تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

داگویل خطابه ای انسانیdogvill

 

چند روز پیش فيلم داگويل را ديدم؛ آنچه از آن فهميدم بسيار محدود بود، اما تصمیم گرفتم مطالبی در مورد آن بنويسم تا با کمک نظرات دیگران، به فهم کاملتری از فیلم دست یابم.

 

 همانگونه كه گوينده متن نيز ميگويد تام در مواجهه با گريس حس خاصي در برابر جنس مخالف احساس ميكند كه قبلا آنرا تجربه نكرده است و او بخاطر اين حس  و بخاطر رسيدن به گريس به او كمك ميكند و براي موفقيت او نقشه طراحي ميكند نه بخاطر خود او.هر ڇند نقشه هايي كه طراحي ميكند و گريس انها را كاملا اجرا ميكند بدترين نقشه هاي ممكن هستند يعني محافظه كاري و باج دادن و يكي از نكات مهم فيلم همين است كه اگر بخواهي باج بدهي از اندك شروع ميشود و به باج دادن شرف و ناموست ختم خواهد شد و يا شايد هيچ وقت خاتمه پيدا نكند.

 

هنگاميكه گريس در حال حرف زدن براي مردم است گوينده متن ميگويد" برف زودرس شروع به باريدن ميكند در حالي كه انها محصولات خود را برداشت كرده بودند و اين ميتوانست سود زيادي را نيز نصيب انها كند" كه به نظر من مفهوم اينست كه انها نيازها و هوسهاي خود را (محصولات)بوسيله گريس تامين كردند و ديگر نيازي به او نداشتند زيرا با حرفهايش داشت دردسر ساز ميشد پس تحويل دادن او (برف زودرس)ميتوانست سود زيادي از جمله خلاص شدن از او و پاداش حاصل از اين تحويل دادن را نصيب انها كند.

وقتي تام پس از صحبتهاي گريس با مردم پيش او باز ميگردد گريس باعث ميشود او پي ببرد كه گريس را بخاطر خودش نميخواهد .تام با قدم زدن در بيرون متوجه ميشود كه فرار با گريس براي او خطرناك است زيرا گريس يك دختر فراري است .پس ريسك نميكند و تصميم ميكيرد با پدرگريس تماس بگيرد .پس تماس تام با گانگسترها  عليرغم انچه قبلا فكر ميكردم اصلا بخاطر نجات گريس نبود بلكه فقط بخاطر خودش و مردم داگويل بود.

هنگاميكه پدر گريس براي بردنش ميايد به او ميكويد كه تو بسيار متكبري زيرا با معذرت خواهي ديگران انها را ميبخشي و به انها اجازه نميدهي كه به اشتباهشان پي ببرند .

 

 

گريس ميگويد مردم داگويل در بدترين شرايط بهترين تصميم را ميگيرند يعني انها بشدت مصلحت گرااند و فقط منافع خودشان را در نظر ميگيرند.

پس از خار ج شدن گريس از ماشين پدرش براي قدم زدن  گوينده متن ميگويد" گريس ميدانست كه اگر به سمت او شليك نشده بود او نيز در جنايات گنگسترها شريك بود""يعني اگر عاملي كه باعث شد گريس از زندگي پدرش فراري شود نبود او همراه پدرش به زندگي سابقش ادامه ميداد و همانند او زندگي ميكرد .گوينده ميگويد" گريس ميدانست اكر به بوته ها توجه ميشد و به موقع به انها رسيدگي  ميشد انها خوب رشد مي يافتند" يعني تربيت و شرايط خانوادگي و اجتماعي در پرورش انسانها نقش تعيين كننده اي دارند و سرنوشت انها را رقم ميزند.سپس گريس فكر ميكند كه اگر او هم درشرايط خانوادگي و اجتماعي مردم داگويل بود او هم مثل انها ميشد و شخصيتي نظير انها پيدا ميكرد.  

 

ماه و نور مهتاب نماد اموزش صحيح مي باشند كه از مردم داگويل دريغ شده بود .پس گريس تصميم ميگيرد اين اموزش را به انها بدهد و رفتار انها را اصلاح كند تا براي بشريت سرمسقي باشند.بنابراين تصميم ميگيرداز قدرتش براي اصلاح استفاده كند پس شهر داگويل(بدي ها و زشتي ها ) را از بين ميبرد و نميبخشد تا اصلاح شوند. 

و تصميم مي گيرد تام را كه نماينده مصلحت طلبي  محافظه كاري و خودخواهي است  شخصا بكشد .  

 

و زنده ماندن سگ در پايان فيلم نشاندهنده ي انست كه انها حتي از ان سگ هم پست تر بودند!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 9:12  توسط سلمان صدر  | 

 از هاله نور احمدی نژاد تا تشکیل حکومت مردمی 

 

در روزهای اخیر خبرهایی نظیر سخنان احمدی نژاد درمورد هاله ای از نور که اطرافش را گرفته بود یا منصوب شدن یک روحانی بدون مدرک دانشگاهی بعنوان رئیس دانشگاه تهران و یا سخنان تهدید امیز احمدی نژاد در مورد اسرائیل درست قبل از تصمیم گیری حساس جهان نسبت به مسئله اتمی ایران را حتما شنیده اید. بسیاری معتقند این گونه اقدامات باعث بر ملا شدن چهرهء مدعیان دروغین ریشه کنی فقر و فساد و تبعیض شده و موجب کاهش عمر رژیم جمهوری اسلامی میشود.اما ایا واقعیت چنین است؟ ممکن است اینگونه اقدامات باعث منزوی شدن بیشتر رژیم در صحنه ی سیاست بین الملل شود اما چالشی جدی را در درون کشور  بوجود نخواهد آورد. زیرا تا هنگامی که باورها واعتقادات مردم تغییر نکند و تحولی شگرف در ذهن و فکر انها بوجود نیاید نمیتوان انتظار داشت حرکتی همه جانبه هماهنگ اصولی و بر مبنای یک اید ئولوژی صحیح شکل بگیرد. حداکثر میتوان پنداشت اگر فشارهای اقتصادی و اجتماعی بروی مردم بیشتر شود ولی سطح آگاهی و شعور عمومی تغییری نکند شاهد حرکتی نظیر انقلاب بهمن 57 خواهیم بود . (که البته احتمال ان کم است)همانگونه که دکتر شریعتی قبل از سال 57 گفت انقلاب بدون آگاهی فاجعه است. و ما اکنون فجایع انرا بوضوح می بینیم. نتیجه گیری انکه تا هنگامی که اعتقادات و باورهای تشیع صفوی در ذهن و جان این مردم نقش بسته است انتظار تشکیل حکومتی مردمی و بر مبنای اسلام حقیقی خیالی عبث خواهد  بود                                                                                            .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:13  توسط سلمان صدر  | 





Powered by WebGozar