هايي از حمله نظاميان اسراييلي به خانه و كاشانه مردمي درمانده و بي‌پناه در تلويزيون به نمايش گذاشت تا بر تنور كينه و نفرت دميده شد. تا كساني متقاعد شوند كه دنيا شر و ستم مطلق است. تا كساني براي نابودي اين وضع حاضر به انتحار شوند. تا اثبات شود كه تا وقتي ظلم و ستم اسراييل پا بر جاست، از ظلم و ستم ديگري نبايد شكوايه كرد.

خدايا! اين ديگر چه سياستي است؟ سياستي به ظاهر موجه و انسان دوستانه، اما در باطن، تشويق ديگران به قرباني شدن براي استمرار و بقاي موقعيت خويش.

عجيب است كه بسياري از روشنفكران و اصلاح طلبان جامعه ما نيز اين مساله را در نمي‌يابند. شايد هم در مي‌يابند اما خونين بودن چهره فلسطين براي آنان هم كارويژه‌اي دارد! متاسفانه دارد، اما ناخودآگاه.

به گمان من، ناخودآگاه ما مسلمانان به دليل عظمت تاريخي اما از دست رفته، به دليل حاشيه‌اي شدن در عصر مدرن، به دليل ضعف و ناتواني آشكاري كه آن را پنهان مي‌كنيم، به دليل تجربه ناموزون مدرنيته و به دلايل متعدد ديگر، از ناخودآگاه ساير اقوام و ملل پيچيده‌تر و قوي‌تر است. گويي اسطوره‌ها به قواي ذهني ما فرمان مي‌دهند. گويي ميلي به روبرو شدن با واقعيت و پذيرش موقعيت منطقي خود را نداريم. نياز به دشمني داريم تا همه ناكامي‌ها و ضعف‌هاي خود را بدان نسبت دهيم.

اين سخنان بدان مفهوم نيست كه اسراييل در اين وسط هيچكاره و بيگناه است. سياست اسراييل در مقاطع مختلف، بويژه زماني كه راستگرايان بر آن حكم مي‌رانند، به غايت خودخواهانه، شنيع و غير انساني است. چه كسي مي‌تواند اسكان چهار صد ديوانه افراطي را در قلب شهر الخليل توجيه كند؟ چه كسي استقرار غير نظاميان در سرزمين‌هاي اشغالي را كه مانند غده‌اي سرطاني در كرانه باختري پخش شده و زندگي ساكنان منطقه را سياه كرده‌اند، موجه مي‌داند؟

چه كسي تخريب مزارع زيتون و خانه‌هاي مردمي بي‌نوا را مجاز مي‌داند؟ چه كسي سياست كشتار هدفمند را مي‌پسندد؟

سخن در توجيه سياست اسراييل نيست كه بي‌چون و چرا، مبتني بر زياده خواهي و بي‌رحمي و ادامه اشغال‌گري ست. سخن بر سر نوع مقاومتي است كه فلسطيني‌ها براي دستيابي به آرمان ملي خود بايد در پيش گيرند. مقاومت فلسطيني‌ها اگر مدني و غير خشونت‌آميز باشد، نه فقط اسراييل را در جامعه بين‌المللي منزوي مي‌كند و يهوديان روشنفكر و انسان دوست را در مقابل دولت اسراييل قرار مي‌دهد، بلكه هزينه اشغال را هم براي اين كشور چنان سنگين مي‌كند، كه راهي جز پايان دادن به اشغال پيش رويش باقي نمي‌ماند.

اين راهي است كه من بدون پرده پوشي و ابهام به فلسطيني‌ها توصيه مي‌كنم، اما توصيه‌اي چنين، در كشور ما به معناي حمايت از اسراييل است! نفرين خداوند بر اين بدفهمي‌ها!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 7:10  توسط ضحی توحیدی   | 

بعد از نوامبر، اوضاع ترسناک خواهد بود

 گفتگوی بی بی سی با سیمور هرش درباره سیاست آمریکا در قبال ایران

 

• فکر نمی کنم که تا پیش از انتخابات کنگره در ماه نوامبر اتفاقی بیافتد. اما پس از آن صرفنظر از نتیجه انتخابات، بوش برای دو سال دیگر روی کار خواهد بود. و صادقانه بگویم که پس از آن اوضاع بسیار ترسناک خواهد بود. بوش دوره آخر ریاست جمهوری خود را طی می کند و برای او انتخابات دیگری در کار نیست. این برای همه ما نگران کننده است. زیرا او می خواهد هر کار می تواند انجام دهد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de

چهارشنبه  ۱۴ تير ۱٣٨۵ -  ۵ ژوئيه ۲۰۰۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 17:55  توسط ضحی توحیدی   | 

اتم برای جنگ

 

دکتر اکه هارد زیکر - مترجم: ناهید جعفرپور

 

• ازسال ۱۹۳۹ که تکنولوژی هسته ای به وجود آمده است همواره دو رویه نظامی و صلح آمیز داشته است که هیچگاه در اساس و بنیان قابل تفکیک نبوده اند. هر دو این اشکال استفاده از انرژی اتمی از تکنیک مشترکی برخوردار بوده اند. تکنیکی که به تولید پلوتونیوم و اورانیوم غنی سازی شده ختم می گردد و این کاملا عیان است که از این تکنولوژی هم برای اهداف نظامی و هم اهداف صلح آمیز می توان استفاده نمود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه 
۲۱ خرداد ۱٣٨۵ -  ۱۱ ژوئن ۲۰۰۶

 

توضیح مترجم: مقاله حاضر نتیجه یکی از تحقیقات محقق اتمی آلمانی دکتر اکه هارد زیکر است که به اعتقاد من در شرایط کنونی توجه به آن از اهمیت بسزائی برخوردار است. متاسفانه بحث غیر مسئولانه "استفاده صلح آمیز از تاسیسات اتمی" و "حق ایران بر استفاده صلح آمیز از تاسیسات اتمی" مد روز   بحث های بخشی از اپوزیسیون ایران شده است که غیر مسئولانه و بدون در نظر گرفتن تمامی پیامد های فجایع اتمی تاکنونی از آن دفاع می کنند. به اعتقاد من اگر در ایران آزادی بیان و نشر وجود داشت مسلما به اندازه کافی کارشناسان اتمی در باره پیامدهای زیان بار اتم برای محیط زیست و سلامت جامعه قلم فرسائی می نمودند و در آن صورت مردم ایران به آسانی می توانستند تشخیص دهند که عواقب زیانبار این صنعت به نفع زندگی ای سالم برای آنان نخواهد بود. جامعه ای که با وجود منابع انرژی سرشار طبیعی اش بیش از نیمی از جمعیتش زیر خط فقر زندگی می کنند و باز هم جامعه ای که کودکان و نوجوانانش احتیاج مبرم به سرپناه و نان برای زنده بودن دارند. جامعه ای که هر روز آبستن بدبختی جدید برای مزدبگیران و بیکاران زن و مردش می باشد و رژیمی بر جان و مال و شرف انسانی مردم حکومت می کند که روی تمامی جنایتکاران جهان را از بی آبروئی سفید نموده است، درست در یک چنین جامعه ای سخن از "حق استفاده صلح آمیز" زیر علامت سئوال است. حق برای چه کسانی و به نفع چه کسانی. از یک سو رژیم آدمخور جمهوری اسلامی و از سوی دیگر تمامی قدرت های امپریالیستی آمریکائی و اروپائی در این معادله نابرابر ده ها سال است که حق تنها نفس کشیدن را از مردم ایران ربوده اند. محیط زیست در حال نابودی است درختان جنگل ها طبق گزارشات سازمان محیط زیست رژیم در حال نابودی اند. هوای تنفس خفقان آور است. موجودات دریائی بیمارند و فجایع طبیعی در اثر آلوده بودن محیط زیست کره زمین روز به روز در حال افزایش است (مشکل سر به نیست کردن زباله های اتمی خود یکی از خطرات دیگر است). درست در این شرایط شنیدن این گونه نظرات غیرمسئولانه ناسیونالیستی آنهم از سوی روشنفکرانی که ادعای ایده های بین المللی و جهانی دارند دقیقا در عصری که جهان دهکده ای کوچک شده است و تمامی پدیده ها چون زنجیری برای منافع قدرتمندان جهان و مرتجعین منطقه دست به دست هم داده اند و اگر جنگی وجود دارد جنگ بربرها برای منافع بیشتر و غارت بیشتر دسترنج زنان و مردان زحمتکش جوامعی چون جامعه ماست، انسان را به فکر وا می دارد. سخن کوتاه می کنم و برگردان مقاله را در ترازوی اندیشه همگان قرار خواهم داد شاید این تلاش ها بتوانند اندکی ما را تکان دهد و به فکر وادارد".



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 4:35  توسط ضحی توحیدی   | 

از سایت عصر نو

مسئولیت شما چه می‌شود؟

توضیحی چند در رابطه با نامه‌‌ی محسن سازگارا به احمدی نژاد

آقای محمد محسن سازگارا در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد دست روی نکات درستی گذاشته و از احمدی‌نژاد خواستار آن شده اند که پاسخگوی آن‌ها باشد.

اما آقای سازگارا آن‌جایی که نوبت به خود ایشان و مسئولیتشان در جنایت‌های دهه‌ی اول انقلاب رسیده، با زیرکی می‌نویسد:

من هم زمانی که در دهه اول انقلاب سرگرم کارهای مملکت بودم گاهی که چیزهائی می‌شنیدم می‌گفتم صحت ندارد و شایعه ضد انقلاب است . اصلا در تصورم نمی گنجید که در زندانهای جمهوری اسلامی عده ا ی حتی به زنان شوهر دار هم رحم نمی کنند. خدا را شکر که به زندان افتادم و در اثر اعتصاب غذا مریض شدم و توانستم برای معالجه به عنوان یک مخالف به خارج از کشور بیایم و در نتیجه، در این سفر مخالفان حکومت به من اعتماد کردند، به سراغم آمدند، و داستانهای خودشان را برایم تعریف کردند. جنایاتی که در حق شان شده است ،و تجاوزهائی که در زندان به آنها شده را بازگو نمودند.

چنانچه ملاحظه می‌شود به همین راحتی در چند جمله مدعی می‌شوند: "در دهه‌ی اول انقلاب گاهی که چیزهایی می‌شنیدم می‌گفتم صحت ندارد و شایعه ضد‌انقلاب است."

الحمدالله ایشان منکر همه چیز نشده و در مورد جنایاتی که روزانه در گوشه و کنار کشور در دهه‌ی اول انقلاب و زمانی که ایشان مصدر امور بودند به وقوع می‌پیوست نوشته‌اند "گاهی یک چیزهایی‌ می‌شنیدم".
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 12:49  توسط ضحی توحیدی   | 

نامه‌ی محسن سازگارا به احمدی‌نژاد

به نام خداوند جان و خرد

شیخ و فاحشه


شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دام دگری پابستی

گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم

آیا تو چنانچه می‌نمائی هستی؟


حضور محترم جناب آقای احمدی نژاد


با سلام و احترام، مکتوب شما خطاب به رئیس جمهوری آمریکارا خواندم. حیفم آمد این چند خط را ننویسم. این هم کاری است که یک نفر مسئولیت‌هایش را زمین بگذارد و برای روسای جمهوری دنیا نامه بنویسد و آنهارا مورد بازخواست قرار بدهد. البته شک دارم برای کسی که در مسند ریاست جمهوری نشسته این کار پسندیده‌ای باشد. اما به هر صورت شما این کار را کرده‌اید. فهرست بلندبالائی از سوالات را جلو رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در باره عملکرد او در سایر کشورها و نسبت به شهروندان سایر ممالک گذاشته‌اید. کاری که البته هرروزه روزنامه‌نگاران خود آمریکا بسیار تندتر و صریح‌تر از شما با رئیس جمهوری شان می‌کنند و از زوایای مختلف او را به زیر سوال می‌کشند. همین نامه شمارا هم چاپ کرده‌اند. وظیفه و مسئولیت او و دولتش این است که به سوالات آنها و یا هر سوالی پاسخ بدهد و از عملکرد خودش در افکار عمومی دفاع کند. اما این کار شما یک نکته بسیار ساده را به ذهن متبادر می‌کند که با اجازه‌تان به عنوان یک شهروند ایرانی با شما در میان می‌گذارم. مساله رئیس جمهوری آمریکا یا هر کشور دیگری در درجه اول به شهروندان همان کشور مربوط است و بعد برای دیگران اهمیت دارد. برای من هم به عنوان یک ایرانی در درجه اول مساله ایران اهمیت دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 13:3  توسط ضحی توحیدی   | 

انرژي هسته اي در ايران

پيشگفتار

 با توجه به محدود بودن آزادي بيان و قلم در ايران و کمبود اطلاعات بسياري از ايراني هاي داخل و خارج از کشور, احتياج مبرمي به شناخت صحيح از انرژي و مخصوصا انرژي هسته اي مي باشد. هدف از ايجاد اين سايت جمع آوري اطلاعات مربوط به انرژي و پاسخ به پرسشهاي مطرح شده در اين رابطه ميباشد. اعداد و ارقام نوشته شده, از وب سايت هاي معتبر اينترنتي همچون سازمان بين المللي انرژي هسته اي, وزارت نيروي ايران, شرکتهاي نفتي, سازمان هاي بين المللي و دولتي بدست آمده اند. نتيجه گيريها و موارد نوشته شده کاملا بيطرفانه و صادقانه ميباشند.

درستي مطالب را مي توانيد شخصا در اينترنت دريابيد. در پايان هر قسمت, وب سايت هاي منبع را در زبانهاي مختلف خواهيد يافت. اگر شخصي ادعا ميکند که قسمتي از اطلاعات نوشته شده اشتباه است, لطفا از او آدرس سايت معتبري را بخواهيد که اين ادعا را ثابت ميکند.

ذخاير نفتي, گازي و اورانيوم در ايران و جهان

نيروگاههاي هسته اي و ميزان توليد برق در دنيا

آيا توليد انرژي هسته اي در ايران اقتصادي است؟

آيا صنعت توليد انرژي هسته اي يک صنعت مادر بشمار مي رود؟

استفاده از تشعشعات هسته اي در پزشکي و کشاورزي

چرا برخي از کشورها از انرژي هسته اي استفاده برده يا مي برند؟

مشکل آلودگي هوا

انرژي و سوخت آينده چيست؟

چگونه جمهوري اسلامي به اطلاعات و تاسيسات غني سازي اورانيوم دست يافت؟

خطرات انرژي هسته اي

چرا جمهوري اسلامي بدنبال صنعت هسته اي است؟

متن کامل (درصورت فيلتر بودن لطفاً کامنت بگذاريد)

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:51  توسط ضحی توحیدی   | 

مصدق ، چهره ملي

 در چهاردهم اسفندماه 1345 خورشيدي ، شمع وجود آزاد مردي بخاموشي گراييد كه صفحه هايي از تاريخ پرافتخارايران زمين را با نور خويش درخشان نمود ، آزاد مردي از تبار سياوش كه سياست را بر پايه هاي اخلاق و ادب و انسانيت بنا نهاد . در دوراني كه سياست پيشگان براي حفظ مقام ، خود را وابسته به سیاست های غرب وشرق نموده و براي تحكيم موقعيت خويش ، آماده دادن هر گونه امتيازي به بيگانگان بودند ، مصدق بزر گ بپا خاست و با اعلام تز سياست موازنه منفي به مبارزات ملت ايران سمت و سويي ملت گرانه داد و دست بيگانگان را از دخالت در امور كشور و تسلط بر منابع و ثروت هاي ملي و نهاد های سیاسی ، نظامی ، فرهنگي ، مذهبی و عشایری قطع نمود .

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 19:50  توسط زهرا آزاد  | 

آمريکا شکست کودتا را قطعي مي داند اما کاشاني و بهبهاني در تدارک کودتاي 28 مردادند.

دکتر بنی صدر

به نقل از سایت انقلاب اسلا می در هجرت

فيلسوف فقيد، دکتر مهدى حائرى (فرزند شيخ عبدالکريم حائري يزدي، بنيانگذار حوزه علميه قم) در خاطرات خود به کوشش آقاي حبيب لاجوردي رئيس "طرح تاريخ شفاهي ايران در مرکز مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد - آمريکا" ، از جمله اين اطلاع مهم را دراختيار ايرانيان مي گذارد :

  "آقاى بهبهانى به من گفتند: "فلان كس! شما مى دانيد شاه از مملكت رفته بيرون؟" گفتم: "بله. من شنيدم." گفتند: "مى دانيد كه صحبت جمهورى است؟" گفتم: "اين هم گه گاه به گوشم خورده است." گفتند: "من از شما يك خواهش دارم. آن اين است كه من استدعا مى كنم شما همين امروز صبح برويد به قم... پيش آقاى بروجردى و از طرف من بگوييد كه آقا، مملكت در شرف اضمحلال است. در شرف از بين رفتن است، براى اين كه صحبت جمهورى اين مملكت شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 16:19  توسط ضحی توحیدی   | 

بنا بر بودجه ۸۵، سال آینده سال بحران ها است

ژاله وفا از مجامع اسلامی ایرانیان

jalehwafa@yahoo.de

در شرایط جدید پرونده هسته ای و با از سر گیری فر ایند غنی سازی توسط نظام ولایت فقیه ، تحریم اقتصادی ایران به مثابه گزینه اول غرب در مقابل ایران محسوب میشود.طرفه اینکه نظام ولایت فقیه بار دیگر سیاست نفتی و اقتصادیی رااتخاذ کرده است که معنای اصلی آن از بین بردن توان مقاومت کشور در مقابل فشار غرب است.همان سیاست خانمانسوزی که در مقطع گروگانگیری و جنگ 8 ساله منجر به سر کشیدن جام زهر توسط حمینی واز توان افتادن اقتصاد ایران شد.

با توجه به شناختی که از روش موازنه مثبت نظام حاکم داریم ،در حین ایجاد بحرانهای شدید برای کشور ،از لاف زنی ها و تهدید های میان تهی نیز از قبیل خارج شدن از آژانس جهانی انرژی هسته ای و قطع صدور نفت به غرب و...ابایی ندارد و پیوسته در پایان با باج دهی هنگفت از کیسه ملت گردن آزاد میکند.اما کدام سران حکومتی در جهان همانند حکومت احمدی نژاد آنقدر از معرفت علمی تهی شده اند که همزمان که ازنفت به مثابه اهرم سیاسی در صورت اعمال گزينه تحریم اقتصادی توسط شوراى امنيت در موضوع هسته اى نام میبرند ، لایحه بودجه ای را در جلو چشم جهانیان ارائه میدهد که در آن بشکه های نفت بایستی رقم ۴۰ دلارى را براى بودجه تامين کنند و سایر اقلام بودجه نیز وابستگی غیر مستقیم به نفت وافلاس کامل را گزارشگر باشد؟

به تعبیر زیبای مولوی

به سر مناره اشتر رود و فغان بر آرد

که نهان شدم من اینجا ،نکنیدم آشکارا !

ارقام لایحه بودجه 85 فغان حکومت احمدی نژاد در اعتراف به تهی شدن از هرگونه معرفت اقتصادی،کفایت و لیاقت است.

با هم به ویژه گیهای لایحه بودجه 85 نظر افکنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 9:36  توسط ضحی توحیدی   | 

در سالروز اعدام  نواب صفوی، رهبر  فدائیان اسلام،  مراسمهای زیادی در تجلیل وی و یارانش برگزار شد. نمونه ای از اظهارات آقای احمدی نژاد در مورد وی و راهش را در همین وبلاگ آمده است. رهبر جمهوری اسلامی نیز قبلاً به ستایش های زیادی در مورد نواب صفوی پرداخته بود. اخیرآ نیز هاشمی  رفسنجانی در مراسم بزرگداشت وی  بر روی این نکته مدام تاکید کرد که مسئولین فعلی  نظام از بازماندگان و وامداران جدی فدائیان اسلام هستند و هر چه امروز دارند از سفره نواب است. این نکته و تاکید مصرانه بر آن با شناختی که ما امروز از نواب صفوی داریم  بسیار تامل بر انگیز می باشد. از بارز ترین ترور های این گروهک که خود بارها و بارها با خرسندی و رضایت خاطر به آن اعتراف کرده ترور نافرجام  دکتر فاطمی وزير امور خارجه ی کابینه ی دکتر مصدق است. «محمد مهدي عبد خدايي» نوجوان دیروزی که این ترور را انجام داد امروز ظاهراً دبیر کلی جمعیت فدائیان اسلام، را برعهده دارد. او در 25 بهمن 1330 در زمانی که  نواب و چند تن از همراهانش در زندان بودند، دکتر فاطمی را در حالي كه برمزار مدیر روزنامه "مرد امروز" به نام محمد مسعود، که چندی قبل توسط عاملان حزب توده ایران ترور شده بود، مشغول سخنراني وگراميداشت ياد و خاطره او بود، به ضرب گلوله انقش بر زمین کرد. هرچند او بلافاصله بعد از ترور دستگیر شد ولی پس از کودتای بیست و هشت مرداد با «فرمان همایونی» محمدرضا پهلوی آزاد گشت. وی در اعترافاتش معترف به این نکته بوده است که سلاح را صرافان ، مأمور سید ضیاء الدین طباطبائی ، سردسته انگلیس گرایان ، در اختیار فدائیان اسلام گذاشته بود. 

نوشته ای  را که در زیر آورده ام از آقای جعفر یگانه بوده و از "سایت ملی و مذهبی " اقتباس شده است و  در مورد اظهارات اخیر دکتر عبد خدایی - که البته دکترای «افتخاری» اش را اخیرا و در سالهای حکومت جمهوری اسلامی دریافت کرده است، می باشد.

ضحی توحیدی

*****************************************************

تاریخ شوئی همچنان ادامه دارد...

 فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان

آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست

 بمناسبت پنجاهمین سالگرد اعدام نواب صفوی رهبر  فدائیان اسلام و چند تن از یاران وی برنامه هائی در جهت بزرگداشت آنان از رادیو و تلویزیون ها پخش و مطالبی در نشریات چاپ  و همچنین مراسم یادبودی از سوی مقامات نظام جمهوری اسلامی برگزار گردید . در این میان آقای مهدی عبدخدائی ضارب شهید دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت ملی دکتر مصدق خودی نشان دادند . این نشانه آنست که دار و دسته آقای مصباح یزدی در حال اوج گیری هستند .

آقای مهدی عبدخدائی در مصاحبه خود بمناسبت پنجاهمین سالگرد اعدام سران فدائیان اسلام ضمن حمله به جبهه ملی  چنان وانمود کردند که این فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی  بودند که نفت را ملی کرده اند نه دکتر مصدق !! و اشاره ای هم به ترور سپهبد رزم آراء نمودند .

 به آقای عبدخدائی و دیگرهم فکرانش باید گفت ، ملت ایران بخوبی می داند ، در جلسه ای که اعضای جبهه ملی  در منزل روانشاد محمود نریمان برگزار نمودند ،  دکتر فاطمی  ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور را پیشنهاد نمود که به تصویب همه حاضران جلسه رسید  .  بدین ترتیب خشم دولت انگلستان علیه دکتر فاطمی بر انگیخته شد و برای اینکه دیگر کسی جرأت نکند علیه منافع نامشروع انگلستان قدمی بردارد دستور مجازات دکتر فاطمی صادر شد و در تاریخ 24 بهمن ماه 1330 بر سر مزار محمد مسعود روزنامه نگار شجاع و آزادیخواه ، دکتر فاطمی توسط « پسرک سفید روئی »   که همین  آقا مهدی عبدخدائی می باشند مورد سوی قصد قرار گرفتند ولی بخواست یزدان پاک از آن توطئه جان سالم بدر برد هرچند تا پایان عمر کوتاه ولی پر بارش از جای زخم گلوله در رنج بود . اگرچه انگلیسها به هدف خود نرسیدند ولی پس از کوتای 28 مرداد موفق شدند توسط جلادان دیگری دکتر فاطمی را در میدان تیر لشگر 2زرهی به شهادت برسانند تا « دیگر کسی جرأت نکند چنین خشم آلود بر چهره سیاست بریتانیای کبیرچنگ بزند » . 

آقای عبدخدائی در چند جا اشاره به مقاله های روزنامه نبرد ملت ارگان سازمان فدائیان اسلام نمودند . خوب بود ایشان به مقاله های این نشریه پس از کودتای 28 مرداد هم اشاره می کردند تا بی خبران بیشتر با سازمان فدائیان اسلام و اهداف آن آشنا شوند.

در فردای کودتا یعنی 29 و 31 مرداد 1332 روزنامه نبرد ملت در سر مقاله های خود چنین نوشت :

 « سربازان جهاد مقدس ، ملت تشنه خون است اگر حکومت قانونی سرلشکر زاهدی کمترین ارفاقی نسبت به جاسوسان و جنایتکاران بنماید بزرگترین خیانت را بدین و خلق و وطن نموده است »

« مصدق غول خون آشام و یاران آدمکش او به زنجیر کشیده شدند . حکومت انقلابی و قانونی بامر ملت دادگاه صحرائی را فوراً تشکیل دهد»

با توجه به مطالب نشریه آقایان فدائیان اسلام  ، کودتای 28 مرداد انقلاب ملی بوده و دولت سرلشگر زاهدی هم  قانونی بوده است و مصدق هم غول خون آشام و یارانش هم آدمکش ، پس این آقایان چه دشمنی با آمریکا دارند . آیت الله خمینی هم که  در لفافه فرمودند آمریکا دست خداست . ایشان در خردادماه 1360 ضمن حمله به ملی گرائی فرمودند : 

« نگذارید نامش را ببرم او هم مسلم نبود میخواست به اسلام سیلی بزند ولی خداوند سیلی را به او زد »

منظور ایشان  از او ، دکتر مصدق است و سیلی هم جزکودتای آمریکائی- انگیسی 28مرداد نمی تواند چیز دیگری باشد .

نظام جمهوری اسلامی با خط کشیدن بر روی مسائل تاریخی  و وارونه جلوه دادن حقایق می خواهد همه چیز را بنام خود تمام کرده باشد  تا بدین وسیله در نزد ملت ایران بخصوص نسل جوان  وجهه ای کسب نماید غافل از اینکه هیچگاه حقایق زیر ابر پنهان نخواهند ماند زمانی که ابرها کنار روند ، رو سیاهی بر ذغال خواهد ماند .

 در مورد ترور ناجوانمردانه سپهبد رزم آراء ، آن مرحوم یک نظامی با ارزش بود ولی از چم و خم سیاست چندان اطلاعی نداشت او میخواست با در دست گرفتن قدرت ، حکومت سلطنتی را برکنار و جمهوری را در ایران مستقر سازد که این اقدام به ضرر سیاست دولت فخیمه انگلستان تمام می شد .  با اطلاع از این امر بود که بار دیگر دست خدا کارساز شد و اعلیحضرت همایونی را شاد و خرسند نمود . متأسفانه در مورد این مسئله مهم تاریخی بررسی و تفحص کاملی بعمل نیامده است . هنوز دیر نشده است ، هستند کسانی که در آن دوران سمتهائی داشته اند باید با کمک اهل قلم و علاقمندان به تاریخ کشورمان در باره این مسئله مهم تاریخی بطور بیطرفانه  تحقیق نموده  و نقاط  تاریک آنرا کاملاً روشن نمایند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 14:21  توسط ضحی توحیدی   | 

سياست هسته ای: سردرگمی ميان معيشت و ايدئولوژی

 احمد زيدآبادی
کارشناس مسائل ايران و خاورميانه

 

برخی از ناظران سياسی در ايران بر اين تصورند که نظام جمهوری اسلامی تصميم گرفته است تا در شورای امنيت سازمان ملل پيش رود، اما وارد آن نشود.

اين در حالی است که در پی ابراز نگرانی شش قدرت بزرگ جهانی (پنج عضو دائمی شورای امنيت به اضافه آلمان) از برنامه هسته‌ای ايران در نشست اخير لندن، به نظر می‌رسد پرونده ايران شتابان به سمت ارجاع به شورای امنيت پيش می‌رود بدون آنکه علامتی از احتمال نرمش ايران در اين مناقشه ديده شود.

ظاهرا هر چه حلقه زمان تنگ‌تر می‌شود، امکان دولت ايران برای پذيرش خواست قدرت‌های بزرگ نيز کاهش می‌يابد. بدين ترتيب، ارسال پرونده ايران به شورای امنيت در اجلاس اضطراری شورای حکام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی که قرار است اوايل ماه فوريه آينده برگزار شود، گريزناپذير به نظر می‌رسد. 

                                                                                                        ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 8:43  توسط ضحی توحیدی   | 

پيچيده‌تر شدن مشارکت حماس در انتخابات پارلمانی فلسطين

احمد زيدآبادی

 

مجلس نمايندگان آمريکا با ۳۹۷ رای موافق در برابر ۱۷ رای مخالف، قطعنامه‌ای را عليه شرکت حماس در انتخابات پارلمانی آينده فلسطين تصويب کرده است.

اين قطعنامه از دولت خودگردان فلسطين به رهبری محمود عباس خواسته است مشارکت حماس در انتخابات را به "پذيرش حق موجوديت اسراييل به عنوان يک کشور يهودی، توقف تروريسم، محکوم کردن استفاده از زور، توقف اقدامات تحريک‌آميز و برچيدن زيرساخت‌های ترور" مشروط کند.

مجلس نمايندگان آمريکا در قطعنامه خود دولت محمود عباس را تهديد کرده است که اگر ورود حماس در انتخابات را به شرايط فوق مشروط نکند، کمک‌های مالی و هر نوع حمايت ديگر ايالات متحده را از دست خواهد داد.

اين قطعنامه با اعلام پيروزی چشمگير اين سازمان اسلامگرا در چهارمين مرحله از انتخابات شوراهای محلی فلسطين همزمان شده است. طبق نتايج غيررسمی، حماس با کسب ۷۳ درصد آراء در نابلس توانسته است ۱۳ کرسی از ۱۵ کرسی شورای اين شهر را تصاحب کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 8:0  توسط ضحی توحیدی   | 

متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»

پرفروش ترین کتاب سال 2002 در فرانسه

در آستانه سالگرد حادثه 11 سپتامبر، «شريف نيوز» متن کامل کتاب «دروغ بزرگ» نوشته «تيري ميسان»، نويسنده فرانسوي، را منتشر کرده است. اين کتاب در سال 2002 پرفروش ترين کتاب فرانسه شده است. نويسنده اين کتاب، حادثه 11 سپتامبر را ساخته مقامات آمريکايي مي داند و براي اين ادعاي خود دلايل قابل توجهي ارائه مي دهد.

بخش اول

بخش دوم(پایانی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:18  توسط ضحی توحیدی   | 

دولت یک دست " اصولگرایان " را به گروبندیهای متخاصم تجزیه کرده است:

•   دولت بر دولت و نه دولت در دولت

ابوالحسن بنی صدر

باروي كار آمدن محمود احمدي نژاد طي پروژه بزرگ و بر اساس برنامه چشم انداز بيست ساله نظام، مي پنداشتند نظام براي بيست سال آينده تثبيت شده است . علت تهیه و اجرای اين پروژه اين بود كه جمعيت بين 15 تا 35 سال ايران در سال 83 به 37 ميليون نفر رسيده بود . و اين مي توانست مانند بمب هسته أي عمل كند . رژیم براي كنترل اين جمعيت راههاي زيادي را انديشه كرده بود يكي از اين راهها گسترش بی رویه زمينه ادامه تحصيل اين جمعيت بود زيرا با اين روش مي توانست 4 سال اين جمعيت عظيم را از رده سني تحرك و جواني خارج سازد . راه دومي كه در انديشه داشت اين بودكه با استقرار دولتي استبدادي در كليه پستها بتواند حركت جوانان را كنترل نمايد . با آمدن احمدي نژاد و در پي آن ، تشکیل كابينه أي با 16 وزير با سابقه سپاهي و اطلاعاتي نمايانگر و معاونان باز هم سپاهی ( بیشتر از 70 درصد ) ، قرار بود استبداد فراگير برقرار شود . براي استقرار ﺁن، حتي حاضر به هزينه كردن هاشمي ، كروبي ، مهدوي كني ، جوادي آملي و ... نیز شدند . اما ديري نگذشت كه وزراي كابينه براي فراگير کردن استبداد مديران رده اول و دوم را ناچار به استعفا کردند . مدیران و استانداران را از میان پاسدارها و سرپرستهای زندانها یعنی مدیران شکنجه گاهها و اعدام گاه ها منصوب کردند و دست به پاکسازی وسیع دستگاه اداری زدند. مقامهای خالی را در عمده ترين وزارتخانه ها به افراد سپاه و واواک های موازی دادند . وزارتخانه هائی که رژیم صد درصد مقامها را به اینطور افراد می سپارد عبارتند از وزارتخانه هاي ارشاد و واواک و , كشور و دفاع و فن آوري . چنانچه ديده مي شود معاونان و مديران اين وزارتخانه ها عموما سپاهي - امينتي يا واواکی مي باشند. رژیم به اين ميانديشيد كه با توسعه امنيت و اطلاعات در ايران بتواند جمعيت جوان را به كنترل خود درآورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 14:19  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar