تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

مسعود نقره کار

فتوا ی آیت الله خمینی و " گورستان های بی مرز".

منبع : پیک ایران

به احترام هبت معینی ( همایون)

 

به فتوای آیت الله خمینی , بنیانگذار حکومت اسلامی ایران , مرداد و شهریور ماه سال 1367هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی , پس از محاکماتی 2 تا 3 دقیقه ای , قتل عام شدند, زندانیانی که پس از سال ها تحمل شکنجه های جسمانی و روانی ی جانکاه , در بیدادگاه های اسلامی به زندان محکوم شده بودند و دوران محکومیت شان را می گذراندند. فتوای آیت الله خمینی , نماد و نمود ذهنیت و کرداری ست , که به ویژه پس از اشغال میهنمان توسط اعراب , بخش اعظم تاریخ میهنمان را " نیمه حیوانی" کرده است . شیخان , در لباس پیامبر اسلام , و شاهان ظل الله صفت , تاجدار و مکلا و کراواتی و پاپیونی, از جسم و جان دگراندیشان و مخالفان خود " گورستانی چندان بی مرز" شیار کردند" که " بازماندگان را هنوز , از چشم خونابه روان است".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:45  توسط ضحی توحیدی   | 

 

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت  پنجم

 

VIII- علم و هنر

 

پزشكي- خرده هنرها- گور كوروش و گور داريوش- كاخ پرسپوليس-  ارزيابي هنر پارسي

 

چنان به نظر مي‌رسد كه پارسيان، جز هنر زندگي، هيچ هنري به فرزندان خود نمي‌آموخته‌اند. ادبيات در نظر ايشان همچون تجملي بود كه به آن كمتر نيازمند بودند، و علوم را همچون كالاهايي مي‌دانستند كه وارد كردن آنها از بابل امكان‌پذير بود؛ گرچه تمايلي به شعر و افسانه‌هاي خيالي داشتند، اين كار را بر عهدة مزدوران و طبقات پست اجتماع مي‌گذاشتند، و لذت سخن‌گفتن و نكته‌پردازي و لطيفه‌گويي در گفت‌و شنيد را برتر از لذت خاموشي و تنهايي و مطالعه و خواندن كتاب مي‌شمردند. شعر را، بيش از آنكه از روي نوشته بخوانند، از راه آوازخواني مي‌شنيدند؛ با مردن خنياگران، شعر نيز از ميان رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:34  توسط ضحی توحیدی   | 

سعيد مرتضوی خطاب به خانواده سه دانشجوی در بند: هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه؟!

 اميرکبير

خبرنامه اميرکبير: سعيد مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز يکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه اميرکبير، ايشان را به دفتر خود دعوت کرد.

پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آميز به ايشان گفت: بارها به شما هشدار داديم که جايی صحبت نکنيد، مصاحبه نکنيد، اخبار آن داخل(بند ۲۰۹) را بيرون انتشار ندهيد، با کسی ملاقات نکنيد، اما شما باز کار خودتان را کرديد. حالا هم دوباره بچه هايتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رويه تان را عوض نکنيد از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نيست.

به گزارش خبرنامه اميرکبير مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من بايد تشخيص بدهم که شکنجه شدند، که می گويم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشريات موهن کار همين سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننويسند از آزادی هم خبری نيست.

مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسيدند «پس دستور قوه قضاييه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاييه به من مربوط است نه به شما. از اين به بعد هم حق ديدار با هيچ کس را نداريد. نه مقام سياسی و نه مقامات مسئول. فقط بايد رويه تان را عوض کنيد تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم بايد ندامتنامه بنويسند تا آزاد شوند، همين!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:16  توسط ضحی توحیدی   | 

تمدن پارس

(جلد اول کتاب تاريخ تمدن ويلدورانت)

با تخليص

قسمت  چهارم

VII – آداب و اخلاق پارسيان

 

قساوت و بزرگواري- قانون پاكيزگي- گناهان جسماني- دوشيزگان و مردان عزب- ازدواج- زنان- كودكان- نظر پارسيان در تعليم و تربيت

 

آنچه ماية شگفتي مي‌شود اين است كه مردم ماد و پارس، با وجود آن ديني كه داشتند، تا چه حد بيرحم بودند. بزرگترين شاه ايشان، داريوش اول، در كتيبة بيستون چنين مي‌گويد: «فرورتيش دستگير شد و او را نزد من آوردند. گوشها و بيني و زبان او را بريدم و چشمهاي او را درآوردم. او را در دربار من به غل و زنجير كردند تا همة مردم او را ببينند. بعد او را به اكباتان بردم و به دار آويختم… و اهورمزدا ياري خود را به من عطا كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 12:28  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar