تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

اين هم دمبش!

هادی سرا

"وی درباره‌ی انتخابات مجلس خبرگان و رای بالای هاشمی رفسنجانی در اين انتخابات گفت: آقای هاشمی شخصيت بزرگی است و نقش وی در انقلاب انکارناپذير است. درانتخابات رياست جمهوری تخريب‌هايی عليه ايشان انجام شد که شايسته نبود، اما در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان رای بالا به آقای هاشمی رفسنجانی و فاصله آرای وی با ديگران نشان داد که ايشان مورد توجه مردم هستند.
وي ادامه داد: برخی از برخوردهايی که با آقای هاشمی دردوره‌های قبل توسط برخی از نزديکان اصلاح‌طلب صورت گرفت نادرست بود. شان و احترام بزرگان همچون آقای هاشمی همواره بايد حفظ شود."

خوانندگان عزيز "اصغرآقا" (و در اینجا زیر خاکستر!)!

در اين لحظات حساس، اين موقع شب لازم ديدم با اينکه در مرخصي هستم خدمت برسم و اين چند خط از فرمايشات پرزيدنت سابق، آقاي سيد محمد خاتمي را برايتان نقل کنم. اسدالله لاجوردي که سرباز فداکار انقلاب باشد، چرا رفسنجاني شخصيت بزرگ مملکت نباشد که هم زنده است، هم پولدار.
آنهائي که به رفسنجاني لقب روباه داده بودند و احتمالاً دنبال دمبش ميگشتند، اين هم دمبش!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 6:16  توسط ضحی توحیدی   | 

بم، سه سال پس از زلزله

رادیو آلمان

سه سال پیش در چنین روزی زلزله‌‌ای به قدرت ۵/۶ ریشتر بخش‌های بزرگی از شهر بم و روستاهای اطراف آن را ویران کرد. شدت ویرانی و شهرت شهر تاریخی بم موج کم‌سابقه‌ای از همدردی جهانی را با مردم این شهر برانگیخت و بسیاری به یاری بازماندگان و کمک به بازسازی بم شتافتند. با این همه سه سال پس از این واقعه مردم بم همچنان با بیماری و بیکاری و فقر دست و پنجه نرم می‌کنند.

پس از زمین‌لرزه‌ای که پنجم دیماه سال ۱۳۸۲ شهر بم و اطراف آن را لرزاند سیل کمک‌های داخلی و خارجی به سوی این شهر سرازیر شد و امید می‌رفت رسیدگی به بازماندگان و بازسازی شهر به سرعت عملی شود. وعده‌های مسئولان هم که می‌خواستند کار بازسازی را تا تابستان سال ۸۴ به انجام برسانند این امیدواری را افزایش می‌داد. اما ناهماهنگی میان نهادها و سازمان‌های گوناگون، ضعف مدیریت و سوءاستفاده، در کنار عوامل دیگر باعث شده، نه تنها بازسازی به کندی انجام گیرد، که مشکلات تازه‌ای نیز بر معضلات این شهر افزوده شود.

امروز رئیس ستاد بازسازی مناطق زلزله زده بم از بازسازی ۸۶ درصد واحدهای مسکونی و استاندار کرمان از بازسازی ۳۵ تا ۴۰ درصد بناهای تجاری خبر می‌دهند. با این همه بیش از ۱۵ هزار کانکس در بم وجود دارد و به گفته‌ی موسی حافظ آبادیان، رئیس اداره آموزش و پرورش بم حدود ۲ هزار دانش آموز در کانکس درس می‌خوانند. [مهر، ۲۶ آذر ۸۵]

مسئول دبیرخانه ستاد راهبردی و سیاستگذری بازسازی بم در آستانه‌ی سومین سالگرد زمین‌لرزه خبر از یک هزار واحد پیش ساخته‌ی مسکونی می‌دهد که دولت ژاپن به ساکنان این شهر اهداء کرده است. به رغم ادعاهایی که درباره‌ی رسیدگی به بم و بازسازی آن می‌شود، خیابانها و کوچه‌ها پس از سه سال همچنان شهری مصیبت‌زده را نشان می‌دهند که ابتدایی‌ترین نیازهایش برآورده نمی‌شود. سیستم فاضلاب بم هنوز ترمیم نشده و در گوشه و کنار بسیاری از محله‌ها همچنان انبوه زباله به چشم می‌خورد.

شهردار بم، علی باقری‌زاده، از تولید روزانه ۱۴۰ تن زباله خبر می‌دهد که شهرداری از انتقال همه‌ی آنها به خارج از شهر عاجز است. این معضل، باعث گسترش آلودگی و شیوع بیماریهای پوستی در این شهر شده است.

رئیس اداره آموزش و پرورش بم گلایه دارد که «از ابتدای وقوع زلزله تا کنون فقط ۲ دوبار سم‌پاشی در سطح این شهرستان انجام شده است.» و شهردار بم می‌گوید «هنوز سازمان مدیریت و برنامه ریزی نسبت به تامین اعتبار برنامه جامع فاضلاب شهری بم با شهرداری این شهرستان همکاری مساعد نداشته و پرداخت آن را مصوب نکرده است.» عفونت چشم و سالک به ویژه در میان کودکان به شدت رواج یافته. مسئولان خبر می‌دهند که لااقل ۳۷۶۰ دانش آموز به بیماری سالک مبتلا شده‌اند.

زمین‌لرزه‌ی بم بخشهای وسیعی از شهر را ویران کرد و جان یک سوم از اهالی این شهر را گرفت. این زلزله که یکی از شدیدترین زمین‌لرزه‌‌های سالهای اخیر بود موج گسترده و کم‌سابقه‌ای از همدردی را میان مردم ایران و جهان به وجود آورد. در کنار ۲۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار که به صورت نقدی و تجهیزات از سوی کشورهای خارجی به بم اهداء شده، بانک جهانی نیز ۲۲۰ میلیون دلار وام به بازسازی این شهر اختصاص داده است.

علاوه بر اینها کمکهای ایرانیان داخل و خارج از کشور نیز به میلیاردها تومان می‌رسد. با این همه شهر بم که پیش از این نیز شهری فقیر بود اکنون وضعی به مراتب بدتر از گذشته دارد. بیکاری و فقر و اعتیاد در بم بیداد می‌کند و شکایتهای مردم و مسئولان شهری راه به جایی نمی‌برد.

زلزله‌ای که بامداد پنجم دیماه بم را ویران کرد جان بیش از ۳۳ هزار شهروند این شهر را گرفت و به مجروح و معلول شدن بیش از ۱۷ هزار نفر انجامید. ده‌ها هزار بازمانده‌ی این فاجعه روزهای سختی را پشت سرگذاشته‌اند و بسیاری از آنها در انتظار روزهای بهتر با یاس و افسردگی روزگار می‌گذرانند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 8:22  توسط ضحی توحیدی   | 

تجمع جوانان ایتالیا در حمایت از دانشجویان ایران
 
سرنوشت شان چه شد؟" عنوان شعاری است که این روزها در پوسترهایی که تمامی شهر رم را پوشانده است دیده می شود. دانشجویان و جوانان ایتالیا شب گذشته با تجمعی در برابر سفارت ایران در ایتالیا حمایت خود را از دانشجویان ایران به ویژه دانشجویان معترض امیر کبیر اعلام داشتند و با شعار" سرنوشتشان چه شد؟" نگرانی خود را ازآینده دانشجویان معترض به سیاست‌های محمود احمدی نژاد بیان کردند.
شب گذشته صدها دانشجوی ایتالیایی با سه ستاره بر سینه به نشانه همبستگی با دانشجویان ایرانی ستاره دار که به دلیل فعالیت های سیاسی از حق تحصیل محرومند،  در نزدیکی سفارت ایران در شهر رم تجمع کردند.این تجمع در حالی صورت گرفت که در تمامی شهر رم پوسترهایی در حمایت از دانشجویان ایرانی به چشم می خورد. بیست وپنج سازمان جوانان احزاب ایتالیا  از راست تا چپ حمایت خود را از این گردهمایی اعلام کردند که در این میان می توان به اتحادیه جوانان مسلمان ایتالیا اشاره کرد. شهرداری فلورانس نیز پرچم و درفش ويژه این شهر تاریخی را به همراه گارد تشریفات به نشانه حمایت از این تجمع به شهر رم فرستاد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 5:11  توسط ضحی توحیدی   | 

 نامه سرگشاده دانشجويان اميرکبير به احمدی نژاد،

جناب آقای محمود احمدی نژاد

 با سلام

 حضور شما در پلیتکنيک روزی خاطرهانگيز برای جامعه پلیتکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيختهی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتنهای مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرينتر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليتهای خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

 ۱ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلیتکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک میکرديد که آمدن به پلیتکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد میفهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمیتوانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمیکردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق میتوانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

 ۲ – ترکيب سخنرانان به گونهای بود که همگی يا موافق دولت و سياستهای آن بودند و يا از تشکلهای کانونهای فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانونها که می­بايست از مشکلات کانونها میگفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نمايندهای از تشکلهای مخالف سياستهای دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياستهايش به حساب میآمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلیتکنيک باشد از شما شنيده نشد و جوابها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده میخورد.

 ۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه میروند و باز میگويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کردهايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس­جمهور، تعطيلی تشکلهای منتقد، تعليقها، توبيخها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبتنام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيفهای نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانهها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

 

۴ - "شنيدم که عدهای از دانشجويان میگويند، عدهای از دانشجويان سه ستاره شدهاند، آن­ها با اين ستارهها ستوان يک شدهاند" جناب رئيسجمهور نمیخواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. میدانيم درجهها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمیکنيم، اين درجهها را به نوچههای شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستارههای شما نداريم. بدهيد به آنها که برای ستوانی سر و دست میشکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شدهاند. از شخصی در جايگاه رئيسجمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغههای دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

 ۵ - جناب آقای احمدینژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلیتکنيکیها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقاتها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زدهايد که به خدا واگذارتان میکنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتکهايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبهدارش را میآوريم!

 ۶ – گفته ايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمیشوند. فقط يک خفاش حرفهای میتواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب میکنيد. برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمیکنيد. دانشجويان ديدهاند! چگونه شعور دانشجو را آنقدر پايين تصور کردهايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمیآورديد.

 ۷ – دانشجو با توجه به مؤلفههای ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمیشود تمام آرمانهای او را زير پا له کنيد. نمیشود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمیشود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آيندهاش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اينها از هر دشمنی بینيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب میکنند، شوراهايش را محدود میکنند، نشرياتش را توقيف میکنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخیها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه میکنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:21  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar