تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

اوبامای ایران، خاتمی آمریکا - آیا ایران بحران زده نیز یک اوباما می خواهد یا آمریکای بحران زده یک خاتمی؟

 احمد آل حسین

شرایط سیاسی امروز آمریکا از برخی جهات مهم شباهت های زیادی با شرایط ایران 1997 دارد. 1997 زمانی بود که ایران پس از گذراندن 8 سال جنگ خانمان سوز و پر هزینه و پس از 8 سال اعمال سیاست های نابرابری زای تعدیل ساختاری و خصوصی سازی های مافیا پرور دولت به اصطلاح سازندگی، مواجه با رقابتی انتخاباتی شد که در آن فردی متفاوت با رقیبانش ، باهوش و جوان پسند با شعار اصلاح و تغییر در برابر کسانی قرار گرفته بود که خواستار ادامه همان سیاست گذاری های دولت قبل در راستای تمامیت خواهی بیشتر رانت خواران و نوکیسه گان بودند. مردم ایران به آن چهره اعتماد کرده و با مشارکت چشمگیری در انتخابات امکان تقلب را از تمامیت خواهان به اصطلاح اصول گرا گرفتند. آن روزها هیجان خاصی در بین مردم خصوصا جوانان موج می زد و حتی کسانی که امید به تحول هم نداشتند می گفتند بهتر است بین ” بد” و ” بد تر”، ” بد” را انتخاب کرد و شانس ولو اندک تحول را برای مردم فراهم آورد. شاید آن موقع بسیاری که هرگز در انتخابات شرکت نمی کردند از بی تفاوتی در برابر ناملایمات روز افزون خسته شده بودند. پیروزی آقای خاتمی امید به تحول را در میان مردم زنده نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 14:46  توسط ضحی توحیدی   | 

پیروزی اسلحه بر محیط زیست، آنچنان که بازار خود می گوید

 

نیومی کِلاین - مترجم: احمد آل حسین

 

• حتماً تاکنون منظور را گرفته اید؟ اگر به دنبال بازارهای نو پدید روبه رشد و مطمئن می گردید بهتر است سهام خود در بخش انرژی خورشیدی را بفروشید و در عوض سهام شرکتهای حراستی –امنیتی را بخرید، نیروی باد را فراموش کنید و نیروی اسلحه را بچسبید …


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:48  توسط ضحی توحیدی   | 

 مشکل گنجی و سروش و نظریه قران محمد چیست؟

احمد آل حسین

خیلی ساده است. مشکل انها این است که ایشان در رفع مشکل رابطه دین و سیاست امروز نا توان هستند. چرا؟

1- آنها می خواهند بگویند قران کلام خدا نیست بلکه در نهایت کلام محمد است و بنابراین معطوف به نظرات و سلایق شخصی و شرایط زمانی و مکانی است و نمی توان از آن به اسم کلام خدا برای همه زمان ها و مکان ها نسخه در آورد و به اسم کلام خدا دستوراتش را بی انتقاد و چالش قلمداد کرد. این کار آنها مشکلشان را که حل نمی کندبلکه بد تر می کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:47  توسط ضحی توحیدی   | 

HTML clipboard

قرآن بیان حقیقت نه واقعیت

   احمد آل حسین

آقای گنجی در مقاله اخیرشان تحت عنوان هویت تاریخی دین مجددا علاقه وافر خود به امر تحقیق غیر منصفانه را نشان می دهد. ایشان علاقه وافری دارد که قرآن را از طریق نظرات مفسرین مرتجع بفهمد و از نظرات متقدمین روشنفکر گذشته و عرفان گرا و نظرات متاخرین روشنفکر مسلمان پرهیز نماید (یا اگر هم اشاره مختصری دارد بسیار انتخابی و محدود در حد تأمین نیاز ). البته این تا حدودی با توجه به پیش زمینه های فکری ایشان و تاثیر فکری ایشان از اسلام حوزوی قابل درک است. آنچه قابل درک نیست این است که این مدعی تکثر گرایی بی توجهی سامان مندی را به آراء منزوی شده بدیل اسلامی و تاریخ پر از استبداد دینی ما که اجازه شنیده شدن افکار مسلمانان منتقد را در فضای باز گفتگو نمی داده، پیشه خود فرموده اند. اگر افکار این منتقدین همان قدر فرصت می یافت که مطرح شود و در کوره پژوهش آزاد پخته شود آیا باز هم می شد اسلام حوزوی و رسمی امروز را بر تخت اعتبار نشان داد و آنرا نماینده اصلی اسلام دانست؟ هرچند نمی توان مرز دقیقی بین اسلام آخوندی رسمی و اسلام انتقادی به مثابه بیان قدرت کشیدو بسیارند کسانی که در منطقه خاکستری بین ایندو قرار می گیرند اما کار دشواری نیست که مثلا بدانیم قرائت داستان مریم و نفخ در طول تاریخ همین اسلام استبداد زده انواع مختلف برداشتها و تفاسیر را یافته و هر عربی خوانده ای می داند که کلمه نفخ از دیر باز (و نه برای خاطر مبارک علم زدگان قرن 20 ) به معنی الهام کردن و بارور کردن و متاثر کردن بوده است ونه صرفا به معنی فوت کردن چنانچه در مورد انسان می گوید و نفخت فیه من روحی (خدا که روح ندارد و لب ندارد که فوت کند) بدین معنی که انسان مادی خاکی محصول مکانیسم های بیولوژیک را استعدادهای خدایی یا خلیفه اللهی دادیم که خلاقیت داشته باشد که هوش داشته باشد که ارزش بیافریند و این چیزی است که در دیر باز در میان مسلمانان و عرفا شناخته شده بوده حالا چرا آقای گنجی تمایل دارد گفتمان غالب شیعه صفوی که در صدد تبین خلقت فیزیکی انسان یا عیسی است را معیار کند برای نفی ریشه الهی قرآن نمی دانیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:42  توسط ضحی توحیدی   | 

عکسی که ۲۵سال سانسور شد

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او كه با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:" 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه." كنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.

درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او كه از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از كنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: "مردم انقلاب نكردند تا من وشما بر آنها حكومت كنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حكومت كنند قبل از شما آریامهر بود.حاكمیت تك حزبی است كه صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی كه 8 درصد به 80 درصد حكومت كنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینكه خفقان ایجاد كنید و برای مردم مشكل درست كنید كار دیگری نمیكنید."( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر (۱۳۵۹))

 نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او كه به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار كرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:"بعدا شنیدم آقای حاج احمد آقا در زندان سراغ آقای قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا این مطالب را بگویید و اقرار كنید و بعد امام شمارا عفو می‎كنند، ولی او را اعدام كردند. بعدها از طریق موثقی شنیدم كه جریان ریختن مواد منفجره در چاه نزدیك محل سكونت مرحوم امام بكلی جعلی است و واقعیت نداشته است."(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)

 قطب زاده دردادگاه پرسیده بود:"روشنفكران و روحانیانی كه بنیادگذار انقلاب بودند كجا هستند؟ آیا حتی یك تن از آنها در كاری هست؟ اینها كه امروز بر كارند در جریان انقلاب چه می كردند؟"(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)

 پی نوشت: آن كه در كنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت كرد و به صف حكومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاك توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محكوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن كشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد.

منبع : وبلاگ توی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 22:31  توسط ضحی توحیدی   | 

روز 18 تیـر ماه سال 1378 چه گذشت ؟


صبح روز سه شنبه 15 تیرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بیشتر از همیشه به پیشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشیدند، دیدند که یک روزنامه با تیتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن روز صبح، پیش رویشان است.
روزنامه سلام با این تیتر منتشر شده بود: "سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 21:47  توسط ضحی توحیدی   | 

چه باید کرد؟

 

ماه نو

 

رفاه اجتماعی ، پیشرفت و توسعه ی اقتصادی و سیاسی در گرو برنامه ریزی صحیح است و برنامه ریزی صحیح بر پایه ی شناخت داشته های یک جامعه است. به زبان ساده ما نمی توانیم بر اساس داشته های جامعه ی همسایه ی آنور دنیامان برنامه ریزی کنیم و بگوییم عجب برنامه ای! 4 ساله ره 120 ساله را می رویم...

برای داشتن یک برنامه ی موفق ما نیاز به یک چشم انداز دقیق و خوب هم داریم. اما نمی توانیم تنها با یک چشم انداز خوب به جایی برسیم. مشکل ما تنها نداشتن چشم انداز نبوده و نیست؛ دست در قوطی هر روشنفکری که بکنی می بینی چند چشم انداز ناب، تلفیقی، تخیلی، مدرن، سنتی و... بیرون می آید و همه ی این چشم اندازها هم با هزینه هایی که برایشان شده ، چشم اندازهای سوخته ای هستند. پدران ما نسل سوخته، نسل ما نسل سوخته و احتمالا نسل بعدی هم سوخته به دنیا می آید!

چون هیچ آرمانی ، هیچ ایده آلی نیست مگر آنکه در این صد سال اخیر به طرز وحشتناکی هزینه شده است و نسل امروز ما نسلی است بدون آرمان و فراری، حساس و بی انگیزه، کم حوصله و فرافکن... اما اشکال کار ما از این آرمانها نبوده، اینها چشم اندازهای بدی نبوده اند...

پس بیاییم بی اینکه هیچکدام از چشم اندازهایی که در یک قرن اخیر توسط روشنفکران و مصلحان اجتماعی مطرح شده را زیر سوال ببریم، ببینیم کجای کار ما مشکل داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 21:56  توسط ضحی توحیدی   | 

شايعه يي به نام شريعتي

سوسن شريعتی

خوردم زمين، تقصير ولتر بود. افتادم تو جوب، تقصير روسو بود

انديشيدن به انقلاب، آن هم پس از آن، حتي اگر 30 سال بعد باشد، کار آساني نيست. بد و خوب يک انقلاب را تا هنوز زخم ها ترميم نشده اند و آن وعده هاي نخستين تحقق نيافته اند، نمي شود ارزيابي کرد. بايد يک «پس از آنً طولاني» طي شود تا انقلاب همچون يک امر نابهنگام يا يک محتوميت تاريخي، در يک روند قرار گيرد و پرداختن به آن ممکن شود؛ خير و شرش، اجتناب پذيري يا محتوم بودنش، اينکه عقبگرد بوده است يا حرکت به جلو و مباحثي از اين دست. هر انقلابي اين خصلت دوگانه را با خود دارد؛ آسيب مي رساند و سود نيز. تا زماني که حافظه ها فعال اند و از دريچه خاطرات خود به ديروز نگاه مي کنند نمي شود از انقلاب همچون پديده يي تاريخي از دلايل، روش ها و چشم اندازهايش صحبت کرد. اين است که تا اطلاع ثانوي که هنوز تکليف ها روشن نيست اظهارنظرات در اين باب يا از جنس خاطره نويسي است يا اظهار نظرات سياسي، يا جامعه شناسانه. همگي ناظر بر زمان کوتاه مدت. چيزي به نام تاريخ انقلاب منتفي است. واکنش ها غالباً از اين قرار است؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 8:39  توسط ضحی توحیدی   | 

نرگس دیگر نمی‌خندد

images/20071203/narges.jpg
 
جام جم آنلاین: نرگس در كنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در كنار بچه‌های روستا برای گرفتن یك عكس حاضر می‌شود اما برای عكاس نمی‌خندد.
برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست كه در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.

narges6.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 11:8  توسط ضحی توحیدی   | 

چند تصوير از زندگي مسعود

نویسنده : ژيلا بني يعقوب

 

امروز ششمين سالروز شهادت احمدشاه مسعود، رهبر جهاد و مقاومت مردم افغانستان است. او دو روز پيش از حادثهء يازدهم سپتامبر توسط تروريست‌هاي عرب به شهادت رسيد. آن‌چه مي‌خوانيد حاصل يك گفت‌وگوي مفصل با «توريالي غياثي»، يكي از دستياران ارشد مسعود است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:23  توسط ضحی توحیدی   | 

خودکشی زنان در ایران: رتبه سوم جهان

راديو آلمان

 

شاید در میان مشکلات ریز و درشت اجتماعی در ایران، مثل اعتیاد و فحشا و طلاق، خودکشی رقم چندان چشمگیری نداشته باشد اما این معضل وجود دارد و آمار خودکشی در بین زنان و جوانان ایران رو به افزایش است.

ایران سومین کشور  جهان است که در آن آمار خودکشی زنان افزایش می‌یابد و  در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. رتبه‌های اول و دوم را در این زمینه کشورهای چین و هندوستان دارند. در کلیه کشورهای دنیا در برابر هر سه مرد که در اثر خودکشی می‌میرند، یک زن از این طریق جان خود را از دست می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:18  توسط ضحی توحیدی   | 

مرتضوی:

از هیچ مقام رسمی درباره دانشجویان مصاحبه ای نگیرید، حتی خودم!

نوشته شده : سه شنبه ۱۳م شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۱:۴۵ ق.ظ،

توسط : خبرنامه امیرکبیر

مرتضوی با احضار مدیران مسئول چهار روزنامه سراسري چاپ تهران در دفتر خود، به آنها هشدار داده است که درباره دانشجويان چيزي ننويسند. وی همچنین برای ارعاب بیشتر مدیران مسئول روزنامه های اصلاح طلب، فیلمی از اعترافات دانشجویان بازداشتی امیرکبیر را برای آنها پخش کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 21:50  توسط ضحی توحیدی   | 

فراتر از درگيري هاي حماس و الفتح

چگونه جهان، فلسطين را به خاک سپرده است؟

نوشته Alain GRESH

لموند ديپلماتيك

در پي خلع يد از حماس که در انتخابات ژانويه ٢٠٠٦ فلسطين برنده شده بود، آمريکا و اتحاديه اروپا کمک هاي خود را به تشکيلات خودگردان فلسطين از سر گرفتند. اما ، مسئله کليدي از زمان شکست «روند صلح اسلو» هيچ تغييري نيافته است. و آن این که آيا اسرائيل آماده است کليه سرزمين هاي اشغال شده در سال ١٩٦٧ را مسترد دارد و امکان ايجاد دولت مستقل فلسطين را فراهم آورد؟ همدستی «جامعه بين المللي» با دولت اسرائيل در طي چند ده سال گذشته، جاي اندکي براي خوش بيني باقي گذاشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 8:0  توسط ضحی توحیدی   | 

نقد گنجی بر انقلاب و شريعتی: در جستجوی حقيقت يا قدرت؟

محمود دلخواسته

گويا نيوز

 

رديابی سير تحول فکری امثال آقای گنجی و موضعش در برابر خط استقلال و آزادی ايران و اسلام به مثابه گفتمان آزادی و حقوق و کرامت انسان، کمکی است به شناخت همه آن کسانی که امروزه مدعی دموکراسی و حقوق بشر برای ايران هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 8:10  توسط ضحی توحیدی   | 

مسعود نقره کار

فتوا ی آیت الله خمینی و " گورستان های بی مرز".

منبع : پیک ایران

به احترام هبت معینی ( همایون)

 

به فتوای آیت الله خمینی , بنیانگذار حکومت اسلامی ایران , مرداد و شهریور ماه سال 1367هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی , پس از محاکماتی 2 تا 3 دقیقه ای , قتل عام شدند, زندانیانی که پس از سال ها تحمل شکنجه های جسمانی و روانی ی جانکاه , در بیدادگاه های اسلامی به زندان محکوم شده بودند و دوران محکومیت شان را می گذراندند. فتوای آیت الله خمینی , نماد و نمود ذهنیت و کرداری ست , که به ویژه پس از اشغال میهنمان توسط اعراب , بخش اعظم تاریخ میهنمان را " نیمه حیوانی" کرده است . شیخان , در لباس پیامبر اسلام , و شاهان ظل الله صفت , تاجدار و مکلا و کراواتی و پاپیونی, از جسم و جان دگراندیشان و مخالفان خود " گورستانی چندان بی مرز" شیار کردند" که " بازماندگان را هنوز , از چشم خونابه روان است".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:45  توسط ضحی توحیدی   | 

 

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت  پنجم

 

VIII- علم و هنر

 

پزشكي- خرده هنرها- گور كوروش و گور داريوش- كاخ پرسپوليس-  ارزيابي هنر پارسي

 

چنان به نظر مي‌رسد كه پارسيان، جز هنر زندگي، هيچ هنري به فرزندان خود نمي‌آموخته‌اند. ادبيات در نظر ايشان همچون تجملي بود كه به آن كمتر نيازمند بودند، و علوم را همچون كالاهايي مي‌دانستند كه وارد كردن آنها از بابل امكان‌پذير بود؛ گرچه تمايلي به شعر و افسانه‌هاي خيالي داشتند، اين كار را بر عهدة مزدوران و طبقات پست اجتماع مي‌گذاشتند، و لذت سخن‌گفتن و نكته‌پردازي و لطيفه‌گويي در گفت‌و شنيد را برتر از لذت خاموشي و تنهايي و مطالعه و خواندن كتاب مي‌شمردند. شعر را، بيش از آنكه از روي نوشته بخوانند، از راه آوازخواني مي‌شنيدند؛ با مردن خنياگران، شعر نيز از ميان رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:34  توسط ضحی توحیدی   | 

سعيد مرتضوی خطاب به خانواده سه دانشجوی در بند: هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه؟!

 اميرکبير

خبرنامه اميرکبير: سعيد مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز يکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه اميرکبير، ايشان را به دفتر خود دعوت کرد.

پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آميز به ايشان گفت: بارها به شما هشدار داديم که جايی صحبت نکنيد، مصاحبه نکنيد، اخبار آن داخل(بند ۲۰۹) را بيرون انتشار ندهيد، با کسی ملاقات نکنيد، اما شما باز کار خودتان را کرديد. حالا هم دوباره بچه هايتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رويه تان را عوض نکنيد از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نيست.

به گزارش خبرنامه اميرکبير مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من بايد تشخيص بدهم که شکنجه شدند، که می گويم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشريات موهن کار همين سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننويسند از آزادی هم خبری نيست.

مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسيدند «پس دستور قوه قضاييه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاييه به من مربوط است نه به شما. از اين به بعد هم حق ديدار با هيچ کس را نداريد. نه مقام سياسی و نه مقامات مسئول. فقط بايد رويه تان را عوض کنيد تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم بايد ندامتنامه بنويسند تا آزاد شوند، همين!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:16  توسط ضحی توحیدی   | 

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت  چهارم

VII – آداب و اخلاق پارسيان

 

قساوت و بزرگواري- قانون پاكيزگي- گناهان جسماني- دوشيزگان و مردان عزب- ازدواج- زنان- كودكان- نظر پارسيان در تعليم و تربيت

 

آنچه ماية شگفتي مي‌شود اين است كه مردم ماد و پارس، با وجود آن ديني كه داشتند، تا چه حد بيرحم بودند. بزرگترين شاه ايشان، داريوش اول، در كتيبة بيستون چنين مي‌گويد: «فرورتيش دستگير شد و او را نزد من آوردند. گوشها و بيني و زبان او را بريدم و چشمهاي او را درآوردم. او را در دربار من به غل و زنجير كردند تا همة مردم او را ببينند. بعد او را به اكباتان بردم و به دار آويختم… و اهورمزدا ياري خود را به من عطا كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 12:28  توسط ضحی توحیدی   | 

آیا ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد؟

رادیو آلمان

روزنامه‌ی سوئیسی "نویه تسورشر تسایتونگ" در مقاله‌‌ی جامعی به ضرورت ایجاد نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ایران تا سال ۲۰۱۲ به اورانیوم واراداتی وابسته خواهد شد.

هانس روهله (Hans Rühle) مقاله‌ی خود در روزنامه‌ی سوئیسی "نویه تسورشر تسایتونگ" (Neue Zürcher Zeitung) را با تاریخچه‌ی پیدایش ایده‌ی داشتن نیروگاه‌های هسته‌ای از جانب حاکمان ایران آغاز کرده است، زمانی که در دهه‌ی ۶۰ میلادی قرن گذشته، حکومت شاهنشاهی ایران به این فکر افتاد، در یکی از پرنفت‌ترین کشورهای جهان نیروگاه‌های هسته‌ای بسازد.

 

نخستین طرح را دولت وقت در دهه‌ی ۱۹۷۰ عرضه کرد که در آن صحبت از ایجاد ۲۲ رآکتور هسته‌ای بود. همزمان بحثی در مورد ضرورت چنین طرحی آغاز شد که هدف آن توجیه اقتصاد ی این برنامه‌ی عظیم بود.

روهله می نویسد: «سیاستمداران وقت ایران برای جلب اطمینان جهانیان و نشان دادن این که قصد دارند از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌‌آمیز استفاده کنند، "امنیت پایدار انرژی"، "استقلال در تأمین انرژی" ... را مطرح کردند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:46  توسط ضحی توحیدی   | 

بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در مقابل درب دانشگاه اميرکبير، در سالروز ۱۸ تيرماه

نيروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (۱۸تيرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکيم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنيک اين دانشجويان را بازداشت کردند.

نيروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (۱۸تيرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکيم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنيک اين دانشجويان را بازداشت کردند.

اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که از ساعت ۶ صبح امروز در پاسداشت ۱۸ تيرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک در برابر دانشگاه پلی تکنيک متحصن بودند مقارن ساعت ۷:۳۰ دقيقه با حمله نيروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عينی از درگيری دانشجويان پيش از بازداشت با پليس حکايت دارد.

گفتنی است مديريت دانشگاه اميرکبير از عصر روز گذشته طی اطلاعيه ای به بهانه اشکال در سيستم برق امروز اين دانشگاه را تعطيل اعلام نموده بود.

محمد هاشمی، علی نيکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدايت، حنيف يزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکيم هستند.

شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با انتشار بيانيه زير از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنيک متحصن شده بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:44  توسط ضحی توحیدی   | 

برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سر دهیم/ بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم در پاسداشت 18 تیر

دوشنبه، 18 تیر 1386

 

 اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده اند

ادوارنیوز: شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت در صبحگاه 18 تیر ماه با صدور بیانیه ای اعلام کرد در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به وضعیت دانشگاههای کشور  بخصوص ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک از ساعت 6 صبح امروز و در برابر درب خیابان ولی عصر دانشگاه امیرکبیر تهران  دست به تحصن زده است:

به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر

 

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.


هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.


شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.


نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.


امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.



شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:13  توسط ضحی توحیدی   | 

 

دادگاه محاکمه‌ی یکی از متهمان 18تیر

هادی خرسندی

 رئیس دادگاه – متهم خودش را معرفی کند.

متهم – متهم فعلاً حالش را ندارد. بعداً معرفی می‌کند.

رئیس دادگاه – جلسه‌ی دادگاه رسمی است. متهم باید خودش را معرفی کند.

وکیل مدافع – موکل من خسته است. دستش درد می‌کند.

متهم – الآن دو ماه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 5:27  توسط ضحی توحیدی   | 

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت سوم

 

V – زردشت

ظهور پيامبر- دين ايران پيش از زردشت- كتاب مقدس پارسيها- اهورمزدا

 

VI- اخلاق زردشتي

آدمي ميدان جنگ خير و شر است – آتش جاوداني – جهنم و اعراف و بهشت – آيين مهر پرستي – مغان – پارسيان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 4:45  توسط ضحی توحیدی   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 4:43  توسط ضحی توحیدی   | 

نقدي بر مصاحبه اخير دكتر سروش با هم ميهن

یک دم نگاه کن چه بر باد می دهی

از وبلاگ:

..: تا آزادی پلی تکنیکی های در بند :..

 

1- مي‌گويند از نشانه‌هاي‌ مردان‌ بزرگ، يكي‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر در گذشته‌ به‌ اقتضاي‌ سن‌ و سال‌ يا  جو احساسي، اشتباهي‌ را مرتكب‌ شده‌اند، صادقانه‌ به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ مي‌كنند. در طول‌ تاريخ‌ كم‌ نبودند افرادي‌ كه‌ چنين‌ كرده‌اند و شايد براي‌ نمونه‌ بتوان‌ از آلبرت‌ انيشيتن‌ و رابرت‌ اوپن‌ هايمر نام‌ برد كه‌ نتيجه‌ تحقيقات‌ اتمي‌ آنها، به‌ فجايع‌ هيروشيما و ناكازاكي‌ ختم‌ شد. هر چقدر فرهيختگان‌ عالم‌ براي‌ اين‌ دو احترام‌ قائلند، كم‌ نيستند افرادي‌ كه‌ در كار گله‌گزاري‌ از مارتين‌ هايدگر فيلسوف‌ شهير آلماني‌ هستند كه‌ نه‌ تنها از جنايات‌ هيتلر حمايت‌ كرد، بلكه‌ بعدها نيز حاضر به‌ عذرخواهي‌ و پذيرش‌ اشتباهات‌ خويش‌ نشد. عبدالكريم‌ سروش‌ نيز به‌ گواه‌ نوشته‌ها و مكتوباتش‌ از جمله‌ همين‌ افراد است.از جمله‌ مي‌توان‌ تبريك‌ وي‌ به‌ تيزهوشي‌ كارگردان‌ فيلم‌ <رستگاري‌ در هشت‌ و بيست‌ دقيقه> را شاهد مثال‌ آورد، كه‌ گذرادن‌ تصوير هايدگر در اتاق‌ شخصي‌ كه‌ تئوريسين‌ نابودي‌ انسان‌هاست‌ را نشان‌ از شناخت‌ كارگردان‌ از سر منشا مشكلات‌ دانسته‌ بود. (نقل‌ به‌ مضمون)

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 4:41  توسط ضحی توحیدی   | 

نامه سرگشاده جمعی از اعضای سابق و فعلی دفتر تحکيم وحدت خطاب به عبدالکريم سروش

 

گويا نيوز

 

آيا همه آن ها که به گذشته شما نقبی می زنند و نقدی می کنند به قصد تکفير شما چنين می کنند؟ آيا همه را می توان کذابانی خام در سودای نام دانست آن ها که خود از نام آوران اين ديارند؟ شما زمانی خود هشدار داده بوديد که مبادا طعن طاعنان و منع مانعان ما را از گام زدن در مسير چشمه ساران حقيقت باز بدارد آيا تمام نقدهايی که بر شما ميرود طعن طاعنان است و هيچکدام حظی از حقيقت نبرده اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:48  توسط ضحی توحیدی   | 

با تلاش فعالان اجتماعی حکم سنگسار متوقف شد

حکم سنگسار متوقف شد

با تلاش فعالان اجتماعی و بخشنامه رییس قوه قضاییه: - پنجشنبه 31 خرداد 1386

به دنبال انتشار اخباری مبنی برسنگسار دونفر درتاکستان قزوین، روز گذشته رییس کل دادگستری این استان اعلام کرد که براساس بخشنامه رییس قوه قضاییه، اجرای حکم سنگسارافراد یاد شده دراین شهر متوقف شد. اظهارات رییس کل دادگستری قزوین به دنبال تلاش بی وقفه جمعی ازفعالان اجتماعی و ارتباط پیگیر با مسئولین قوه قضاییه و انتشار گسترده آن دررسانه های بیان می شود. کمپین قانون بدون سنگسار طی روزهای گذشته به صورت شبانه روزی به انعکاس تحولات این پرونده پرداخته بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 9:3  توسط ضحی توحیدی   | 

بازخواني تاريخ تمدن ويلدورانت

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت دوم

 

III – روش زندگي و صناعت پارسيان

 

دولت شاهنشاهي- ملت- زبان- دهقانان- شاهراههاي شاهنشاهي- بازرگاني و امور مالي

 

 

دولت شاهنشاهي پارس، كه در زمان داريوش به منتها درجة بزرگي خود رسيده بود، شامل بيست ايالت. تا آن زمان هرگز دولتي به اين بزرگي و پهناوري، كه در زير فرمان يك نفر باشد، در تاريخ پيدا نشده بود.

پارسي كه در آن روزگار بر چهل ميليون ساكنان اين نواحي حكومت كرد همان ايراني نيست كه اكنون مي‌شناسيم، بلكه ناحية كوچكي در مجاورت خليج فارس بود كه در آن زمان به نام «پارس» خوانده مي‌شد و اكنون آن را «فارس» مي‌نامند. سرزمين پارس سراي بيابانهاي بيحاصل و كوههاي فراوان بود؛ رودخانة فراوان نداشت و در معرض گرماي سوزان و سرماي كشنده بود و به همين جهت بود كه درآمد زمين، به تنهايي، كفاف زندگي دو ميليون ساكنان آن را نمي‌كرد، و ناچار بايد كسري را از راه بازرگاني و كشورگشايي تأمين كنند. داريوش اول خود را در نقش رستم چنين معرفي كرده است: «پارسي، پسر پارسي، آريايي از نژاد آريايي». زردشتيان وطن نخستين خود را به نام «ايران- وئجه» يعني وطن آرياييها مي‌نامند. استرابون كلمة «آريانا»  را براي سرزميني استعمال كرده است كه تقريباً با آنچه امروز به نام «ايران» مي‌ناميم، تفاوتي ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 8:31  توسط ضحی توحیدی   | 

شريعتي استاد بي بديل ترکيب سازي

برگرفته از کتاب:

" شريعتي مسلماني در جستوجوي ناکجاآباد"

نوشته ي دکتر علي رهنما

 

شريعتي مرد زمانة خود بود و بازتاب روحيات، احوال، مشكلات، رنج ها و راه حل هاي قابل تصور آن دوران. كاآمد بودن گفتمان و راه حل هاي سياسي-مذهبي او در دوران ما در گرو ميزان تغيير و تحول در اوضاع ذهني و عيني مردم، نهادهاي حاكم بر آنها و توازن قدرت در عرصة بين المللي است. روش شناسي شريعتي نقش تعيين كننده اي در تكوين گفتمان وي ايفا كرد. شريعتي طبق سنت فكري مانويان ديدگاهي ثنوي داشت و با همين ديد همة امور پيرامون خود را تجزيه و تحليل مي كرد. همه مفاهيم، اشياء، كلمات و پديده ها، به استثناي خدا و الگوهاي شريعتي، داراي ماهيتي دوگانه و متناقض بودند؛ يك بعد شيطاني و شر در برابر يك بعد خدايي قرار داشت و آن را به چالش مي كشيد. شريعتي به وجود ديالكتيك در طبيعت ايمان داشت. تحليلي كه او از دوگانگي در دورن فرد، جامعه، حكومت، اقتصاد، تاريخ، مذهب و بويژه تشيع ارائه مي كرد محصول به كارگيري همين روش شناسي بود.

در ميان آثار گوناگون هر روشنفكر دست كم يك خط يا يك اثر وجود دارد كه نماد شخصيت و فرديت اوست. احتمالاً شعارهاي گيرا و آتشين شريعتي كه صدها هزار تن از مردم در جريان انقلاب سال 1357/1979 ايران در زير لب زمزمه مي كردند، او را براي همة كساني كه آن روزها را به خاطر مي آورند يا در مورد آن ايام مي نويسندو مي خوانند، تداعي خواهد كرد. شايد براي آنهايي كه با فرهنگ شيعي آشنايي دارند و از سر احساس و عاطفه نگران سرنوشت همنوعان خود در جهاني سرشار از ظلم و نابرابري هستند، شريعتي يادآور يك پيام باشد؛ ‹ آنان كه رفتند كار حسيني كردند و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي بكنند و گرنه يزيدي اند›.

اما ابعاد شخصيت شريعتي فراتر و بيشتر از وجهة سياسي وي بود. اشخاص گوناگون مي توانند خود را با دنياهاي متفاوت وي خو دهند و عبارت گوناگون موجود در آثار وي  مي تواند هر يک نماد وجود مختلف شخصيت اين مرد باشد. شريعتي که بي شک يکي از برجسته ترين روشنفکران ايراني در قرن بيستم است, معجوني خاص و منحصر به فرد بود, و فراتر از آن که بتوان در قالب هاي متعارف و مرسوم قرارش داد. کساني که مي کوشند تا چنين کنند, تنها کاري که مي کنند خدشه دار کردن شخصيت اين مرد است. او يک قصه گوي ممتاز و کم نظير بود و استاد رمزپردازي و معما سازي و بازي با کلمات و مفاهيم. همه نوشته ها, گفته ها و اعمال او که خودش را نيز بر سر شوق و هيجان مي آورد, سرشار از معما و چيستان بود. او اين چنين مي زيست. علي شريعتي به عنوان فرزند راستين سرزمين فرهنگ ساز خراسان, سرزمين حماسه و عرفان, همچون  پدران خود به آساني با کلمات بازي مي کرد و مفاهيم بديع و بکر مي آفريد. او عاشق زيبايي و آهنگ موسيقيايي کلمات بود. شريعتي روانکاوي بود که به خوبي نيازهاي مردم خود را شناخته بود و به درستي پاسخگوي نياز ها و دردهاي مخاطبان خود بود. داستاني که او روايتگرش بود, همان قصه اي بود که آنان مدت ها در انتظار شنيدنش بودند. او از چنان جسارت, فصاحت و ذهن نقادي برخوردار بود که بي آن که همان قصه را بگويد, آن را با زبان بي زباني براي مخاطبان خود بازگو مي کرد. شريعتي علاوه بر اين همه, داراي کاريزماي واقعي بود و اي بسا که چيزي فراتر از آن. او قدري شاعر, قدري داستان پداز, قدري طنزنويس, قدري هنرمند و تا حدودي روزنامه نگار نيز بود. او به عنوان کسي که از شرايط متعارف و مرسوم و چهارچوب هاي خشک و ماندگار نفرت داشت, از لحاظ فردي جهان وطن بود و افق هاي ذهنش تا دوردست ها وسعت داشت.

از ديد شريعتي، پديده ها و رويدادهاي پيرامونش تک علتي و داراي يک دليل واحد نبودند. او استاد بي بديل ترکيب سازي بود و خود نيز يک ترکيب محسوب مي شد. او به عنوان استاد بي همتاي ترکيب سازي, تا حدي مسلمان, تا حدي مسيحي, تا حدي يهودي, تا حدي بودايي, تا حدي مزدکي, تا حدي صوفي, تا حدي بدعت گذار, تا حدي مارکسيست, تا حدي اگزيستانسياليست, تا حدي اومانست و تا حدي شک انديش بود. شريعتي در آن واحد يک ملي گرا و يک جهان گرا, يک ماترياليست و يک ايده آليست و نيز يک احضار کنندة ارواح بود. شريعتي فردگرايي بود که به جنگ با فردگرايي برخاسته بود و حاضر بود حتي به قيمت نابودي توده ها, در راه آرمان هاي اجتماعي مبارزه کند. او به عنوان کسي که اعتقاد راسخي به ضرورت تغيير و لزوم اقتباس داشت, متجددي بود که طبق معمول از سنن, عرف ها  و نهادهاي کهنه و پوسيده منزجر بود. در ميان اسوه ها, قهرمانان, الگو ها و معبودهاي تونع زيادي به چشم مي خورد. آنان از لحاظ زمان, روش ايدئولوژي, نسب, مذهب, حرفه, رنگ, فرهنگ و مليت باهم تفاوت داشتند. او به عنوان محصول فکري جهاني که در آن مي زيست, ترکيبي از سنن فرهنگي و سياسي شرق و غرب بود. او به عنوان کسي که ظاهراً غربي بود و از لحاظ تحصيلات و روش شناسي مديون غرب, مي کوشيد به آغوش فرهنگ شرقي, ايراني و شيعي خود که طرز تلقي اش از آن ضيغة غربي داشت, پناه برد. او با چشمان غربي به شرق و با چشمان شرقي به غرب مي نگريست. شريعتي اسلام خود را با رجوع به منابع غيراسلامي و تشيع خود را به رجوع يه منابع غيرشيعي, بدست آورده بود. و عصيانگري بود که حتي عليه خود, جامعه و مذهب و گذشته و حال  خويش نيز سر به شورش برده بود. شريعتي به عنوان يک سنت شکن و يک آرمانخواه, با »با انچه که هست« مي جنگيد و همة توش و توان خود را صرف آفريدن »آنچه بايد باشد« کرده بود.

وانگهي شريعتي آن گونه بود که خود مي پنداشت, خروس بي محلي بود که با آواز نابهنگام خود سکوت عميق شب را شکسته و خواب خفتگان را آشفته تر و آشفته تر ساخته بود. او خواب همگان را از خوب و بد و از مردم تا دشمنان مردم برآشفته بود. او حتي خواب را از چشمان بازجو و زنداني و آدمکش نيز گرفته بود. با هر بانگ بر شمار پيروان و دشمنان وي افزوده مي شد. او با به جان خريدن خطر همواره ابتکار عمل را از دست دشمن خود مي گرفت؛ و هر بار که موفق نمي شد دشمنش را بفريبد, سر در گريبان فرو مي برد و پشيمان از کار خود, به دامان يأس و افسردگي و خودکاوي سر مي نهاد و در اکثر موارد به تجديد نظر طلبي روي مي آورد. او در اسلام, زبان و معتقدات مردمي را يافته بود که مي کوشيد خود را با آنان هماهنگ سازد. رسالت انقلابي و طرز تلقي و تفسير از اسلام بود. تسلط انکار ناپذير وي بر کلمات و مهارتش در بازي با آنها به او امکان داد تصويري از اسلام ارائه دهد که به مراتب جذاب تر از تصوير اصلي آن بود. او شايد تنها روشنفکر ايراني در قرن بيستم باشد که زمينه را براي ايجاد يک حرکت اجتماعي-سياسي فراهم آورد که محصول نهايي آن نهضت مردمي و انقلاب بود. او در ايم انقلاب اجتماعي نهايي, پايان بي عدالتي, اختناق و نابرابري را مي يافت و نيز تولد يک انسان جديد و کامل. به عقيده وي انقلاب پايان دوگانگي ها و مرگ نظام ثنوي حاکم بر تاريخ بود, و گذرگاهي به سوي برقراري توحيد به معناي فردي, اجتماعي, سياسي, اقتصادي و مذهبي کلمه, و استيلاي ارادة خدا بر ارادة شيطان. شريعتي يک احساساتي پرعاطفه بود نه يک انقلابي مبارز. به هر تقدير آرمان خواهي ارزش آن را داشت که براي تحقق آن قدمي برداشته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 8:34  توسط ضحی توحیدی   | 

در بند ۲۰۹ اوين بر ما چه رفت (بخش اول)، ژيلا بنی‌يعقوب

گویا نیوز

نگارش و انتشار خاطرات مربوط به يک زندان کوتاه مدت، به معنای اهميت بخشيدن به آن نيست بلکه به منظور ثبت تاريخی اين وقايع است. اگر نه! خيلی خوب می‌دانم که گذراندن روزهايی کوتاه در زندان در برابر رنج بسياری از زندانيان عقيدتی ميهنم به ويژه برخی از روزنامه نگاران زندانی، ناچيز شمرده می‌شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 5:58  توسط ضحی توحیدی   | 

در بند ۲۰۹ اوين بر ما چه رفت (بخش دوم)، ژيلا بنی‌يعقوب

گویا نیوز

برای اينکه انفرادی ملال آور نشود بايد چکار کنم؟ ياد دوستان روزنامه نگارم افتادم که پس از آزادی تجربه هايشان را با ما تقسيم کرده بودند. حنيف مزروعی روزی چند ساعت ورزش می کرد، عليرضا رجايی زياد فکر می‌کرد، احمد زيدآبادی به قول خودش "سيرانفس" می کرد. سيرانفس اصلا يعنی چه؟ اين زيدآبادی هم حرفی نزد که بفهمم و امروز به دردم بخورد. چرا يادم آمد، می‌گفت: "خواب هم راه حل خوبی است برای کسی که بيرون کم می‌خوابد."

Baniyaghoob@yahoo.com

اسفدماه ۱۳۸۵، زندان اوين، بند ۲۰۹

با هم سلولی هايم از هر دری حرف می زديم والبته بيشتر از همه در باره زندانی که در آن بوديم ، در باره دوستانمان که در سلول های ديگر بودند و اينکه می خواهند با ما چه کنند؟و چند روز ديگر می خواهند ما را اينجا نگه دارند؟
هم برای گذراندن وقت و هم برای افزايش روحيه ها بود که بطور دسته جمعی ،سرود می خوانديم .هر بار يکی از سلول ها شروع می کرد وبقيه تکرار می کردند .هر سرودی شنيده می شد ،از سرودهای خيلی قديمی تا سرودهای تازه جنبش زنان از جمله سرود کمپين جمع آوری يک ميليون امضا بر ضد قوانين تبعيض آميز عليه زنان:
"ای زن تو ای همراهم
آزادگی رويايم
با تو،کنار تو
چون دريای خروشان
..."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 5:49  توسط ضحی توحیدی   | 

بازخواني تاريخ تمدن ويلدورانت

از آنجايي كه در ايام امتحانات هيچ چيز خوشمزه تر و توجيه پذيرتر از كتاب خواني و كارفرهنگي كردن نيست!!!، با توجه به اهميت و ارزش آشنايي با تاريخ، از اين به بعد هر هفته و در اواخر آن جذابي از تاريخ به زبان ويلدورانت را در اين وبلاگ بياورم. سلسله ارسالاتي كه از اين به بعد شاهد آن خواهيد بود، از CD حاوي كل تاريخ تمدن ويلدورانت و به طور خلاصه با اندكي دخل و تصرف اخذ و ارسال خواهد شد. خريد CD مذكور كه از ارزش و قابليت بسيار بالايي برخودار است را به همه دوستان توصيه مي كنم. CD مذكور حاوي كل تاريخ تمدن ويلدورانت با كيفيتي بسيار عالي به همراه قابليت جستجو و نسخه برداري و ديگر مزاياي خاص خود بوده و با قيمت 10000 تومان در بازار عرضه شده است.  

ارزش كاري كه از اين به بعد در جمله فعاليت هاي گروپ ما شاهد آن خواهيد بود، اولا اينست كه خوانندگان مي توانند در ايام تعطيلات خود با تاريخ تمدن ها از زبان يكي از معتبرترين تاريخ نويسان، آشنا شوند و دوماً در كار فوق سعي مي شود تا با خلاصه برداري و حذف حواشي كسل كننده كتاب تاريخ ويلدورانت، در وقت دوستان كم وقت من (!) صرفه جويي به عمل آيد.

 اميد است استقبال و همراهي دوستان از اين كار سبب ادامه و ارتقاء سطح آن و نيل به هدف نهايي يعني ارتقاء سطح دانش و فرهنگ اعضاي گروه و ديگران گردد. 

ضحي توحيدي

13/3/86

 

بازخواني تاريخ را از فصل سيزدهم جلد اول(تمدن شرق)، تمدن پارس آغاز مي كنم. فايلي كه به اين ايميل اتچ شده است، بخش اول از اين فصل را شامل مي شود. بخش هاي بعدي را در هفته هاي آينده ارسال خواهم كرد. فايل ارسالي به فرمت ورد بوده با حجم 48 كيلوبايت و شامل مطالب زير است:
 

پارس

 

I – دورة عظمت مادها و انقراض ايشان

منشأ اين قوم – شاهان ايشان – انقراض دولت ماد

 

آيا مادها، كه نقش مهمي در برانداختن دولت آشور داشته‌اند، ‌چگونه قومي بوده‌اند؟ پي بردن به اصل اين قوم، بدون شك، امري است كه رسيدن به آن دشوار است؛ مادها از نژاد هند و اروپايي به شمار مي‌روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره‌هاي درياي خزر به آسياي باختري آمده باشند. چنان به نظر مي‌رسد كه مادها، در ضمن كوچ‌كردنهاي خود،‌ از بخارا و سمرقند گذشته، و از اين نواحي، رفته رفته، رو به جنوب سرازير شده و پس از رسيدن به پارس، در آن سكونت اختيار كرده بودند. اين قوم، در كوههايي كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر، و سنگهاي گرانبها بدست آوردند. و چون قومي نيرومند بودند و زندگي ساده داشتند، به كشاورزي بر دشتها و دامنة تپه‌هاي منزلگاه خود پرداختند و زندگي آسوده‌اي براي خويش فراهم ساختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 8:59  توسط ضحی توحیدی   | 

کارنامه اقتصادی احمدی نژاد؛ آمارسازی یا واقعیت؟

مهین گرجی

در حالی که در محافل غربی، از تشديد تحريم های اقتصادی ايران به دليل سرپيچی جمهوری اسلامی از درخواست شورای امنيت سازمان ملل مبنی بر تعليق کامل غنی سازی اورانيوم سخن گفته می شود، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران می گويد که اين کشور، در آستانه يک جهش بزرگ اقتصادی است.

به گزارش ايرنا، آقای احمدی نژاد در تازه ترين کنفرانس خبری خود، از رشد اقتصادی ايران حرف زده و می گويد که با شرايط اقتصادی بوجود آمده، کشورش به يکی از امن ترين کشورها برای سرمايه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی در منطقه تبديل شده است.

محمود احمدی نژاد گفته است که با وجود فضاسازی ها و فشارهای موجود، ميزان سرمايه گذاری داخلی و خارجی در ايران، نسبت به سال های گذشته به ميزان قابل توجهی افزايش يافته است.

اين گفته ها در حالی مطرح می شود که براساس گزارش های رسمی، تعداد قراردادهای خارجی در ايران از ۱۰۰ مورد در سال ۲۰۰۰ به ۱۸ مورد در سال ۲۰۰۷ کاهش یافته است.

 متاسفانه بعضی آمارهای دروغ و نادرست در جامعه منتشر و عدد سازی می کنند و واقعيات را دگرگون جلوه می هند محمود احمدی نژاد

بر اساس گزارش موسسه پژوهشی امريکن انترپرايز، به جز فرانسه و چين، که بيشترين سرمايه گذاری را در هفت سال اخير در ایران انجام داده اند، ايتاليا، هلند، آلمان و کره جنوبی هم با ايران قراردادهای تجاری بسته اند.

اين موسسه، سهم ايران را از سرمايه گذاری های بين المللی در طول سال های ياد شده را ۱۵۳ ميليارد دلار برآورد می کند.

با سخت تر شدن حلقه های تحريم های اقتصادی عليه ايران، به گفته کارشناسان، بسياری از سرمايه گذاران به دليل ريسک بالای سرمايه گذاری در ايران از ادامه کار منصرف شده اند.

صرف نظر از سخت شدن شرايط سرمايه گذاری، مبادله تجاری با طرف ايرانی، به طور فزاينده ای مشکل تر شده است.

بر اساس آمار رسمی سازمان آنکتاد (کنفرانس تجارت و ملل متحد) و همچنين بانک جهانی، سهم ايران از سرمايه گذاری های خارجی اکنون به زير ۵۰۰ ميليون دلار در سال رسیده است.

اين رقم در مقايسه با حجم سرمايه گذاري های انجام شده در دبی که ۱۲ ميليارد دلار را تنها در يک سال جذب کرده است، رقمی بسيار حاشيه ای به حساب می آيد.

با اين وجود، رييس جمهوری ايران  از آمار سرمايه گذاری ۳/۴ ميليادر دلاری در سال ۱۳۸۴ و رقم بالای ۱۰.۳ ميليارد دلاری در سال ۱۳۸۵  حرف می زند.

ارقام اعلام شده از نگاه فريدون خاوند، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی، بسيار غيرواقعی شمرده می شود.

وی می گوید که «در دوسال گذشته، دولت آقای احمدی نژاد آمارهايی را مطرح می کند که اين آمار در هيچ جای ديگر ديده نمی شوند.»

اين کارشناس اقتصادی تاکيد دارد که کناره گيری شرکت های بزرگ از معاملات پرسود تجاری دليل خوبی بر ناامن بودن ايران برای سرمايه گذاری خارجی است.

به گفته آقای خاوند، « در بهره برداری از ميدان نفتی آزادگان، ژاپن عقب نشينی کرد و يا شرکت توتال که به احتمال بسيار زياد از قرارداد با ايران کنار می کشد. بنابراين با توجه به وضعيت داخلی ايران و شرايط متزلزلی که اين کشور در عرصه سياست جهانی به دليل تحريم اقتصادی دارد، حرف زدن از امن بودن ايران برای سرمايه گذاران خارجی با هيچ واقعيتی وفق ندارد.»

 بر اساس آماری که قبلا منتشر شده، دولت ايران در اواخر سال ۱۳۸۳، از ايجاد ۴۰۰ هزار فرصت شغلی حرف زد، اما آقای احمدی نژاد با آمار جديد می خواهد بگويد که در اين دو سال بيش از يک ميليون فرصت شغلی ايجاد کرده که اين هم با واقعيات ايران همخوانی ندارد چرا که نرخ رشد اقتصادی ايران در سطح بالايی نیست

فریدون خاوند

صندوق بين المللی پول در تازه ترين گزارش خود اعلام کرده است که  رشد اقتصادی ايران به پنج درصد کاهش خواهد یافت. اين گزارش نرخ تورم در ایران را در سال جديد ۶/۱۷ درصد اعلام کرده است. 

تورم، یکی از بزرگترین چالش های دولت ایران در سال گذشته بود که در مواردی حتی به جنگ لفظی بين محمود احمدی نژاد با نمايندگان مجلس و منتقدان اقتصادی داخلی منجر شده است.

بر اساس اين گزارش، در بين ۱۷ کشور خاورميانه و شمال آفريقا غير از ايران تنها کشور يمن از نرخ تورم دو رقمی ۲/۱۲درصدی برخوردار است و ديگر کشورها همگی يا نرخ تورم يک رقمی دارند و يا مثل کشورهای مراکش و عربستان سعودی دارای نرخ تورم منفی هستند.

کشورهای الجزاير، بحرين، مصر، اردن، کويت، لبنان، ليبی، عمان، قطر، سوريه، تونس و امارات نيز نرخ تورمی کمتر از سه درصد دارند.

اما رييس جمهوری ايران، عقيده دارد که آمارهای ارائه شده صحت نداشته و تنها برای مخالفت با دولت او منتشر می شوند.

آقای احمدی نژاد در گزارش خود می گويد:«متاسفانه بعضی آمارهای دروغ و نادرست در جامعه منتشر و عدد سازی می کنند و واقعيات را دگرگون جلوه می هند»، اين در حالی است که اکونوميست در گزارشی اعلام کرده که ايران بالاترين نرخ تورم را در خاورميانه و شمال آفريقا به ميزان ۸/۱۵درصد دارد.

به گفته آقای خاوند، منابع داخلی در ايران نرخ تورم را بالای ۲۰ درصد اعلام کرده و آخرين آمار منشره صندوق بين المللی پول هم تورم ۱۷ درصدی را برای ایران در سال جديد پيش بينی کرده است.

ايجاد فرصت های شغلی، بر اساس برنامه چهارم توسعه یکی دیگر از مواردی بود که در گزارش اقتصادی رییس جمهوری ایران مورد اشاره قرار گرفت.

رييس جمهوری ايران، در گزارشی،  ۳/۱۱ درصد را نرخ بيکاری در کشور عنوان می کنند، اين در حالی است که مرکز آمار ايرانی در گزارشی  نرخ بيکاری را در جمعيت فعال۱۲.۱ درصد می داند.

از سويی مجله اکونوميست، نرخ بيکاری ايران را در سال ۲۰۰۶، حدود ۱۲ درصد اعلام کرده و با استناد به  پيش بينی کارشناسان اقتصادی می گويد که جمهوری اسلامی امسال، ۵/۱۲ درصد جمعيت بيکار خواهد داشت.

از نگاه آقای فريدون خاوند، «دولت برای رفع مشکل بيکاری به هر راهی متوسل می شود.»

وی با غير واقعی خواندن ايجاد دو ميليون فرصت شغلی در طول سال گذشته اين طور استدلال می کند:« بر اساس آماری که قبلا منتشر شده، دولت ايران در اواخر سال ۱۳۸۳، از ايجاد ۴۰۰ هزار فرصت شغلی حرف زد، اما آقای احمدی نژاد با آمار جديد می خواهد بگويد که در اين دوسال بيش از يک ميليون فرصت شغلی ايجاد کرده که اين هم با واقعيات ايران همخوانی ندارد چرا که نرخ رشد اقتصادی ايران در سطح بالايی نیست. »

اين کارشناس اقتصادی با پايين تر خواندن رشد سالانه ايران از ميانگين نرخ رشد منطقه خاورميانه، می گويد که «با توجه به رکود اقتصادی فعاليت های اقتصادی، حرف زدن از ايجاد فرصت های شغلی با اين مقياس نمی تواند درست باشد.» 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط ضحی توحیدی   | 

بیانیه نوام چامسکی ، منتقد سرشناس سیاست های بوش درباره هاله اسفندیاری


همصدا با سازمان دیده بان حقوق بشر، انجمن آکادمیک مطالعات خاورمیانه، و جامعه بین المللی برای مطالعات ایران آزار و اذیت و بازداشت هاله اسفندیاری را بشدت محکوم می کنم.
اینگونه اقدامات نه تنها بسیار تاسف آور است بلکه هدیه ای به تندروهای غرب است که تلاش برای سازماندهی حمله نظامی به ایران را دارند. همانگونه که اراده اکثریت قاطع مردمان ایران و امریکا در نظرسنجی های اخیر نشان داده ، اکنون فرصتی است برای دیپلماسی ، مذاکره و کاستن تنش ها. بدرفتاری غیر قابل قبول صورت گرفته با این کارشناس برجسته و شخصیت محترم به شدت موجب تحلیل و تضعیف تلاش های آنهایی می شود که بدنبال صلح، عدالت و آزادی در منطقه و درسطح دنیا هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:33  توسط ضحی توحیدی   | 

گزيده اي سخنان آيت الله خميني:

 

بشراصولا حق قانون گزاری ندارد، زيرا دين اسلام تمام قوانين عالم را که ازمغزهای سفليسی مشتی بی خرددرآمده باطل کرده است و هيچ قانونی را در جهان قانون نمی داند۰قانون های اسلامی را خداوند جهان برای همه بشر و برای هميشه نازل فرموده است۰قانون های اسلام مانند قوانين ماليات و قضا و نظام و ازدواج و طلاق و ساز و نواز و زناو لوات و قوانين تطهيرو تنظيف ووضووغسل وامثال آن قوانين ثابت الهی است که درهيچ صورت قابل تغييرنيست " و " قيموميت ولی فقيه برملت قيموميت شرعی و بلاعزل قيم برصغيراست و قيم ملت با قيم صغارازلحاظ وظيفه وموقعيت فرقی ندارد ، " جاهل و ناقصند و ناکاملند و نيازمند کمالند و شرعا احتياج به قيم دارند (خميني، كشف الاسرار، به نقل از كتاب بخشی از تاريخ جنبش روشنفکری ايران، مسعود نقره کار، ، جلد اول ، ص ۳۰ )

 

-- خمينی ۲۷ آبان ۱۳۵۷: " ما باکی نداريم که ده هزار، بيست هزارنفرکشته شوند۰وبعضی ها نق می زنن که ما کشته می دهيم۰ ما تکليف مان همين است" ( مسعود نقره کار، همان ماخذ ، ص ۲۹ )


خميني  ۲۸ مرداد ۵۸ : " اگرازاول ۰۰۰ بطورانقلابی عمل کرده بوديم و قلم تمام مطبوعات مزدوررا شکسته بوديم و تمام محلات فاسد را ممنوع اعلام کرده بوديم و روسای آنها را به جزای خودشان رسانده بوديم و چوب های داررا درميدان های بزرگ برپا کرده بوديم و مفسدين و مفاسدين را دروکرده بوديم ۰ اين زحمت ها پيش نمی آمد۰۰۰ و من توبه ميکنم ازاين اشتباهی که کردم ۰"( همان ماخذ پيشين ، ص ۳۶ )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 7:53  توسط ضحی توحیدی   | 

 

" کميته هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري "، تشکل کارگري نيست. اين کميته، جمع متشکلي ازفعالان کارگري است که براي تحقق اهداف زير مبارزه مي کنند :

١- بسترسازي وايجاد فرهنگ و روحيه تشکل پذيري در ميان کارگران از راههاي گوناگون از جمله تبليغ و ترويج، کمک به گسترش تشکل هاي صنفي، فرهنگي، هنري و ورزشي کارگران، حمايت از تحرک ها اعتراض هاي کارگري مانند اعتصاب و اقدام به کنترل کارگري و نظاير آنها

2 - کمک به ايجاد تشکل هاي کارگري در مراکز توليدي و خدماتي و مرتبط و هماهنگ کردن فعاليت هاي آنها از طريق انتقال تجربيات و دستاوردهايشان به يکديگر

٣ - فراهم کردن زمينه هاي گذار از شکل غير علني فعاليت کنوني فعالان کارگري به شکل فعاليت علني براي بسيج توده کارگران حول ايجاد تشکل سراسري کارگران از راههاي مختلف  از جمله ايجاد شرايط براي  حضور فعالان کارگري صاحب نفوذ و مورد اعتماد کارگران در عرصه علني مبارزه طبقاتي

٤- فرا خواندن هيئت مؤسس تشکل سراسري کارگران ايران براي تدارک مجمع عمومي، تصويب اسناد پايه اي و انتخاب ارکان تشکيلاتي اين تشکل. با ايجاد اين هيئت موسس، " کميته هاهنگي براي ايجادتشکل کارگري" منحل مي گردد.

کميته هاهنگي "  در راستاي اصل پايه اي خود، در دفاع از آزادي ايجاد هر گونه تشکل کارگري، از شکل گيري انواع تشکل هاي کارگري استقبال مي کند و آنرا حق طبيعي و مسلم تمام کارگران مي داند. اما تشکل مورد نظر " کميته هماهنگي " تشکلي است ضد سرمايه داري که به نيروي خود کارگران و بدون کسب مجوز از دولت ايجاد مي شود، وسيع ترين توده هاي کارگر را در بر مي گيرد و در عين شرکت فعال و پيگير در مبارزه روزمره کارگران براي دستيابي به اين يا آن مطالبه کارگري، از مدار پذيرش سرمايه داري فراتر مي رود و براي از ميان برداشتن مصائب زندگي بشر امروزي از جمله، فقر، گرسنگي، بيکاري، بي حقوقي، فحشا، اعتياد، فساد، تبعيض و…..مي جنگد بي ترديد، مناسب ترين ساختار براي چنين تشکلي ساختار شورائي است. اما " کميته هماهنگي " تشکل ضد سرمايه داري را به تشکل شورائي منحصر نمي کند، و براين باور است که اشکال ديگري همجون کميته ها، انجمن ها و سنديکاهاي کارگري نيز مي توانند ضد سرمايه داري باشند. از اين رو، و براي گسترش جبهه مبارزه طبقه کارگر عليه نظام سرمايه داري، " کميته هماهنگي " خود را ظرف فعاليت تمام فعالاني مي داند که در شکلهاي مختلف براي ايجاد تشکل ضد سرمايه داري طبقه کارگر مبارزه مي کنند.

براي مشاهده وب سايت کميته هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري به قسمت پيوند هاي همين وبلاگ مراجعه نماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:30  توسط ضحی توحیدی   | 

کدام روندها و تحولات به چشم‌پوشی آلمان از انرژی اتمی انجامیدند؟

 

 

اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان سال 1975 در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید.

در گاهشمار زیر نگاهی داریم به سابقه و روندها و مباحثاتی که به صرفنظرکردن آلمان از انرژی اتمی منجر شد:

 

سال 1938 بشر برای اولین بار انرژی اتمی را کشف کرد و اولین تاسیسات هسته‌ای سال 1942 در شیکاگو ایجاد شد. در ابتدا انرژی هسته‌ای از جنبه نظامی مهم و باارزش تلقی می‌شد. اولین بمب‌های اتمی که در جنگ جهانی دوم از سوی آمریکا علیه ژاپن به کار گرفته شدند اوج این گونه توجه و گرایش بود. ایده استفاده از شکاف هسته‌ای به عنوان منبعی برای تولید انرژی تنها در سال‌های پس از جنگ بود که قوت و رواج بیشتری گرفت. اولین نیروگاه اتمی ذنیا سال 1954 در مسکو تاسیس شد. آلمان نیز سال 1957 اولین مرکز بزرگ تحقیقات هسته‌ای خود را به راه انداخت.  در سال 1960  قانونی در آلمان به تصویب رسید که بر اساس آن دولت موظف به حمایت از تولید و استفاده از انرژی اتمی گردید.

 

1961

اولین نیروگاه اتمی آلمان در شرق فرانکفورت ساخته شد. این نیروگاه سال  1986تعطیل شد.

 

1968

آلمان اولین کشتی تحقیقاتی خود که با انرژی اتمی کار می‌کرد را به آب انداخت.

 

دهه 80 میلادی قرن گذشته

بحران نفت و تحریم صدور آن از سوی برخی از کشورهای عضو اوپک، کشورهای غربی را از وابستگی به انرژی‌های فسیلی نگران کرد و در آلمان تمرکز و توجه به استفاده از انرژی اتمی را شدت بیشتری بخشید.

 

1975

 اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید. این نیروگاه هیچگاه به بهره‌برداری نرسید و محل آن اینک به یک منطقه سبز بدل شده است.

 

1979

با اختلال خطرناکی که روز 29 مارس در در نیروگاه هسته‌ای هاریسبورگ آمریکا روی داد، جنبش ضد استفاده از انرژی اتمی در آلمان توان و انگیزه بیشتری یافت.

 

سال‌های اولیه دهه هشتاد

طرح ایجاد تاسیسات بازفرآوری زباله‌های Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مخالفان انرژی هسته‌ای راه قطار حامل زباله‌های اتمی را مسدود کرده‌اند هسته‌ای نیروگاه‌ها در شهر "واکرزدورف"، در ایالت "باواریا" به بزرگترین تظاهرات ضدهسته‌ای در آلمان منجر شد. این طرح سال 1998 به بایگانی سپرده شد.

 

  1981

روز 28 فوریه آلمان شاهد بزرگترین تظاهرات ضد اتمی خود بود. انگیزه این تظاهرات اعتراض به طرح ایجاد یک نیروگاه اتمی در بروکدورف، منطقه‌ای در نزدیکی هامبورگ، بود. چند صد هزار نفر در این تظاهرات شرکت داشتند و 10 هزار پلیس نیز برای مقابله با شورش‌ها و تشنجات احتمالی بسیج شده بودند. این نیروگاه سرانجام سال 1986 به راه افتاد و قرار است سال 2018 خاموش شود.

 

1986

روز 26 آپریل انفجار فاجعه‌آمیز و بی‌سابقه‌ای در نیروگاه اتمی چرنوبیل روی داد. این حادثه به تحول منفی  بزرگی در افکار عمومی آلمان نسبت به انرژی اتمی منجر شد. ایجاد وزارت محیط زیست آلمان هم از پیامدهای این حادثه بود.

 

1998

برای اولین بار در تاریخ آلمان ائتلافی از سوسیال دمکرات‌ها و سبزها قدرت را به دست گرفت. یکی از پروژه‌های بزرگ این ائتلاف کنارگذاشتن انرژی اتمی به عنوان تامین‌کننده یک سوم انرژی کشور و استفاده هر چه وسیع‌تر از انرژی‌های تجدید‌پذیر بود.

 

2002

توافقی که سال 2000 میان دولت آلمان و شرکت‌های تولید انرژی اتمی این کشور برای صرفنظر‌کردن از تولید این انرژی حاصل شده بود . جنبه قانونی پیدا کرد و تغییراتی را ذر قانون اتمی این کشور به وجود آورد. این چرخش  و تغییر که به ابتکار و رای فراکسیون‌های ائتلاف سوسیال دمکرات‌ها- سبزها تحقق یافت با مخالفت نیروهای اپوزیسیون و صاحبان صنایع و نیروگاه‌های اتمی روبرو شد. بر اساس قانون اتمی جدید آلمان نیروگاه هسته‌ای جدیدی در این کشور ساخته نخواهد شد و نیروگاه‌‌های موجود نیز در صورتی که 32 سال از فعالیتشان گذشته باشد تعطیل خواهند شد. به این ترتیب آخرین نیروگاه اتمی آلمان سال 2021 خاموش می‌شود. تا کنون 2نیروگاه هسته‌ای آلمان بر اساس قانون یادشده تعطیل شده‌اند و 21 نیروگاه دیگرهم به تدریج  تا 14 سال دیگر خاموش خواهند شد.

 

2006

در پی شکست ائتلاف سوسیال‌دمکرات- سبزها در آلمان، بحث‌ها و زمزمه‌هایی برای رویکرد مجدد به انرژی اتمی به وجود آمد. اما هم اختلاف نظر در صفوف احزاب حاکم و هم تداوم ذهنیت منفی اکثر مردم نسبت به خطرات انرژی اتمی باعث شده که مصوبه قانونی سال 2002 کماکان معتبر شناخته ‌شود.

 

2007

تشدید نگرانی از استفاده احتمالی  روسیه از صادرات گاز خود به کشورهای همسایه به عنوان یک اهرم فشار سیاسی، دوباره بازگشت به انرژی اتمی را به بحث روز آلمان بدل کرد، اما هنوز هم اجماع گذشته در مورد کنارگذاشتن این نوع انرژی حامیان و مدافعان بیشتری دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:39  توسط ضحی توحیدی   | 

دلایل موافقان و مخالفان انرژی اتمی

رادیو آلمان

  اثرات مخرب زیست محیطی فاجعه چرنوبیل به مخالفت با انرژی اتمی قوت بخشید

 

مخالفان و موافقان استفاده از انرژی اتمی هر کدام استدلال‌ها و دلایل خاص خود دارند. در زیر نگاهی داریم به عمده‌ترین ِ این دلایل.

مسئله حفظ محیط زیست و سلامت انسان

مخالفان انرژی اتمی معتقدند که تولید این نوع انرژی و استفاده از آن با خطرات عمده‌ای برای سلامت انسان و طیعت توام است. صوانح اتمی که تا کنون روی داده‌اند از نظر مخالفان انرژی هسته‌ای دستیابی به سطحی مطمئن وقابل قبول از ایمنی برای نیروگاه‌ها و تاسیسات اتمی را به  را به یک ادعای توخالی بدل کرده‌اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:32  توسط ضحی توحیدی   | 

این مشخصات چه كشوري است؟

 ۲۰ميليون فقير، ۷ ميليون بيكار، ۴ ميليون معتاد، ۳۰۰هزار زن تن فروش ؛ ۱۴ميليون بيمار روانى ، ۶۰۰هزار كودك كارگر ،يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،۸ ميليون بيسواد، ۱۸۰هزار نابغه فرارى با ۳۰تريليون و ۴۰۰ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، ۴۵۰هزار تصادف در سال، ۴۰هزار بيمار ايدزي، سن بزهكاري زير ۱۰سال، كف سني فحشا ۱۴سال، و كف سني اعتياد ۱۳سال و...

اين ويرانه ايران ماست

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 9:0  توسط ضحی توحیدی   | 

۲ اسفند سالروز خودسوزي هما دارابي در اعتراض به حجاب اجباري

دکتر پرويز داورپناه

 

دکتر هما دارابي روانپزشک ، استاد دانشگاه ، مبارزسياسي و فعال حقوق زنان و کودکان بود.

زنده ياد هما دارابي در بيست و شش دي ماه 1318 در تهران زاده شد. پس از ورود به دانشگاه به حزب ملت ايران پيوست و در نخستين يادواره روز دانشجوکه در برابر دانشکده هنرهاي زيبا بر پا گرديد ، در کنار پروانه فروهر در آن شرکت کرد و به سخنراني پر شوري پرداخت و ياد شهداي شانزده آذر 1332 را گرامي داشت و شير زن دانشگاه نام گرفت.

کوشش ها و مبارزات سياسي هما دارابي از سال 1338 در رژيم ستمشاهي آغاز گشت و پس از انقلاب با تاکيد بر دفاع از حقوق پايمال شده زنان در رژيم کنوني همچنان ادامه يافت.

او در سال 1338 با همرزم خود منوچهر کيهاني ازدواج کرد و صاحب دو دختر بنام هاي آناهيتا و سالومه گرديدند که هر دو در رشته پزشکي به تحصيل روي آوردند.

هما دارابي و پروانه فروهر نخستين زناني بودند که سازمان زنان جبهه ملي را تشکيل دادند و در کنگره اول جبهه ملي ايران در بهمن ماه 1341 در آن شرکت کردند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 14:40  توسط ضحی توحیدی   | 

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيضآميز

شنبه 28 مرداد 1385

 

مجموعهقوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا مي دارد، آن هم در جامعه اي که بيش از 60 درصد از پذيرفتهشدگان دانشگاهها را زنان تشكيل ميدهند. در بسياري از جوامع اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالي بخشد اما قوانين در ايران از فرهنگ و موقعيت زنان عقبتر است.

طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه ميتواند او را به اعدام محكومكند. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قانون خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثهاي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون شهادت زن بهتنهايي پذيرفته نميشود اما شهادت مرد پذيرفته ميشود. طبق قانون، پدر ميتواند با اجازه دادگاه، دخترش را حتي قبل از 13 سالگي به عقد مرد 70 سالهاي درآورد. طبق قانون، مادر هيچگاه نميتواند سرپرست امور مالي فرزندش باشد و در مورد محل زندگي، اجازه خروج از كشور و حتي مسائل درماني كودك تصميم بگيرد. طبق قانون مردان ميتوانند چند همسر داشته باشند و هر موقع بخواهند زنشان را طلاق بدهند.

اين موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيضهاي قانوني نسبت به زنان است و بيشك زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا جزو اقليتهاي قومي و مذهبي هستند از تبعيضات قانوني بيش از ديگر زنان رنج ميبرند. از سويي، وجود قوانين ناعادلانه، روابط بين زن و مرد را چنان ناسالم و نامتعادل ساخته كه زندگي مردان را نيز با مشكلات بسياري مواجه كرده است، از جمله ميتوان به رواج ميزان بالاي مهريه اشاره كرد كه بهدليل احساس عدم امنيت ناشي از تبعيضات قانوني از سوي زنان درخواست ميشود.

از سوي ديگر، دولت ايران به ميثاقهاي بينالمللي حقوق بشر ملحق و متعهد به اجراي مقررات آنان شده است. مهمترين ضابطه در حقوق بشر عدم تبعيض برمبناي جنس، قوم، مذهب و... است. بنابر مباني فوق ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليهقوانين بوده و از قانونگذاران ميخواهيم كه نسبت به بازنگري و اصلاح قوانين بر اساس تعهدات بينالمللي دولت اقدام نمايند.

امضاهاي زير تنها امضاهايي است که از طريق اينترنت جمع آوري شده و شامل امضاهايي که به صورت چهره به چهره جمع آوري شده نيست.

نکته:

افرادي كه مايل به امضاي بيانيه كمپين يك مليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض اميز هستند و دسترسي به اعضاي كمپين ندارند، مي توانند با پرينت گرفتن فرمي كه به صورت پي دي اف ضميمه شده است، بيانيه را امضا كرده و به آدرس صندق پستي كمپين : ايران، تهران صنوق پستي 851-14335 بفرستند. عزيزاني هم كه قبلا به صورت اينترنتي بيانيه را امضا كرده اند، در صورتيكه تمايل به امضاي دستي داشته باشند مي توانند از همين طريق اقدام كنند.

 

این آدرس جدید سایته تا دیر نشده اقدام کنید چون این را هم فیلتر می کنند.

http://www.we4change.com/spip.php?article11

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 13:12  توسط ضحی توحیدی   | 

 

متن دفاعيات خسرو گلسرخي

 
ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد
بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم و حتي براي عمرم،من قطره‌اي ناچيز از عظمت خلق‌هاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب ليث‌ها ،‌ستارها و حيدر اوغلي‌ها، پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها ،‌ روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني،شيخ محمد خياباني‌ها نمودار صادق اين جنبش‌ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادا مي‌كند، هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: ؛در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ها و اباذر غفاري‌ها.



زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق‌هاي محروم
ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم. او در اقليت بود و يزيد،بارگاه،قشون،حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشه‌اي از تاريخ را اشغال كرد ولي آن‌چه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود،‌نه حكومت يزيد. آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد مي‌كنيم. اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند.


بايد به دنبال علل اساسي گشت
معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند


آقاي
رئيس دادگاه كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظام‌آباد،‌مثل پل امامزاده معصوم،مثل ميدان شوش،مثل دروازه‌غار برود و با كسانيكه زيرسر دارند،صحبت كند و بپرسد شما از كجا آمده‌ايد ؟ چه مي‌كنيد؟ مي‌گويند ما فرار كرده‌ايم. از چه؟ از قرضي كه داشته‌ايم. و نمي‌توانستيم بپردازيم.اصلاحات ارضي درست است كه قشر خرده‌مالك را بوجود آورد ولي در سير حركت طبقات اين ماندني نيست،خرده‌مالكي كه با ماموران دولتي مي‌سازد، نزديكتر است، ثروتمندتر است،آرام‌آرام مالك‌هاي ديگر را مي‌خورد،در نتيجه ما نمي‌توانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته‌. درست است شيوه توليدي دگرگون شده مقداري ولي از بين نرفته مگر همان فئودال‌ها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت مي‌كنند همان فئودال‌هاي سابق هستند كه حالا براي امپرياليسم دلالي مي‌كنند ،بورژوا كمپرادور شركت‌هاي سهامي زراعي و شركت‌هاي تعاوني كه بيشتر بخاطر مكانيزه كرده ايران بكار گرفته شده تا كدخداها

 

رئيس دادگاه: از شما خواهش مي‌كنم از خودتان دفاع كنيد

گلسرخي : من دارم از خلق‌ام دفاع مي‌كنم.

رئيس: شما بعنوان آخرين دفاع از خودتون دفاع بكنيد و چيزي هم از من نپرسيد بعنوان آخرين دفاع اخطار شد كه مطالبي آن‌چه كه به نفع خودتان مي‌دانيد در مورد اتهام بفرمائيد
گلسرخي: من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم،من فقط به نفع خلقم‌
حرف مي‌زنم. اگر اين آزادي وجود ندارد كه من حرف بزنم مي‌تونم بنشينم.

 رئيس: همانقدر آزادي داريد كه از خودتان بعنوان آخرين دفاع،‌دفاع كنيد

خسرو گلسرخي: (با خشم و غرور) من مي‌نشينم، مي‌نشينم، من صحبت نمي‌كنم،....

رئيس: بفرمائيد


گلسرخي با غرور و خروشندگي كه در چهره‌اش آشكار است مي‌رود و مي‌نشيند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:12  توسط ضحی توحیدی   | 

اين هم دمبش!

هادی سرا

"وی درباره‌ی انتخابات مجلس خبرگان و رای بالای هاشمی رفسنجانی در اين انتخابات گفت: آقای هاشمی شخصيت بزرگی است و نقش وی در انقلاب انکارناپذير است. درانتخابات رياست جمهوری تخريب‌هايی عليه ايشان انجام شد که شايسته نبود، اما در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان رای بالا به آقای هاشمی رفسنجانی و فاصله آرای وی با ديگران نشان داد که ايشان مورد توجه مردم هستند.
وي ادامه داد: برخی از برخوردهايی که با آقای هاشمی دردوره‌های قبل توسط برخی از نزديکان اصلاح‌طلب صورت گرفت نادرست بود. شان و احترام بزرگان همچون آقای هاشمی همواره بايد حفظ شود."

خوانندگان عزيز "اصغرآقا" (و در اینجا زیر خاکستر!)!

در اين لحظات حساس، اين موقع شب لازم ديدم با اينکه در مرخصي هستم خدمت برسم و اين چند خط از فرمايشات پرزيدنت سابق، آقاي سيد محمد خاتمي را برايتان نقل کنم. اسدالله لاجوردي که سرباز فداکار انقلاب باشد، چرا رفسنجاني شخصيت بزرگ مملکت نباشد که هم زنده است، هم پولدار.
آنهائي که به رفسنجاني لقب روباه داده بودند و احتمالاً دنبال دمبش ميگشتند، اين هم دمبش!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 6:16  توسط ضحی توحیدی   | 

بم، سه سال پس از زلزله

رادیو آلمان

سه سال پیش در چنین روزی زلزله‌‌ای به قدرت ۵/۶ ریشتر بخش‌های بزرگی از شهر بم و روستاهای اطراف آن را ویران کرد. شدت ویرانی و شهرت شهر تاریخی بم موج کم‌سابقه‌ای از همدردی جهانی را با مردم این شهر برانگیخت و بسیاری به یاری بازماندگان و کمک به بازسازی بم شتافتند. با این همه سه سال پس از این واقعه مردم بم همچنان با بیماری و بیکاری و فقر دست و پنجه نرم می‌کنند.

پس از زمین‌لرزه‌ای که پنجم دیماه سال ۱۳۸۲ شهر بم و اطراف آن را لرزاند سیل کمک‌های داخلی و خارجی به سوی این شهر سرازیر شد و امید می‌رفت رسیدگی به بازماندگان و بازسازی شهر به سرعت عملی شود. وعده‌های مسئولان هم که می‌خواستند کار بازسازی را تا تابستان سال ۸۴ به انجام برسانند این امیدواری را افزایش می‌داد. اما ناهماهنگی میان نهادها و سازمان‌های گوناگون، ضعف مدیریت و سوءاستفاده، در کنار عوامل دیگر باعث شده، نه تنها بازسازی به کندی انجام گیرد، که مشکلات تازه‌ای نیز بر معضلات این شهر افزوده شود.

امروز رئیس ستاد بازسازی مناطق زلزله زده بم از بازسازی ۸۶ درصد واحدهای مسکونی و استاندار کرمان از بازسازی ۳۵ تا ۴۰ درصد بناهای تجاری خبر می‌دهند. با این همه بیش از ۱۵ هزار کانکس در بم وجود دارد و به گفته‌ی موسی حافظ آبادیان، رئیس اداره آموزش و پرورش بم حدود ۲ هزار دانش آموز در کانکس درس می‌خوانند. [مهر، ۲۶ آذر ۸۵]

مسئول دبیرخانه ستاد راهبردی و سیاستگذری بازسازی بم در آستانه‌ی سومین سالگرد زمین‌لرزه خبر از یک هزار واحد پیش ساخته‌ی مسکونی می‌دهد که دولت ژاپن به ساکنان این شهر اهداء کرده است. به رغم ادعاهایی که درباره‌ی رسیدگی به بم و بازسازی آن می‌شود، خیابانها و کوچه‌ها پس از سه سال همچنان شهری مصیبت‌زده را نشان می‌دهند که ابتدایی‌ترین نیازهایش برآورده نمی‌شود. سیستم فاضلاب بم هنوز ترمیم نشده و در گوشه و کنار بسیاری از محله‌ها همچنان انبوه زباله به چشم می‌خورد.

شهردار بم، علی باقری‌زاده، از تولید روزانه ۱۴۰ تن زباله خبر می‌دهد که شهرداری از انتقال همه‌ی آنها به خارج از شهر عاجز است. این معضل، باعث گسترش آلودگی و شیوع بیماریهای پوستی در این شهر شده است.

رئیس اداره آموزش و پرورش بم گلایه دارد که «از ابتدای وقوع زلزله تا کنون فقط ۲ دوبار سم‌پاشی در سطح این شهرستان انجام شده است.» و شهردار بم می‌گوید «هنوز سازمان مدیریت و برنامه ریزی نسبت به تامین اعتبار برنامه جامع فاضلاب شهری بم با شهرداری این شهرستان همکاری مساعد نداشته و پرداخت آن را مصوب نکرده است.» عفونت چشم و سالک به ویژه در میان کودکان به شدت رواج یافته. مسئولان خبر می‌دهند که لااقل ۳۷۶۰ دانش آموز به بیماری سالک مبتلا شده‌اند.

زمین‌لرزه‌ی بم بخشهای وسیعی از شهر را ویران کرد و جان یک سوم از اهالی این شهر را گرفت. این زلزله که یکی از شدیدترین زمین‌لرزه‌‌های سالهای اخیر بود موج گسترده و کم‌سابقه‌ای از همدردی را میان مردم ایران و جهان به وجود آورد. در کنار ۲۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار که به صورت نقدی و تجهیزات از سوی کشورهای خارجی به بم اهداء شده، بانک جهانی نیز ۲۲۰ میلیون دلار وام به بازسازی این شهر اختصاص داده است.

علاوه بر اینها کمکهای ایرانیان داخل و خارج از کشور نیز به میلیاردها تومان می‌رسد. با این همه شهر بم که پیش از این نیز شهری فقیر بود اکنون وضعی به مراتب بدتر از گذشته دارد. بیکاری و فقر و اعتیاد در بم بیداد می‌کند و شکایتهای مردم و مسئولان شهری راه به جایی نمی‌برد.

زلزله‌ای که بامداد پنجم دیماه بم را ویران کرد جان بیش از ۳۳ هزار شهروند این شهر را گرفت و به مجروح و معلول شدن بیش از ۱۷ هزار نفر انجامید. ده‌ها هزار بازمانده‌ی این فاجعه روزهای سختی را پشت سرگذاشته‌اند و بسیاری از آنها در انتظار روزهای بهتر با یاس و افسردگی روزگار می‌گذرانند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 8:22  توسط ضحی توحیدی   | 

تجمع جوانان ایتالیا در حمایت از دانشجویان ایران
 
سرنوشت شان چه شد؟" عنوان شعاری است که این روزها در پوسترهایی که تمامی شهر رم را پوشانده است دیده می شود. دانشجویان و جوانان ایتالیا شب گذشته با تجمعی در برابر سفارت ایران در ایتالیا حمایت خود را از دانشجویان ایران به ویژه دانشجویان معترض امیر کبیر اعلام داشتند و با شعار" سرنوشتشان چه شد؟" نگرانی خود را ازآینده دانشجویان معترض به سیاست‌های محمود احمدی نژاد بیان کردند.
شب گذشته صدها دانشجوی ایتالیایی با سه ستاره بر سینه به نشانه همبستگی با دانشجویان ایرانی ستاره دار که به دلیل فعالیت های سیاسی از حق تحصیل محرومند،  در نزدیکی سفارت ایران در شهر رم تجمع کردند.این تجمع در حالی صورت گرفت که در تمامی شهر رم پوسترهایی در حمایت از دانشجویان ایرانی به چشم می خورد. بیست وپنج سازمان جوانان احزاب ایتالیا  از راست تا چپ حمایت خود را از این گردهمایی اعلام کردند که در این میان می توان به اتحادیه جوانان مسلمان ایتالیا اشاره کرد. شهرداری فلورانس نیز پرچم و درفش ويژه این شهر تاریخی را به همراه گارد تشریفات به نشانه حمایت از این تجمع به شهر رم فرستاد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 5:11  توسط ضحی توحیدی   | 

 نامه سرگشاده دانشجويان اميرکبير به احمدی نژاد،

جناب آقای محمود احمدی نژاد

 با سلام

 حضور شما در پلیتکنيک روزی خاطرهانگيز برای جامعه پلیتکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيختهی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

 ۱ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلیتکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک میکرديد که آمدن به پلیتکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد میفهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمیتوانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمیکردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق میتوانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

 ۲ – ترکيب سخنرانان به گونهای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند و يا از تشکلهای کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانونها که می­بايست از مشکلات کانونها میگفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نمايندهای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب میآمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلیتکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده میخورد.

 ۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه میروند و باز میگويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کردهايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس­جمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبتنام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانهها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

 

۴ - "شنيدم که عدهای از دانشجويان میگويند، عدهای از دانشجويان سه ستاره شدهاند، آن­ها با اين ستارهها ستوان يک شدهاند" جناب رئيسجمهور نمیخواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. میدانيم درجهها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمیکنيم، اين درجهها را به نوچههای شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستارههای شما نداريم. بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست میشکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شدهاند. از شخصی در جايگاه رئيسجمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغههای دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

 ۵ - جناب آقای احمدینژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلیتکنيکیها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زدهايد که به خدا واگذارتان میکنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبهدارش را میآوريم!

 ۶ – گفته ايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمیشوند. فقط يک خفاش حرفهای میتواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب میکنيد. برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمیکنيد. دانشجويان ديدهاند! چگونه شعور دانشجو را آنقدر پايين تصور کردهايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمیآورديد.

 ۷ – دانشجو با توجه به مؤلفههای ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمیشود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد. نمیشود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمیشود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آيندهاش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اينها از هر دشمنی بینيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب میکنند، شوراهايش را محدود میکنند، نشرياتش را توقيف میکنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخیها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه میکنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:21  توسط ضحی توحیدی   | 

دانشجويان از ترس جان پنهان مي شوند

گزارش گاردين از بعد از سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه - سه شنبه 28 آذر 1385 [2006.12.19] (بر گرفته از سایت روز )

رابرت تيت

دانشجويان ايراني که در تظاهرات هفته گذشته خشم خود را عليه محمود احمدي نژاد نشان دادند، اکنون از ترس تهديد حاميان وي به انتقام جويي پنهان شده اند.

دانشجويي که در تظاهرات يادشده، شعار "رئيس جمهور فاشيست، پلي تکنيک جاي تو نيست" در دست داشت و از او عکس گرفته شده بود اکنون متواري است. حد اقل سه دانشجوي ديگر که عکس احمدي نژاد را آتش زده بودند نيز مخفي شده اند. بسيجي ها و انصار حزب الله در جستجوي آنها هستند.

در تضاد کامل با استقبالي که در نقاط مختلف ايران از سفر هاي احمدي نژاد مي شود، وي هفته پيش در گردهم آيي دانشگاه اميرکبير ناگهان در مقابل فريادهاي "مرگ بر ديکتاتور" قرار گرفت. چند صد دانشجو در اين مراسم خشم خود را از فشار دولت عليه دانشگاه ها، که از زمان انتخاب او به رياست جمهوري شروع شده است، بيان داشتند.

پس از پايان مراسم و فرونشستن تظاهرات، روزنامه گاردين به جزييات بيشتري از وقايع دست يافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 5:7  توسط ضحی توحیدی   | 

دانشجویان پلی تکنیک با شعار مرگ بر استبداد سخنرانی احمدی نژاد را مختل کردند

دوشنبه، 20 آذر 1385

ادوارنیوز: دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک با حضور گسترده در سالن محل سخنرانی محمود احمدی نژاد سخنرانی وی را مختل کردند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز احمدی نژاد از صبح امروز به قصد سخنرانی در دانشگاه پلی تکنیک حضور یافته است اما دانشجویان این دانشگاه نیز با حضور گسترده در سالن محل سخنرانی برنامه ریزی های قبلی نهادهای امنیتی برای در اختیار گرفته شدن سالن توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین که صبح امروز با اتوبوس به این دانشگاه منتقل شده اند را ناکام گذاشتند.

دانشجویان در ابتدا اجازه سخنرانی به دکتر رهایی رییس انتصابی دانشگاه امیر کبیر نداده اند و با قرار گرفتن احمدی نژاد در پشت تریبون وی را هو کرده اند که رییس جمهور در واکنش دانشجویان را به آمریکایی بودن و گرفتن پول از بیگانگان متهم کرده اما گفته است که همه آنها را دوست دارد و با آنها مهرورزی خواهد کرد.  رییس جمهور دانشجویان را به بی حیا بودن متهم کرده است.

رییس جمهور همچنین گفته است شما به من توهین می کنید اما من جواب شما را با آرامش خواهم داد! رییس جمهور همچنین با اشاره به وجود دانشجویان سه ستاره گفته است به این دانشجویان درجه ستوانی خواهد داد!

در این میان درگیری شدید فیزیکی بین فعالان انجمن پلی تکنیک و دانشجویان بسیجی این دانشگاه رخ داده است اوضاع در سالن محل سخنرانی به شدت متشنج گزارش می شود به گونه ای که با شروع سخنرانی رییس جمهور دانشجویان با سر دادن شعارهایی همچون : " مرگ بر دیکتاتور" مرگ بر استبداد "  "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" " دروغگو برو گمشو" و " عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد" نسبت به حضور وی در دانشگاه اعتراض کردند. دانشجویان همچنین شعارهای تندی را بر علیه بسیج سر دادند . دانشجویان همچنین عکس رییس جمهور را در سالن به آتش کشیدند.

آخرین گزارشها حاکی است احمدی نژاد با مشاهده جو به شدت متشنج سالن و همچنین درگیریهای شدید فیزیکی میان دانشجویان خارج از سالن و دانشجویان بسیجی سخنرانی خود را چندین مرتبه قطع کرده است.

گزارشهای نهایی از پایان مراسم حکایت می کند هم اینک دانشجویان به صورت پراکنده در بیرون از سالن حضور دارند و دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای امام صادق و امام حسین که برای حمایت از احمدی نزاد و  با اتوبوس به امیرکبیر آورده شده اند، منتظر هستند تا به دانشگاهها خود برگردند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 5:42  توسط ضحی توحیدی   | 

« متن کامل اعلاميه جهانی حقوق بشر »

بر گرفته از سايت www.aryanempire.com

ماده 1

    تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

 ماده 2

    هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.

 ماده 3

    هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 12:38  توسط ضحی توحیدی   | 

 

یکشنبه 12 آذر 1385

فراخوان دفتر تحکيم وحدت برای تجمع اعتراض آميز به مناسبت ۱۶ آذر

ادوارنيوز: اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور( دفتر تحکيم وحدت) با صدور بيانيه ای ضم دعوت از دانشجويان، اساتيد مستقل، روشنفکران، فعالين مدنی و سياسی، احزاب و ساير نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض آميز در روز ۱۵ آذر ماه در دانشگاه تهران دعوت کرد متن فراخوان اين اتحاديه دانشجويی بدين شرح است:

نه اينکه خطر در کمين دانشجو بودنمان است، که کار ما از خطر گذشته و دانشجوبودنمان را در نبودنمان معنا کرده اند .

نه اينکه سه آذر اهورای مان را از ياد برده باشيم، که می خواهيم هر يکمان آذری باشيم اهورايی در آذر سرد يکهزار و سيصد و هشتاد و پنج.

نه اينکه به دنبال پاسداشت روزمان از سوی ايشان باشيم، که خود روزمان را با فرياد زنده بودن دانشگاهمان و شرفمان پاس خواهيم داشت.

پس در پاسداشت شهادت سه آذر اهورايی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به دست عمله استبداد تاريخی، حياط دانشگاه تهران را به نشانه حيات دانشگاه به زير گام های خويش می گيريم. و از سرِ زنده بودن دانشگاه،فرياد زنده بودن مان بر سر آنانی خواهيم کشيد که تيشه کهنه و پوسيده خويش را به ريشه های جوان اما تنومند دانشگاه فرود آورده اند.

به نام استقلال خواهی سه آذر اهورايی، و به نام سر در انقلابی دانشگاه، و به نام دانشگاهيان شهيد مدافع وطن.

و با ياد مظلوميت عزت ابراهيم نژاد،

و با نگاه بر معصوميت اکبر محمدی، و با نگاه بر دشنه فرود آمده در سبزوار، و با نگاه بر جولان سفير مرگ در دانشگاه های علم و صنعت و علامه،

و با يادآوری ستاره های نشسته بر سينه دانشجويان و خطوط قرمزتر از هميشه نظام، و با يادآوری تصفيه اساتيد مستقل و زرخريد آزادی و استقلال دانشگاهيان ،

و در آرزوی آزادی و استقلال برای دانشگاه ؛ با تجمع در برابر مسلخ گاه سه آذر اهورايی بر وقوع انقلاب فرهنگی دوم اعتراض می کنيم.

فرياد بر می آوريم که دانشگاه زنده است و نسبت به:

سلب حق تحصيل و تدريس

تعرض به حريم دانشجويان

سلب حق فعاليتهای صنفی و سياسی تشکلهای دانشجويی

صدور احکام سنگين کميته های انظباطی

اعتراض می کنيم.

 دفتر تحکيم وحدت با دعوت از دانشجويان، اساتيد مستقل، روشنفکران، فعالين مدنی و سياسی، احزاب و ساير نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض «دانشگاه زنده است»، بار ديگر بر لزوم تشکيل «جبهه فراگير مقاومت مدنی در دفاع از دانشگاه» تاکيد می کند.

زمان: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ ـ ساعت ۱۲ ظهر

مکان : ميدان انقلاب- دانشگاه تهران ـ مقابل سر در دانشکده فنی

ورود به دانشگاه تهران را از درب ۱۶ آذر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 8:2  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar