تبليغاتX
زیرخاکستر

زیرخاکستر

وبلاگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاسیس شده به موازات گروپی به همین نام در یاهو

پيچيده‌تر شدن مشارکت حماس در انتخابات پارلمانی فلسطين

احمد زيدآبادی

 

مجلس نمايندگان آمريکا با ۳۹۷ رای موافق در برابر ۱۷ رای مخالف، قطعنامه‌ای را عليه شرکت حماس در انتخابات پارلمانی آينده فلسطين تصويب کرده است.

اين قطعنامه از دولت خودگردان فلسطين به رهبری محمود عباس خواسته است مشارکت حماس در انتخابات را به "پذيرش حق موجوديت اسراييل به عنوان يک کشور يهودی، توقف تروريسم، محکوم کردن استفاده از زور، توقف اقدامات تحريک‌آميز و برچيدن زيرساخت‌های ترور" مشروط کند.

مجلس نمايندگان آمريکا در قطعنامه خود دولت محمود عباس را تهديد کرده است که اگر ورود حماس در انتخابات را به شرايط فوق مشروط نکند، کمک‌های مالی و هر نوع حمايت ديگر ايالات متحده را از دست خواهد داد.

اين قطعنامه با اعلام پيروزی چشمگير اين سازمان اسلامگرا در چهارمين مرحله از انتخابات شوراهای محلی فلسطين همزمان شده است. طبق نتايج غيررسمی، حماس با کسب ۷۳ درصد آراء در نابلس توانسته است ۱۳ کرسی از ۱۵ کرسی شورای اين شهر را تصاحب کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 8:0  توسط ضحی توحیدی   | 

انتقاد اتحاديه اروپا از وضعيت حقوق بشر در ايران    بی بی سی نیوز

اتحاديه اروپا وضعيت حقوق بشر در ايران را "وخيم شونده" توصيف کرد و از جمهوری اسلامی خواست که برای آزادی و دموکراسی احترام بيشتری قائل شود. وزيران امور خارجه اين اتحاديه در گزارش سالانه خود درباره وضعيت حقوق بشر در دنيا اعلام کردند که اگر حکومت ايران خواهان روابط بهتری با اروپاست بايد حقوق بشر را رعايت کند. اقدام اتحاديه اروپا در محکوميت وضعيت حقوق بشر در ايران در موقعی مطرح می شود که روابط دو طرف هر چه بيشتر به سوی تيرگی می رود.

ادامه مطلب 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 11:40  توسط ضحی توحیدی   | 

مسئله بد و بدتر و بحران صدوقی در یزد

 bozorgmehr-hoseinpour

چند روز پیش در اخبار، خبری را دریافت کردم که به یک باره  همان مسئله بد و بدتر را در ذهنم مطرح کرد. انگار که همه بدبختی های ما، از پایبندی و اصرار شگفت انگیزمان در اعتقاد به این مسئله که اصولا طرحی است کذایی نشأت می گیرد. و اما بشنوید از خبر که چه بود تا دوباره مطلبم را ادامه دهم:

در یزد یک شخص سپاهی و وابسته به انصار حزب الله یزد که اتفاقا در سالهای اخیر فعالیت زیادی هم از خود نشان داده است حدود 5000 امضاء در نماز جمعه و راهپیمایی روز قدس ضمیمه نامه ای برای آقای خامنه ای  کرده است تا بتواند نظر وی را نسبت به نصب یک امام جمعه دیگر برای این شهر جلب کند. این نامه که بطور غیر مستقیم به فساد و باند مافایی آیت الله صدوقی اشاره می کند بازتاب وسیعی در شهر یزد در میان نیروهای موسوم به اصول گرا و اصلاح طلب داشته است. این که آقای صدوقی کیست و در شهر یزد چه نقشی دارد و چه می کند بر همگان موضوعی روشن و واضح است. کمتر کسی است که از باند مافایی بنیاد صدوق که توسط صدوقی پدر، بعد از انقلاب تاسیس شد و پس از ترور وی و جانشینی صدوقی پسر به او ارث رسید؛ خبر نداشته باشد. قدرت و عظمت و استیلای همه جانبه صدوقی پسر بر بنیاد و به تبع آن برارکان حساس و مهم شهر یزد- از مراکز فرهنگی همچون دانشگاه ها  مراکز سیاسی همچون استانداری و فرمانداری و نهایتا سپاه و اطلاعات گرفته تا شاهرگ های اصلی  اقتصاد شهر، بر  همگان روشن است. همین امر هم باعث شده وی بر خلاف دیگر روحانیونی که به مدد تظاهر سعی می کنند وجهه خود را در بین عوام حفظ کنند، وی از کمترین وجهه یک عالم روحانی برخوردار باشد. وی که نسبت نزدیکی هم با آقای خاتمی دارد (شوهر خواهر اوست) در دوره اول ریاست جمهوری وی معاون پارلمانی وی بود. (این هم نکته جالبی است که جای آن دارد که به آن در مجالی دیگر پرداخته شود. اینکه آقای بنی صدر می گوید: "« بد » را به تنهائی نمی توان بوجود ﺁورد. هر بدی که پدید می ﺁید با بدتر و بدترین همراه است." همین جا معلوم می شود.) با این حال حتی در آن زمان هم که به نوعی با چهره ی اصلاح طلبی در صحنه سیاسی مطرح می شد از پنهان کردن چهره واقعی خود ابایی نداشت. در مورد قضیه هایی چون سخنرانی دکتر آقاجری در همدان با ائمه جمعه محافظه کار دیگر استان ها هم صدا شد. در زمان استفعای آقای طاهری- دوست صمیمی پدرش در زمان حیات- از امامت جمعه اصفهان در برابر نامه استعفای وی موضع گیری تندی در محکومیت او و دفاع از خامنه ای از خود نشان داد. وی در شهر یزد نیز تلاش زیادی در محدود کردن مراکز و تشکل هایی که وی آنها را عامل فساد و تغییر چهره شهر می نامید، نمود. دانشگاه یزد از مهمترین مراکز بود که وی همواره از دانشجویانش به بدی یاد می کرد. از همین رو سعی می کرد بیشترین فشار خود را بر روی مهمترین و شاید تنهاترین مرکز علمی -فرهنگی یعنی دانشگاه معطوف سازد. فلج عقلی، فکری و از همه مهمتر اقتصادی  امروز شهر یزد همه و همه، در راستای تلاش های وی بدست آمده است و این مسئله ایست که از نقطه نظر کمتر کسی پنهان مانده است. اما چرا اینها را گفتم! مسئله اینجاست که حالا که نظرعده ای از نیروهای تندرو  شهر یزد از وی بازگشته و رای بر برکناری وی افتاده است، بسیاری از نیروهای محافظه کاران و اصلاح طلبان به یک باره در چهره حامی راستین وی ظاهر شده اند. از چهره های حامی محافظه کار که به نوعی می توان منافع مشترک را عامل حمایتشان دانست، که بگذریم می بینیم در این میان باز با مطرح شدن مسئله بدتر و بدترین، صدای اعتراض اصلاح طلبانی بلند شده که کاسه داغ تر از محافظه کاری شده اند. که بله آقای صدوقی فلان است و بهمان! واقعیت اینست که هیچ گاه برای من قابل تصور نبود که روزی کسانی حتی از جانب محافظه کاران پیدا شوند که در ابقای صدوقی مدحنامه ای در وصف فضایل وی تنظیم کنند! این ذلت به اعتقاد  این حقیر بایسته و شایسته ملتی است که با این اصل فریبنده بد و بدتر خو گرفته است. اگر تا چند سال پیش می گفتند زمانی فرا خواهد رسید که مردم شهر یزد برای حفظ و بقای صدوقی پسر تلاش کنند، خنده ام می گرفت ولی امروز بعید نمی دانم در آینده ای نزدیک وضعیتی پیش آید که همین احمدی نژاد که این روز ها این همه در موردش جک ساخته می شود، مزایای ماندنش نسبت به مضرات رفتنش  بشود نقل محافل روشنفکریمان. و این مسئله اصلا بعید نیست چرا که فراموش نکنیم که هر بدی که پدید می ﺁید با بدتر و بدترین همراه است." احمدی نژاد نتیجه خضور خاتمی است و بد تر از وی مسلما نتیجه حضور وی خواهد شد. و این ماییم که در سیر صعودی بد به بدتر و بدترین نقش آفرینان حقیقی (بخوانید بازی خوردگانی ساده لوح) هستیم. اما در اینجا این سوال مطرح می شود که و وقتی تجربه این چندین سال حاکی از پسروی ذلت بارمان است و وقتی اصولا می دانیم که  بدو بدتر هر دو محصول یک "نظام" اند، آیا باز هم  تشخیص باطل بودن مسئله پناه جستن به بد از ترس بدتر، کار سخت و دشواری است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 8:25  توسط ضحی توحیدی   | 

William Wallace

Son of Scotland you have come here to fight as free men …if you fight, perhaps you’ll die. If you run, you may live for a time. But what costs? Perhaps they’ll kill us but I say we’ll always be free!”

William Wallace

 

 

 

ديروز فيلمنامه BraveHeart  به زبان اصلي بدستم رسيد. بي درنگ به سراغ خطابيه والاس- در مقابل لشکريانش در زمانی که سستي و تزلزل در آنها رخنه کرده بود- رفتم که اتفاقاً روي جلد کتاب هم تکرار شده بود.

بريو هارت داستان  واقعی پسر مبارزي است که بعد از سپري فاجعه کشته شدن پدرش توسط عمال انگليسي و رسيدن به اوان جواني،  بر خلاف انتظار و درخواست همرزمان پدرش تصميم مي گيرد به جاي ادامه راه پدر- پدري که خانواده و پسرش را از نعمت پدري مهربان و زحمت کش محروم کرده بود!- بر روي زمين خانوادگی، زندگي آرام و بي دغدغه اي تشکيل دهد؛ ازدواج کند و در سايه سلامت و امنيت، خانواده ای نمونه و سالم تحویل جامعه دهد! اما غافل از اینکه در یک جامعه فاسد- خوب بودن، سالم ماندن، زندگی آرام و امن تشکیل دادن و فرزند صالح تربیت کردن معنایی ندارد! چنین خوب بودنی یا اصولاً ادامه پیدا نمی کند و به ابتزال کشیده می شود و یا باقی می ماند و در حد یک"پوفیوزی توجیه شده" نفرت انگیز می شود! در واقع وقتی سیاست از ترس(بخوانید توجیه) بی پدرمادربودنش برای سیاستمردان (بخوانید فرصت جویان) رها می شود و شخص نسبت به سرنوشت جامعه اش بی تفاوت می گردد، دیگرقادر نخواهد بود زندگی دلخواه خود، هر چند ایده آل،  جامعه عمل بپوشاند. نسبت به سرنوشت جامعه اش که بی تفاوت شد، دیگران سرنوشتش را تعیین می کنند! آن هم چه سرنوشتی! والاس هم همین از همین گونه  افراد بود. با چسبیدن به زمین و تلاش و کوشش و امید به ازوداج با دختری مهربان، وفادار و ایده آل، و دوری از مواجهه با عمال شاه حاکم می خواست زندگی موفقی ارائه دهد. اما اینگونه نشد. این بار، فساد همان سیاستی که از آن گریزان بود به سراغش آمد آنهم به سراغ عزیزترین کس و همه چیزش، یعنی نامزدش! امید آینده بی دغدغه و آرامش! و به یک بار همه چیز تغییر کرد. گلوی نامزندش بریده شد و وی دانست برای خویش زندگی کردن در جامعه ای فاسد بی معناست! از هماجا سلاح برداشت و به شاه انگلستان پیغام داد که دیگر زمین ها و زنان و دختران و پچه های اسکاتلند از آن مردمش است.  و این شد که وی در راستای ساختن جامعه اش به انسان شکوه مندی تبدیل شد  که حتی در آخرین لحظات عمرش در مقابل شکنجه های شاه برای اقرار به توبه، فقط یک کلمه فریاد می زد: آزادی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 8:17  توسط ضحی توحیدی   | 

اسلام: محکی برای سکولاريسم فرانسه

(بی بی سی نیوز)                                                            

 

فرانسه امروز، جمعه 9 دسامبر، یکصدمين سال جدایی کلیسا و دولت را جشن می گیرد. با توجه به اينکه در حال حاضر گرایش های اسلامی در این کشوردرحال افزایش است، سکولاریسم به شيوه فرانسه مورد سئوال قرار گرفته است.

به عقيده ناظران خارجی، قوانین مرتبط با سکولاریسم، در فرانسه به نحوی اجرا می شود که نمی توان آنرا توجيه کرد. اسلام و مسیحیت دو دینی هستند که بیشترین پیروان را در فرانسه دارد. ولی در حالی که به شمار مسلمانان فرانسه که در حال حاضر به 6 میلیون نفر می رسد مرتبا افزوده می شود و مساجد مسلمانان مملو از نمازگزاران است، مسیحیت طرفداران خود را از دست می دهد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 7:56  توسط ضحی توحیدی   | 

 از هاله نور احمدی نژاد تا تشکیل حکومت مردمی 

 

در روزهای اخیر خبرهایی نظیر سخنان احمدی نژاد درمورد هاله ای از نور که اطرافش را گرفته بود یا منصوب شدن یک روحانی بدون مدرک دانشگاهی بعنوان رئیس دانشگاه تهران و یا سخنان تهدید امیز احمدی نژاد در مورد اسرائیل درست قبل از تصمیم گیری حساس جهان نسبت به مسئله اتمی ایران را حتما شنیده اید. بسیاری معتقند این گونه اقدامات باعث بر ملا شدن چهرهء مدعیان دروغین ریشه کنی فقر و فساد و تبعیض شده و موجب کاهش عمر رژیم جمهوری اسلامی میشود.اما ایا واقعیت چنین است؟ ممکن است اینگونه اقدامات باعث منزوی شدن بیشتر رژیم در صحنه ی سیاست بین الملل شود اما چالشی جدی را در درون کشور  بوجود نخواهد آورد. زیرا تا هنگامی که باورها واعتقادات مردم تغییر نکند و تحولی شگرف در ذهن و فکر انها بوجود نیاید نمیتوان انتظار داشت حرکتی همه جانبه هماهنگ اصولی و بر مبنای یک اید ئولوژی صحیح شکل بگیرد. حداکثر میتوان پنداشت اگر فشارهای اقتصادی و اجتماعی بروی مردم بیشتر شود ولی سطح آگاهی و شعور عمومی تغییری نکند شاهد حرکتی نظیر انقلاب بهمن 57 خواهیم بود . (که البته احتمال ان کم است)همانگونه که دکتر شریعتی قبل از سال 57 گفت انقلاب بدون آگاهی فاجعه است. و ما اکنون فجایع انرا بوضوح می بینیم. نتیجه گیری انکه تا هنگامی که اعتقادات و باورهای تشیع صفوی در ذهن و جان این مردم نقش بسته است انتظار تشکیل حکومتی مردمی و بر مبنای اسلام حقیقی خیالی عبث خواهد  بود                                                                                            .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:13  توسط سلمان صدر  | 

16آذر شد و باز همان تنها متن کوتاه همیشگی که به خودی خود با این روز بارها و بارها زمزمه می شود. سه آذر اهورایی...کوپن نان.... پاچال بازار.... چهرهء دانشگاه ...

 

اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم. همانجائی که بيست و سه سال پيش آذرمان در آتش بيداد سوخت، او را در پيش پای نيکسون قربانی کردند!
اين « سه يار دبستانی » که هنوز مدرسه را ترگ نگفته اند. هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته اند. نخواستند همچون ديگران کوپن نانی بگيرند و از پشت ميز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال چندين دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما اين سه تن ماندند تا هرکه را مي آيد بياموزند ، هرکه را می رود سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند ، هميشه خواهند ماند، آنها شهيدند. اين « سه قطره خون » که بر چهرهء دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است.
کاشکی می توانستم اين سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا دراين سموم که می وزد نفسرند!
اما نه ، بايد زنده بمانم و اين سه آتش را در سينه ام نگاه دارم.
آنچه نگرانم کرده است ناتمام مردن نيست . مردن اگر خوب انجام شود، ديگران کار را تمام خواهند کرد و شايد بهتر.
اما ترسم از نفله شدن است!!!

دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:34  توسط ضحی توحیدی   | 

متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»

پرفروش ترین کتاب سال 2002 در فرانسه

در آستانه سالگرد حادثه 11 سپتامبر، «شريف نيوز» متن کامل کتاب «دروغ بزرگ» نوشته «تيري ميسان»، نويسنده فرانسوي، را منتشر کرده است. اين کتاب در سال 2002 پرفروش ترين کتاب فرانسه شده است. نويسنده اين کتاب، حادثه 11 سپتامبر را ساخته مقامات آمريکايي مي داند و براي اين ادعاي خود دلايل قابل توجهي ارائه مي دهد.

بخش اول

بخش دوم(پایانی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:18  توسط ضحی توحیدی   | 

تعطیلی کلاس ها در دانشگاه تهران

آفتاب: دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراض به انتصاب رئیس جدید این دانشگاه، کلاس های درس را تعطیل و تجمع صنفی برپا کردند.

 
 

دانشجویان معترض می گویند تا زمان پاسخگویی مسؤولان درباره آنچه که آنان «انتصاب غیردموکراتیک» ریاست دانشگاه می خوانند، از حضور در کلاس های درس دانشکده فنی دانشگاه تهران خودداری خواهند کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 17:10  توسط ضحی توحیدی   | 

ايران رتبه آخر استفاده از اينترنت در خاورميانه دارد

اتحاديه بين‌المللي ارتباطات طي گزارشي اعلام كرد: ايران رتبه آخر كشور استفاده از شبكه اينترنت را در خاورميانه و شمال آفريقا دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس، اتحاديه بين‌المللي ارتباطات وضعيت استفاده از اينترنت در ايران را بسيار نامطلوب ارزيابي كرد و اعلام كرد: ايران چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي يكي از عقب مانده‌ترين كشورهاي خاروميانه و شمال آفريقا در استفاده از شبكه اينترنت مي‌باشد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 16:56  توسط ضحی توحیدی   | 

کدام سیاست؟

دکترسوسن شريعتى

متن سخنرانى در شب هاى احيا در حسينيه ارشاد

در جوامع قطب بندى شده، يا به عبارتى دو قطبى كه همه چيز و همه كس «يا اين است و يا آن»، يا «رومى روم، يا زنگى زنگ» يعنى جامعه اى كه وضعيت هاى متفاوت و نامتعارف را نمى فهمد و يا نمى پسندد چرا كه براى شناسايى آن موقعيت هيچ ملاك و معيار روشن و مسجلى در دست ندارد، يكى از حياتى ترين واكنش ها، زدن زير كاسه- كوزه قطب ها است از طريق طرح مدام يك سرى سئوال. تعميم يك عادت: پرسش. پرسش از هر دو قطب بندى كلان، از هر دو جبهه: چه جبهه حق و باطل باشد، چه كارزار دين و كفر و چه صحنه قديم و جديد، ديروز و فردا. افزودن كلمه معجزه آساى «كدام» در پشت هر حرف و ادعا و پيام. كدام حق و باطل؟ كدام دين و كفر؟ كدام قديم و جديد؟ كدام ديروز و فردا؟ پروراندن ذهن شكاك و نيز وادار كردن مدعى به توضيح و پنهان نشدن پشت كليات. فهميدن اين مطلب كه همه چيز بستگى دارد به نوع و جنس فهم، كلام و البته مدعى.و به همين ترتيب سئوالاتى چون: «از كجا معلوم كه»... و يا اينكه «بعدش چه»؟ پادزهر جهان، فرهنگ و نگاه دوقطبى تكثر است و تكثر محصول امكان انتخاب است و پرسش، چنين امكانى را فراهم مى كند. پادزهر نگاه سياه- سفيدى بينش رنگين كمانى است.براى خروج از وضعيت دوقطبى، شناخته شده ترين راه سراغ راه سوم رفتن است. هرگاه، در اين دوگانه هاى موجود به بن بست مى رسيم از راه سوم مى شنويم. هميشه راه سومى هست كه ما را از مسئوليت پذيرش اين يا آن خلاص كند و در عين حال از ابتلا به بدى هاى اين و آن مصون بدارد. اشكال راه سوم در بسيارى اوقات اين است كه خود مدعى راه است و خيلى زود معلوم مى شود كه سراب بوده. همه اولى ها و دومى ها نيز اسم راهشان را گذاشته اند سوم و اين تصور كه مى توان با سومى ناميدن راه، خرج خود را در اين كاروان و از آن جدا كرد، در بسيارى اوقات يك توهم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 8:35  توسط ضحی توحیدی   | 

دولت یک دست " اصولگرایان " را به گروبندیهای متخاصم تجزیه کرده است:

•   دولت بر دولت و نه دولت در دولت

ابوالحسن بنی صدر

باروي كار آمدن محمود احمدي نژاد طي پروژه بزرگ و بر اساس برنامه چشم انداز بيست ساله نظام، مي پنداشتند نظام براي بيست سال آينده تثبيت شده است . علت تهیه و اجرای اين پروژه اين بود كه جمعيت بين 15 تا 35 سال ايران در سال 83 به 37 ميليون نفر رسيده بود . و اين مي توانست مانند بمب هسته أي عمل كند . رژیم براي كنترل اين جمعيت راههاي زيادي را انديشه كرده بود يكي از اين راهها گسترش بی رویه زمينه ادامه تحصيل اين جمعيت بود زيرا با اين روش مي توانست 4 سال اين جمعيت عظيم را از رده سني تحرك و جواني خارج سازد . راه دومي كه در انديشه داشت اين بودكه با استقرار دولتي استبدادي در كليه پستها بتواند حركت جوانان را كنترل نمايد . با آمدن احمدي نژاد و در پي آن ، تشکیل كابينه أي با 16 وزير با سابقه سپاهي و اطلاعاتي نمايانگر و معاونان باز هم سپاهی ( بیشتر از 70 درصد ) ، قرار بود استبداد فراگير برقرار شود . براي استقرار ﺁن، حتي حاضر به هزينه كردن هاشمي ، كروبي ، مهدوي كني ، جوادي آملي و ... نیز شدند . اما ديري نگذشت كه وزراي كابينه براي فراگير کردن استبداد مديران رده اول و دوم را ناچار به استعفا کردند . مدیران و استانداران را از میان پاسدارها و سرپرستهای زندانها یعنی مدیران شکنجه گاهها و اعدام گاه ها منصوب کردند و دست به پاکسازی وسیع دستگاه اداری زدند. مقامهای خالی را در عمده ترين وزارتخانه ها به افراد سپاه و واواک های موازی دادند . وزارتخانه هائی که رژیم صد درصد مقامها را به اینطور افراد می سپارد عبارتند از وزارتخانه هاي ارشاد و واواک و , كشور و دفاع و فن آوري . چنانچه ديده مي شود معاونان و مديران اين وزارتخانه ها عموما سپاهي - امينتي يا واواکی مي باشند. رژیم به اين ميانديشيد كه با توسعه امنيت و اطلاعات در ايران بتواند جمعيت جوان را به كنترل خود درآورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 14:19  توسط ضحی توحیدی   | 

بیانیه كانون نویسندگان ایران به مناسبت هفتمین سال قتل مختاری و پوینده

این پرونده هم‌چنان در محضر جامعه مفتوح باقی‌مانده است

مردم شریف و آزاده‌ی ایران

هفت‌سال پیش در آذر ماه سال ۷۷ شب پرستانی كه تاب شنیدن صدای حق‌ طلبانه‌ی مردم را نداشتند، دست به خون شمار دیگری از آزادی‌خواهان و دگر اندیشان آلودند. و اگرچه قتل‌های آذر ۷۷ نخستین موارد از این جنایات فجیع نبود، و پیشینه‌ی آن به قتل‌های سال‌های پیش و كشتارهای هولناك دهه‌ی ۶۰ برمی‌گشت، اما ربایش‌ها و قتل‌های پی‌ در پی دگر اندیشان در سال ۷۷ در فواصل كوتاه زمانی و به شیوه‌ای انجام شد كه نشان می‌داد به‌ویژه ارعاب و انعكاس وحشت‌آور آن در جامعه مورد نظر آمران و عاملان این جنایات است. پیدا شدن اجساد مثله شده پروانه و داریوش‌فروهر، دو تن از فعالان سیاسی سال‌خورده در خانه‌ی آنان، یعنی حریم خصوصی و امن آنان و كشف اجساد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، دو تن ار اعضای كانون نویسندگان ایران كه به طرز فجیعی خفه شده بودند، در بیابان‌های اطراف تهران خبر از یورشی ویژه و تازه می‌داد و اگرچه به‌دنبال اعتراضات گسترده‌ی جامعه و مردم، پرونده‌ای در قالب چهار قتل زنجیره‌‌ای با برخی از عوامل اجرایی و خورده‌پای این جنایات تشكیل و به‌طور نمایشی به دادگاه فرستاده شد تا قضیه به‌گونه‌ای "جمع شود". اما نه‌تنها خواسته‌ی مردم در زمینه‌ی رسیدگی صادقانه و جدی و افشای منشاء اصلی و ابعاد مختلف این جریان و مجازات آمران و عاملان آن جامعه‌ی عمل نپوشید، بلكه ناصر زرافشان، عضو كانون و وكیل خانواده‌های قربانیان این جنایات نیز به‌خاطر پافشاری بر افشای حقیقت و انجام تحقیقات جدی و بی‌طرفانه اكنون چهارمین سال زندان خود را می‌گذراند. و این پرونده هم‌چنان در محضر جامعه مفتوح باقی‌مانده است. كانون نویسندگان ایران هم‌چنان به روشن شدن حقیقت ماجرا ـ و تمامی حقیقت ـ در این پرونده و تعقیب آمران و عاملان این قتل‌ها و آزادی بی‌قید و شرط ناصر زرافشان پای می‌فشارد. تا دیو مهیب خودسری نتواند بار دیگر در تعرض به آزادی و حقوق مردم سر بلند كند.

كانون نویسندگان ایران

آذر 1384

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 14:3  توسط ضحی توحیدی   | 

پول خون، اری بن مناشه (PDF)

نويسنده توضيح می دهد چگونه اسرائيلی ها در هنگام جنگ ايران و عراق حدود هفت سال تمام برای ايران سلاح تهيه کرده تحويل ايران ميداده اند تا جلو شکست ايران در مقابل عراق را بگيرند. شرح ميدهد که اسرائيلی ها چه مبالغ گزافی برای سلاح های تحويلی طلب می کرده اند، چه کسانی از جمهوری اسلامی در اين اقدامات شرکت داشته اند و با پول های حاصله و سود پول ها چه کرده اند. “بنابراين، ظهور خمينی در ايران، برای اسرائيل موهبتی بود که کمتر در درازای سالهای زياد، در اين منطقه روی داده بود. خمينی يک فرد راديکال، ضد آمريکائی و ضد عرب بود. او گوئی برای انجام هدف های ما روی کار آمده بود و ما باور داشتيم که منافع امنيت ملی ما ايجاب ميکرد که به او کمک و ياری دهيم”. در اين کتاب طرز کار سازمان های اطلاعاتی و اقدامات پشت پرده آنها را در صدها مورد مطالعه می کنيم. ….علت اينکه گروگان های آمريکائی جمهوری اسلامی درست روز روی کار آمدن ريگن رئيس جمهوری سابق آمريکا آزاد ميشوند برای ما روشن ميشود. همچنين در مورد فروشندگان اسلحه در سراسر دنيا و سودی که آنها از جنگ ايران و عراق بردند می خوانيم.

کل فایل را به صورت پی دی اف دریافت کنید

اگر فیلتر شده بود از فیلتر شکن های وبلاگ استفاده کنید و یا عضو گروپ ما در یاهو شوید

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 12:13  توسط ضحی توحیدی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 15:45  توسط ضحی توحیدی   | 

این که آقای احمدی نژاد می گوید در هاله ای از نور قرار گرفته نباید باعث تعجب و شگفتی ما شود. این مسئله چیز عجیبی نیست. مخصوص آقای احمدی نژاد که نیست. برای دیگر رئیس جمهور ها هم اتفاق افتاده است. همین طور که می بینید یک عکاس ماهر امریکایی  توانسته است که از هاله نوری که در اطراف سر آقای بوش به وجود آمده است عکس برداری کند و این قضیه را اثبات کند. اگر ما هم عکاس های ماهری داشتیم هیچ وقت احمدی نژاد این طوری مورد تمسخر واقع نمی شد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 10:9  توسط ضحی توحیدی   | 

'هاله نور' بر 'منبر' سازمان ملل
 
با گذشت چندين هفته از پخش شايعات مربوط به سخنان بحث برانگيز محمود احمدی نژاد در ديداری با آيت الله جوادی آملی، روز يکشنبه فيلم کوتاهی از اين ديدار در سايت خبری بازتاب انتشار يافت.
 
عليرغم اين که فيلم کامل اين ديدار، ظرف هفته های گذشته در تهران و برخی شهرستان ها برروی سی دی تکثير شده و دست به دست می گشت، اقدام بی سابقه سايت بازتاب در انتشار مناقشه برانگيزترين قسمت های سخنان آقای احمدی نژاد، يکبار ديگر واکنش های فراوانی را نسبت به اظهارات رييس جمهور ايران برانگيخته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 12:42  توسط ضحی توحیدی   | 

جمهوري: ورود سگ به حرم امام رضا، توطئه بود

روزنامه «جمهوري اسلامي» با توطئه خواندن ورود يك سگ به حرم امام رضا(ع)، از دستگيري عوامل باند مجري اين توطئه، خبر داد.

اين روزنامه نوشت: توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني كه طي دو هفته اخير شايعات زيادي را بر سر زبان‌ها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيري عوامل اين باند، خنثي شد.

اعضاي اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستي همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكي ضريح مطهر ببرند و با فيلمبرداري و انتشار خبر آن و تهيه «CD» اقدام به سودجويي نمايند.

متاسفانه بعضي مطبوعات در تهران و قم نيز خبر اين ماجراي ساختگي را با آب و تاب و عكس سگ و با لحني تأييد‌آميز به چاپ رساندند و به اين نكته بسيار روشن توجه نكردند كه سگ يك حيوان نجس‌العين است و حرم امام معصوم يك مكان مقدس مي‌باشد كه احكام شرعي خاصي دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 14:38  توسط ضحی توحیدی   | 

  غرب و ايران در شورای حکام؛ نرمش يا آرامش قبل از توفان؟
 
مطبوعات چاپ تهران در تيترهای درشت خود از «نرمش» و «عقب نشينی» کشورهای غربی در برابر پرونده هسته‌ای ايران خبر دادند و برخی از رسانه‌های جهانی نيز بر همين مبنا به تفسير و تحليل تصميم اخير شورای حکام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی مبنی بر ارائه فرصت تازه‌ای به ايران برای گفتگو با طرف‌های بين‌‌المللی پرداختند.

تعبيرهايی چون «عقب نشينی و نرمش غرب» و يا تفسيرهايی مبنی بر کاهش تشنج بر سر پرونده هسته‌ای ايران، بدان علت توسط رسانه‌ها به کار گرفته شده است که پيش از برگزاری اجلاس شورای حکام تصور می‌شد که آمريکا و متحدانش در جريان جلسه ۲۴ نوامبر، بر ارجاع پرونده هسته‌ای ايران به شورای امنيت پافشاری کنند.

اما از آنجا که اين پافشاری از سوی آمريکا و هم‌پيمانانش صورت نگرفت و شورای حکام از صدور قطعنامه جديدی عليه ايران خودداری کرد، خبرها و تفسيرها به طور طبيعی به سمت «نرمش غرب در برابر ايران» گرايش پيدا کرد.

اما آيا به راستی غرب و مشخصا اروپا در اجلاس ۲۴ نوامبر شورای حکام در برابر پرونده هسته‌ای ايران نرمش نشان دادند؟

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 12:56  توسط ضحی توحیدی   | 

 'از کارم استعفا دادم تا برای گلدکوئست بازاريابی کنم'

روایت یک دانشجو از عضویتش در گلدکوئیست

جريان عضويت من در گلدکوئست از اونجايی شروع شد که يکی از بهترين دوستانم با من تماس گرفت و برای کاری با درآمد خوب از من دعوت کرد. در ابتدا خيلی کنجکاو شدم چون علی‌رغم اصرار زياد من در مورد کار توضيح نداد و فقط گفت بيا تا در جلسه ای با هم صحبت کنيم.

روز بعد با من تماس گرفت و قرار جلسه رو برای آخر هفته گذاشت.

در تمام طول جلسه چندين ساعته‌ اون روز، صحبت از کاری بود که با خريدن يک سکّه کلکسيونی و وارد کردن دو نفر از دوستانم، تا ماهی هفت ميليون تومان درآمد خواهم داشت. درآمدی که تا نود سال ادامه خواهد داشت و من فقط بايد چند ماهی وقت صرف اون کنم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:16  توسط ضحی توحیدی   | 

گلدکوئیست، پوششی مدرن برای ساز و کار سنتی بورژوازی کمپرادور در ایران

ایسکانیوزـ 1ـ آیا «net work marketing» جلوه‌ای از یک مدرنیته مبتذل و فایده‌گرایی محض است؟ اقتصاددانان سوسیالیست بیشترین هجمه تئوریک خود را معطوف به وجوه سودانگارانه لیبرالیسم اقتصادی می‌کنند. حال سوال بنیادی آن است که آیا سوسیالیست‌ها درست می‌گویند که لیبرالیسم اقتصادی فقط به بزرگتر شدن حجم کیف پول انسان‌ها می‌‌اندیشد، نه به بارور شدن باورهای انسانی‌در آنان، پس برای دفاع از اصل بازار آزاد پاسخ به این سوال ضرورت دارد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:12  توسط ضحی توحیدی   | 

مروری بر سیستم های هرمی و بازاریابی شبکه ای

اجازه بدهید قبل از هر چیز از سیاوش به خاطر دو مقاله " درخت پول" و گلدکوئست آمده در وبلاگش تشکر کنم. (البته در وبلاگ من متوجه نشدم این مقالات نوشته خود اوست یا نه. به هر حال فرق نمی کند).  دیدن این مقالات در وبلاگ سیاوش خیلی دور از انتظار نبود!

 اگر زمانی گذرتان به نت ورک مارکتینگ افتاد حتما قبل از هر پرزنتیشنی (presentation)  این مقالات را مرور کنید. و اگر قبلا گذرتان افتاده با خواندن این مقالات از "نه ای" که مطمئنم به آنها  گفته اید، مطمئن تر شوید و به خودتان افتخار کنید!

آنچه من را از این شبکه منزجر کرده  یکی مربوط به پلیدی خود شبکه است و دیگری مربوط به از دست دادن یک دوست است. متاسفانه در جریان این بازی خطرناک یکی از بهترین دوستانم را از دست دادم. هر چند خدا را شکر به این بازی دست نیالودم ولی پیشنهاد بی شرمانه وی و اصرار بیش از حدش و نیز تغییراتی که در او می دیدم منجر شد به این شد که در پیام تسلیتی با او خداحافظی کنم! (حداقل تا زمان بازگشت مجددش).

و باز متاسفم که چه دوستی هایی از این دست با دستان ناپیدای این این شبکه از هم گسسته می شود. اینست که احساس می کنم باید تلاش کرد تا هر چه بیشتر دیگران را از این دام پلید رهانید.

   

ضحی توحیدی

 

مقالات را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 13:46  توسط ضحی توحیدی   | 





Powered by WebGozar